بررسی تاریخ اخیر جنبش سبز و مسئله پرچم. سخنرانی درآزاد اندیشان

18:17

parcham

متن سخنرانی در آزاد اندیشان. با توجه به اینکه جنبش سبز یک جنبش دمکراتیک است، و آزادیخواهانه، ما در این جنبش رهبری متمرکز نداریم. و به همین دلیل در بسیاری از مواقع بایستی برای مسأیلی که پیش میآید خودمان بنشینیم و برای خودمان تصمیم بگیریم. منجمله این مسائل استفاده از پرچم شیر و خورشید نشان در تظاهرات است و یا بسیاری از مشکلات دیگری که ما با آنها روبرو هستیم و تصمیمات دیگری که باید گرفته بشه و من تلاش میکنم تعریفی از جنبش سبز ارائه بدهم تا ما را در تصمیم گیریهایی که امروزه باید انجام بدهیم و در آینده به آنها بر خواهیم خورد کمک بکند. بطور کلی وقتی که شما به یک واقعه اجتماعی نظیر جنبش سبز بر میخورید این یک سابقه تاریخی دارد، یک زمینه های اجتماعی دارد. که بررسی زمینه های اجتماعی و سوابق تاریخی به ما کمک میکند تا بتوانیم درک بهتری از وضعیت حال داشته باشیم. در مورد مساله تاریخی به تاریخ اخیر مراجعه میکنم. بر میگردد به دوران انتخابات. پیش از اینکه انتخابات برگزار شود در دوران تبلیغات انتخاباتی، ما شاهد این بودیم جناح اصلاح طلب، کاندیداتری آقای خاتمی را دنبال کرد، و تنور انتخابات چندان داغ نبود. با آمدن آقای موسوی به صحنه انتخابات، آقای خاتمی کنار رفتند و باز هم تغییر محسوسی در فضای انتخاباتی احساس نمیشد. تا اینکه ما شاهد مناظرههای تلویزیونی بودیم که بعد از آن یک جمعیت عظیمیاز مردم را مشاهده کردیم که به خیابانها آمدند و طرفداران آقای موسوی بسیار زیاد شدند. در همین بین، کمیتهای تشکیل شد به اسم کمیته صیانت از آرا، که اصلاح طلبها برای جلوگیری از تقلب در انتخابات آن را تشکیل داده بودند. علت آن هم این بود که در انتخابات دوران قبل تقلب صورت گرفته بود. آقای هاشمی رفسنجانی که کاندیدای دوران انتخابات قبلی بودند، خودشان گفتند که تقلب صورت گرفته و شکایت را به خدا بردند. یا آقای کروبی کاندید دیگر ریاست جمهوری، ایشان هم میگفتند که تقلب شده. اما در نهایت آقای احمدی نژاد انتخاب شده بود. در این دوران حتی اصلاح طلبها وقتی که شما مراجعه میکنید به مطبوعات آنها در آن زمان، میبیند که در صدی از تقلب را هم پذیرفته بودند. اما باز، فکر میکردند که اگر حضور مردم گسترده باشد، با توجه به تجربهای که از دوران انتخابات آقای خاتمی داشتند، میتوانند به سمت ریاست جمهوری دست پیدا کنند. در هر صورت انتخابات انجام شد و مردم با تعداد بسیار زیادی به پای صندوقهای رای رفتند چه در داخل و چه در خارج از کشور. حضور مردم دهها میلیونی بود. و باز جناح راست را در موقعیتی قرار داد که مجبور به تقلب بود. اما این تقلبی که صورت گرفت بسیار فاحش بود، و حضور مردم بسیار گسترده بود. حتی قبل از انتخابات مردم این شعار را مطرح میکردند که «وای اگر تقلب بشه». در هر صورت بعد از تقلبی که در انتخابات صورت گرفت و اعلام نتایج ، مردم به خیابانها آمدند و یک تظاهرات آرامی را صورت دادند. بقدری این تظاهرات گسترده بود، که حتی خود اصلاح طلبها هم تصور این را نمیکردند که مردم با این تعداد وارد خیابانها بشوند و یا حتی فکر نمیکردند مردم دست به تظاهرات بزنند. در این تظاهرات صلح آمیز مردم، نیروهای نظامی و انتظامی هم غافل گیر شده بودند و درگیریهایی رخ داد که به کشته شدن چند نفر انجامید. اما در تظاهرات بعدی نیروهای نظامی و انتظامی به مردم حمله کردند و امکان تجمع را از مردم گرفتند. این حملات به مردم، از طریق رسانههای گروهی خبرش به خارج رسید و افکار عمومی جهان نسبت به مساله تقلب در انتخابات ایران و رفتاری که حکومت با مخالفین خودش دارد، آشنا شدند. پشتیبانی افکار عمومی جهانی از یک طرف، و ادامه تظاهرات مردم از طرف دیگر باعث شد حکومت در موقعیتی قرار بگیرد که گامهای شدیدتری رو بردارد برای سرکوب این جنبش مردمی. منتها موفق نشد این جریان را سرکوب بکند. در نهایت کودتای سیاسیای که حکومت انجام داده بود در رابطه با انتخابات، این را تبدیل کرد به یک کودتای نظامی و نیروهای امنیتی امور کشور را به دست گرفتند. و نزدیکی آقای خامنهای برای سرکوب نیروهای اصلاح طلب به آقای احمدی نژاد بیشتر شد. اما اینها جریاناتی بود که در درون حکومت داشت شکل میگرفت. در خارج از حکومت مردم در حقیقت خواهان یک انتخابات سالم و آزاد بودند. جنبش سبز به این معنا یک جنبشی است که در آن مردم ایران میخواهند انتخابات ریاست جمهوری آنها سالم و آزاد بر قرار بشود. این یک مفهوم دموکراسی خواهانه را دارد در خودش. یک مفهوم آزادی طلبانه را دارد در خودش. این خواست دموکراسی خواهانه و آزادی طلبانه، در قالب انتخابات ریاست جمهوری ایران شکل گرفت. در نتیجه میتوان اینگونه تصور کرد که، یا این گونه بیان کرد که جنبش سبز جنبشی است که میگوید «رای من را پس بده». یعنی تقلب نمیخواهد در انتخاباتش. آزادی انتخاب میخواهد. سلامت انتخاب را میخواهد. و از طریق تظاهرات این مساله خودش را بیان کرد اما با سرکوب حاکمیت سیاسی روبرو شد.
در کنار مردم ایران، ایرانیانی که در خارج از کشور بودند و حتی افرادی که متعلق به ملیتهای گوناگون بودند این خواست مردم ایران را منعکس کردند. آنها هم در تظاهرات خودشان آمدند، و میلیونها انسان در سراسر جهان در ۲۵ ژوییه این خواست را بیان کردند که » رای من را پس بده » یا » Where is my vote ؟» یا «رای من کجاست؟» در این تظاهرات ما شاهد این بودیم که پارهای از افراد پرچم ایران را با خودشان آوردند. یعنی پرچم شیر و خورشید نشان ایران را. و آقای موسوی اطلاعیه دادند «صفوفتان را از این افراد جدا کنید». افراد دیگر هم من دیدم که این مسائل رو مطرح میکنند. مثل آقای گنجی که اخیرا یک نامهای را نوشته بودند و این مطلب را گفته بودند. و یا آقای کدیور. خیلی از اصلاح طلبان درون حکومتی این مساله را عنوان میکنند. اما علتش چیست؟ اولا این مساله پرچم یک مساله داخلی است. یعنی یک نفر آدمی که آلمانی است یا فرانسوی است در این مورد که ما خواهان دموکراسی در ایران هستیم، خواهان آزادی در ایران هستیم، خواهان انتخاباتی هستیم که در آن مردم بتوانند خودشان بر سرنوشت خودشان حاکم باشند با ما ایرانیان هماهنگ هستند. اما در این مورد که ما ایرانیان چه نشانی داریم، چه کسانی هستیم، این را ما باید تعین کنیم. این تعریف ما است از خودمان که میتواند هویت ما را مشخص کند. یک نفر آلمانی نمیتواند بیاید و پرچم شیر و خورشید به دست بگیرد. برای اینکه این پرچم ملی ایرانیان است. حالا چرا نیروهای اصلاح طلب نسبت به این مساله از خودشان عکس العمل نشان میدهند دلایل گونگونی دارد. یکی از آنها این است که آنها فکر میکنند که هویت ملی در مقابل هویت مذهبی ما قرار گرفته است. در حالی که اینجوری نیست. مردم ایران اصلا مذهبشان بخشی از هویت ملیشان است. حتی آن شیری که در بالای آن پرچم هست، آن شیر علامت علی است. و دیروز هم به وجود نیامده، یا زمان شاه هم به وجود نیامده. این پرچم سابقه بسیار طولانی و تاریخیای را دارد که ما میبینیم از زمان سلجوقیان وجود داشته است. و همواره این هویت ملی ما را داشته است. آقای گنجی در این نوشته خودشان دلائلی را مطرح میکنند که اصلا صحت ندارد، یعنی بیشتر به یک مغلطه میماند. ایشان میگویند که اینها سلطنت طلبها هستند، اینها مجاهدین هستند. اصلا یک چنین چیزی نیست. حتی خود سلطنت طلبها یا مجاهدین هم این حرف را نمیزند که آقا این پرچم ما است. و ما هم اگر که یک سلطنت طلبی یا یک مجاهدی پرچم شیر و خورشید را بالا ببرد، ما این تصور را نمیکنیم که این پرچم او است و پرچم من نیست. این پرچم یک پرچمی است که هویت ملی ما را بیان میکند. در مقابل آن، آنها یک علامت الله دارند که یک هویت مذهبی را بیان میکند. این مساله که ما خواهان برقراری آزادی و دموکراسی در ایران هستیم، بخشی از آن به این بر میگردد که این ایرانی و ایران چیست. این را شما نمیتوانید با دستور اداری یا با یک مانور سیاسی از مردم ایران بگیرید. این مثل این میماند که شما بخواهید موسیقی ایرانی را با دستور اداری از مردم ایران بگیرید. یا مثل این میماند که شما بخواهید با مغلطه سیاسی بیایید و لباس ایرانی را یا مسائل زیاد دیگری را که مربوط به فرهنگ ایرانی است از آن بگیرید. شما حتی اگر که بیایید و برای ۳۰ سال هم آرم پرچم ایران را بردارید و یک آرم دیگر را روی آن بگذارید به محض اینکه مردم اولین فرصت را پیدا کنند باز پرچم خودشان را بالا میآورند. منباب نمونه من خودم نه یک سلطنت طلب هستم نه از اعضای مجاهدین خلق هستم اما اگر که ببینم که کسی پرچم شیر و خورشید نشان در دستش دارد فکر نمیکنم که این حتما سلطنت طلب هست یه این حتما مجاهد است. و یا فکر نمیکنم که این یک پرچمی را دارد نشان میدهد که هویت ملی من را بیان نمیکند. اما مهمتر از همهٔ اینها این است که ما وقتی میخواهیم راجع به چنین مسائلی تصمیم گیری کنیم، گذشته از اینکه ما اصلا این پرچم را به عنوان هویت ملی خودمان بپذیریم یا نپذیریم، رفتار دمکراتیک است، رفتار آزادیخواهانه است. یعنی این جنبش یک جنبش آزادیخواهانه است، یک جنبش دموکراسی طلبانه است. آیا اگر یک ایرانی بیاید و پرچم ملی کشور خودش را، بدون اینکه عکس کسی را با خودش داشته باشد، بدون اینکه شعار «جاوید شاه» بدهد، یا اینکه در کنار آن علامت حزبش را داشته باشد و غیره و غیره، اگر که کسی آمد و این را پرچم را به دست گرفت، آیا ما به عنوان افرادی که آزادیخواه هستیم، به عنوان افرادی که دموکراسی طلب هستیم به عنوان ایرانیان باید به این آقا بگوییم که آقا شما صف خودتان را از ما جدا کنید؟ اصلا من فرض را بر این میگیرم که این آقا یا این خانم سلطنت طلب هم باشد، یا مجاهد هم باشد، مهم نیست. تا وقتی که دارد به صورت مسالمت آمیز تظاهرات میکند، و هویت ملی خودش را دارد اینطوری بیان میکند به نظر من هیچ اشکالی ندارد. بله، من میتوانم بپذیرم که این فرد یا این شخص نمیتواند عکس رهبر سیاسی خودش را بیاورد، یا آرم حزبی خودش را بیاورد. اما پرچم ملی، هویت ملی ما است. این ارتباطی با حزب و دسته و گروهی ندارد. خوب شما اگر که حتی بگویید که شما صفوف خود را جدا کنید، در حقیقت یک عملی را انجام میدهید که خلاف دموکراسی است. خلاف آزادی است. خلاف هویت ملی ما است. برای اینکه این مسئله مشترک است در بین همه ماها. ما همه ایرانی هستیم. رنگ سبز هویت ملی با خودش ندارد. نه اینکه رنگ سبز را نباید استفاده کرد، نه. رنگ سبز نشانه جنبش سبز است. این را نمیتوان پرچم کرد. میتوان پرچمهای سبز رنگ آورد. میتوان از لباس رنگ سبز استفاده کرد. از دست بند سبز استفاده کرد. اما این را نمیتوان هویت ملی کرد. این یک جنبش اجتماعی است که مردم ایران انجام داده اند. تفاوت اینها در این است.
به نظر من نبایستی ما خودمان ، خودمان را گول بزنیم. ما نبایستی مغلطه سیاسی کنیم. یکی از این مسائلی که من دیدهام گاه بعضی از این افراد به آن اشاره میکنند این است که میخواهند داخل و خارج بکنند. آقای گنجی در نامهشان نوشته بودند که اگر که شما میخواهید مبارزه کنید، برگردید بروید به ایران مبارزه کنید. چرا در خارج ایستاده اید. البته ایشون خودشون وقتی که تشریف آوردند خارج، گفتند که من به زودی برمیگردم به ایران. که هنوز بر نگشته اند. ولی دیگر از ایشان بعید بود که یک چنین حرفی بزنند وقتی که خودشان هم در خارج هستند. به نظر من اصلا داخل و خارج ندارد. شما نمیتوانید حتی به یک نفر فرانسوی که آمده و دارد در تظاهرات شما شرکت میکند بگویید که آقا شما حق ندارید که در تظاهرات ما باشید. چه رسد به اینکه شما به یک ایرانی که در خارج از ایران هست، بگویید که شما جنبش سبز نیستید و بر گردید بروید در ایران مبارزه کنید. اینکه ما چه روشهای مبارزاتی را داریم دنبال میکنیم برای رسیدن به آن اهداف، این روشهای مبارزاتی تا وقتی مورد قبول قرار میگیره که مطابقت داشته باشد با آن اهدافی که دارد بیان میشود. یعنی شما نمیتوانید بیایید و یک عملی را انجام بدهید که ضربه میزند به هویت ملی ایرانیان ، و بعد بگویید که ما برای بر قراری دموکراسی و آزادی در ایران داریم تلاش میکنیم. شما نمیتوانید یک عملی را انجام بدهید که خلاف دموکراسی باشد، که خلاف آزادی باشد و در عین حال بگویید که ما دموکراسی خواه هستیم و آزادی خواه هستیم. و مغلطهٔ سیاسی کنید، و این خواست دموکراتیک مردم ایران را، این خواست آزادی خواهانه مردم ایران را به هر شکلی که ممکنه بخواهید که بیایید و محدودش کنید و بگویید که فقط بایستی حرف من زده بشود. هر کس هر راهکار دیگری را دنبال کرد، هر کس هر عمل دیگری را انجام داد به جز آنچه که من میگویم، او از جنبش سبز نیست و شما بایستی صفوف تان را از این افراد جدا کنید.
من از همه فعالین جنبش سبز در خواست میکنم که صداقت سیاسی داشته باشید، شفافیت سیاسی داشته باشید. اگر که پرچم شیر و خورشید نشان ایران را به عنوان سمبل ملی قبول ندارید خوب بیایید و بگویید که آقا این سمبل ملی ما نیست. نه اینکه به هر نحو ممکن مغلطه سیاسی بکنیم و تلاش بکنیم که نظر خودمان را به یک نحوی تحمیل کنیم بر مردم. و مطالبی را بگوییم که صحت نداشته باشد. بایستی صادق بود. بایستی واقع بین بود. بایستی آن مطلبی را بیان کرد که صحت دارد. حتی آقا به ضرر خواست سیاسی ما باشد. در این مرحله از مبارزات ما هر کدام ممکن است که راه کارهای متفاوتی را ارائه کنیم برای رسیدن به خواستههای خودمان. عده یی میگویند که در داخل نظام باید این تحولات صورت بگیرد. عدهای میگویند که فقط باید رفت و به مراجع بین المللی شکایت کرد و حتی تحریمهای اقتصادی هم نبایستی صورت بگیره. عدهای میگویند که ما میخواهیم برویم و عملی را انجام بدهیم که نظام را سر نگون کند. هر کسی ممکن است که یک نگاهی داشته باشد اما آن نگاه خود را، آن راه کار خود را بایستی به گونهای شفاف بیان کند. از تخریب این جنبش، از این که ما بخواهیم این جنبش را به نفع خودمان مصادره بکنیم، از اینکه ما بخواهیم دروغ بگوییم، از اینکه ما بخواهیم عملی را انجام بدهیم که صفوف را از همدیگر جدا کنیم، و این حرکت اجتماعی عظیم ایران را که ریشههای تاریخی دارد، که ریشههای حقوق بشری دارد را به نفع گروه خودمان بخواهیم مصادره بکنیم، ممکن است که بتوانیم حالا ۴ نفر آدم را گول بزنیم. اما ارزش این را ندارد که یک حرکت اجتماعی این چنینی را که جوانان ما دارند برای آن جان میدهند، خون خود را در این راه دارند میریزند، در آن شدیدترین استبداد سیاسی ممکنه امروز جهان دارند دلیرانهترین حرکتها را از خودشان نشان میدهند، ما بیاییم و از این حرکت اجتماعی به عنوان یک نمد استفاده بکنیم و بخواهیم برای خودمان کلاهی درست بکنیم. به نظر من این درست نیست. ما باید دقت بکنیم که حرکتی که انجام میدهیم، حرفی که میزنیم، عملی که انجام میدهیم صادق باشد، مطابقت داشته باشد با خواست مردم ایران که خواهان ایجاد یک نظام سیاسی هستند که در آن نظام سیاسی امکان انتخاباتی سالم و آزاد برای مردم ایران وجود داشته باشد. پیروز باشید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بررسی تاریخ اخیر جنبش سبز و مسئله پرچم. سخنرانی درآزاد اندیشان

  1. سلام ، آیا می دانید که این کار شما تفرقه افکنی است؟
    جنبش سبز را ما مردم در داخل ایران شروع کردیم و بدون ما به جایی نخواهد رسید
    ما هم رهبرانمان را کروبی و موسوی انتخاب کرده ایم و هر کس می خواهد از این جنبش حمایت کند باید با ما همنوا شود
    شاید همه ما بخواهیم که رژیم عوض شود و لی راهش فقط از طریق اتحاد همه ایرانیان است و این شما هستید که باید با میلیونها ایرانی در داخل کشور همنوا شوید نه ما
    خواهش می کنم کمی مردم داخل را درک کنید
    ما فقط و فقط در چارچوب همین نظام و همین قانون اساسی می توانیم اعتراضاتمان را ادامه بدهیم
    شما هم اگر می خواهید به ما کمک کرده و همدردی کنید پرچمهای رنگارنگتان را کنار گذاشته و زیر پرچم سبز مردم ایران شعارهای مشترک مردم را بدهید و گرنه بهتر است که کاری نکنید چرا که جز ضرر برای جنبش چیز دیگری برایمان نخواهد داشت
    چرا نمی خواید متوجه بشید که ما در ایران در چه وضعیتی هستیم؟
    مسئله دموکراسی و غیره نیست
    ما در ایران تحت فشاریم و شما با آوردن پرچم شیر و خورشید و دادن شعارهایی غیر از شعارهای جنبش سبز نه تنها به ما کمک نمی کنید بلکه به ضرر ما هستید
    ما در ایران داریم خون می دیم کتک می خوریم و تحت بدترین و سخت ترین شرایط هستیم و شما خود خواهانه از پرچم و غیره صحبت می کنید
    کمی چشماتونو باز کنید ، این جنبش رو ما در ایران شروع کردیم و رهبرانمون هم کروبی و موسوی هستند و تا پشت مردم باشند بهشون اعتماد داریم ، مگر اینکه بخوان ساز دیگه ای بزنن
    اگر ما هم بخوایم پرچم شیر و خورشید رو که قبولشم داریم بالا ببریم دوروزه جنبش از بین می ره
    رمز موفقیت ما و بقاء جنبش فقط و فقط هشیاری ماست که بهانه دست نظام نمی دیم
    ما داریم در قالب نظام و قانون اساسی عمل می کنیم
    تا اینطور باشه نمیتونن بطور کامل ما رو حذف کنن
    اگر می خواستیم به عنوان اپوزوسیون عمل کنیم هممون رو مثل مجاهدین در دهه 60 قتل عام می کردند
    تنها دلیل برای ماندگاری جنبش همین هشیاری و اتحاد مردمه
    شما هم خارج از ایران اگر با ما متحد هستید و می خواید از ما حمایت کنید باید در چارچوب جنبش سبز حرکت کنید و شعارهای ما رو بدید وگرنه اگر هیچ کاری نکنید بهتره چون هر کار دیگه ای جز ضرر برای ما چیزی به ارمغان نمیاره
    شما قرار بود صدای ما رو برسونید به جهان نه صدای خودتون و خواسته های شخصیتون رو
    هدف رو فراموش نکنید ، برای رسیدن به این هدف فقط و فقط اتحاد لازمه و زیر لواء پرچم سبز و شعارهای جنبش سبز

    هر بار که کسی خارج از ایران ساز دیگه ای می زنه این بهانه رو دست حکومت می ده که مارو به اسم خط گرفتن از خارجیها و ضد انقلاب و هزار انگ دیگه بیشترسرکوب کنه
    الان که کسی در خارج واسه ما کاری نکرده این چیزا رو می گن وای به حال روزی که شماها بخواین با پرچمها و شعارهای خودتون از ما حمایت کنید
    اونوقته که دخل هممون رو میارن

    یک کم درباره چیزهایی که می گم فکر کنید و خواسته های شخصیتون رو تا پیروزی جنبش کنار بذارین و فقط به مردم شجاع و غیور ایران فکر کنید که جون می دن خون می دن شکنجه می شن مورد تجاوز قرار می گیرن ولی خشونت نشون نمی دن و در کمال دموکراسی و صلح طلبی شعارهاشون رو می دن
    پس از پیروزی همه گروهها می تونن در اداره کشورشون سهم داشته باشن
    این یعنی دموکراسی نه اینکه کسی بیاد جنبش مردم رو به اسم خودش تموم کنه و از فرصت برای مطرح کردن خودش استفاده کنه
    لطفا نظر مرا چاپ کنید
    با تشکر

  2. ما نباید تلاش کنیم که سانسور داخل را به خارج هم سرایت دهیم بلکه بر عکس باید آزادی خارج را به داخل بیاوریم. مهم نیست که چه گروهی با چه پرچمی در تظاهراتی شرکت میکند که تظاهرکندگان در آن خواهان انتخابات سالم و آزاد میباشند. وجود عقاید گوناگون و مخالف در کنار هم و بیان خواستی مشترک؛ عین مبارزه همگانی و اتحاد همه ما برای دموکراسی است. پیشنهاد شما برای حذف هر گروهی که حرف آقای موسوی را نمیزند به این عنوان که ایشان رهبر جبش سبز هستند، باعث تفرقه است نه شرکت گروه‌های گوناگون در حمایت از جنبش سبز. بعلاوه کاری که جمهوری اسلامی در سرکوب مخالفین میکند درست نیست، پس ما کار نادرست جمهوری اسلامی را نباید تکرار کنیم. امیدوارم شما هم که مطمئنم آزادیخواه هستید از آزادی همه گروههای سیاسی بخصوص ازآزادی فعالیت مخالفین خود حمایت فرمائید.

    من سلطنت طلب یا مجاهد نیستم اما سلطنت طلبی را میشناسم که از آلمان آمده اند اینجا در نیو یورک روبروی سازمان ملل تا از شما در ایران حمایت کنند، ضمن اینکه پرچم شیرو خورشید دست داشتند. شوهرشان را هم با درد سر با خود آورده بودند و خواهر شوهرشان از انگلستان به آنها پیوست. من از حق ابراز بیان آزاد ایشان و امثال ایشان حمایت میکنم که عکسشان را در صفحهٔ فیس بوک آقای موسوی سانسور میکنند. یا عکس افرادی که پلاکارتهای جمهوری ایرانی را حمل میکنند. همینطور سایت فیسبوک اقای موسوی عکسهای افرادی که پلاکارتهای نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران را باخود دارند رامنتشر نمیکند.
    اگر قرار باشد تک صدائی را بپذیریم که خوب جمهوری اسلامی هست. شما بجای اینکه به دنبال دلیل برای آزادی فعالیت مخالفتان باشید، بهانه میاورید تا استبداد را به این دلیل که جنبش رهبرانی دارد و یا نمیخواهید پای ازقانون اساسی فرا نهید حاکم کنید. من حاضر نیستم اگر حزب من قرار باشد تنها حزب سیاسی باشد و فقط حرف من اجرا شود، برای آن مبارزه کنم. شما چگونه این صحبتها را میفرمائید و توقع دارید از گیر استبداد آزاد شوید؟ آزادی که خودی و غیر خودی ندارد.

    ما همه با هم هستیم برای رسیدن به انتخاباتی سالم و آزاد. برای رسیدن به دموکراسی و آزادی. کسانیکه میخواهند سانسور کنند و نه یک کلمه بیشتر نه که کلمه کمتر کنند تفرقه ایجاد میکنند. ما مبارزه نمیکنیم که رهبر تراشی کنیم بلکه هرکس در این مبارزه با ماست از او حمایت میکنیم. هرکس هم که عملی خلاف مبارزه انجام داد تذکر میدهیم تا اصلاح شود، اگر نشد او خودش، خود به خود کنار خواهد رفت.

    ما جنبش را هرچه گسترده تر خواهیم کرد؛ داخل و خارج نمیکنیم و آنرا فدای این شخس یا آن شخص نمیکنیم. جمهوری اسلامی بر همین عقیده بنا نهاده شد که هرکس خلاف قانون اساسی ارتجاعیش اعتراضی کرد، نابودش کرد. در حالیکه اعتراض حق هرکسی است شما بیش از انکه بخواهید از حق اعتراض خود دفاع کنید بایستی از حق اعتراض مخالفینتان دفاع کنید تا همه به ازادی برسیم.

    مشکل اقای موسوی و کروبی این است که خودشان حتی به همان قانون ارتجاعی جمهوری اسلامی هم عمل نمیکنند و مثلاً از حق تجمع پشتیبانی نمیکنند و بهانه وزارت کشور را تکرار میکنند که مجوز نمیدهد. زیرا میدانند که مردم آزادی میخواهند و حکومت دینی نمیخواهند. مردم دیندار نیز دخالت دینشان در امور سیاسی را نمیپسندند. قانون بهانه است که این اقایان میاورند. بله ما هم خواهان جامعه ای قانونمند هستیم اما این قانون نمیتواند حقوق اولیه انسانی را زیرپا بگذارد وحق انتخاب،حق تجمع و حق اعتراض را از هیچکس بخصوص از مخالفین بگیرد. این نظام جمهوری اسلامی دقیقا با همین نگاه حذفی بنا‌ نهاده شد. شما حرف جمهوری اسلامی را تکرار نکنید و برای آن جان ندهید. اقای کروبی، موسوی، هاشمی و افرادی نظیر انان تلاششان حفظ نظام جمهوری اسلامی است درحالیکه جنبش سبز انتخاباتی سالم و آزاد را میخواهد. انتخاباتی که در ان اقای موسوی هم حق دارند شرکت کنند و در این راه همه در کنار هم تا رسیدن به این خواسته ابتدائی در هرکجا و با هر امکانی مبارزه میکنیم. ما همه با هم هستیم. آزاد و پیروز باشید همسنگر من.
    hipcat

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s