پرونده کشتار زندانیان و اصلاح طلبان. چه باید کرد؟

21:53

گفت و گو با دوستان اصلاح طلب در تالار ایران دیدگاه به مناسبت معرّفی رئیس جدید قوه قضائیه. تاریخچه هیأت رسیدگی به شکایات شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی و نقش اصلاح طلبان در جنبش سبز. سانسور در بخش نظرات سایت نوروز. نگاهی‌ اجمالی به وضعیت اقتصادی و فرهنگی‌ جمهوری اسلامی. چگونگی‌ رسیدن به دموکراسی و شکل گیری رهبریت در جنبش سبز. متن سخنرانی:
آقای صادق لاریجانی یك هیئت سه نفره ای را مشخص كردند كه برای رسیدگی به جنایاتی هست كه اخیراً در زندان های جمهوری اسلامی صورت گرفته است. منجمله ی این افراد آقای محسن اژه ای هستند كه ایشان یكی از جنایتكارترین افراد شناخته شده جهانی هستند. خودشان وزیر اطلاعات بودند و آن افرادی كه تظاهر كننده بودند را می گفتند كه اینها اغتشاش گر هستند. اینها باعث ایجاد نا امنی شدهاند و وزارت اطلاعات خودش درسركوب افراد دست داشته و تعداد زیادی از افرادی كه این جنایات را مرتكب شدند، از عوامل وزارت اطلاعات بودند. حالا این آقا در هیئتی قرار می گیرند كه قرار هست نسبت به جنایاتی كه خودشان انجام دادند ،رسیدگی بكنند. راستش این هیئت سه نفره ی آقای لاریجانی من را یاد هیئت سه نفره ی آقای خمینی انداخت، كه در قبل انقلاب به قدری شكنجه‌ها در زندان‌ها زیاد شده بود كه فشار سیاسی روی خمینی آورده بود و ایشان مجبور شدند هیئت سه نفره ای را تشكیل بدهندو در مورد شكنجه‌ها تحقیق كنند، البته آقای خمینی همواره می گفتند هرگز درزندانهای جمهوری اسلامی شكنجه ای رخ نداده . یكی دیگر از افرادی هم كه عضو كمیته حقیقت یاب بود ، آقای محتشمی پور بودند كه ایشان رئیس كمیته صیانت از آرای آقای موسوی هستند ، ایشان وزیر كشور آقای خاتمی بودند و از افراد شناخته شده اصلاح طلبان هستند.
حدود ۴۰۰ عكس به كمیته اراده شد. افراد بسیار زیادی كه شكنجه شده بودند دربرابر كمیته توضیح دادند كه به چه شكلی شكنجه شده اند. حتی تعدادی ازافرادی كه شكنجه گر بودند ، شهادت دادند كه به چه شكل شكنجه می دادند. اما در نهایت این كمیته سه نفره اعلام كرد : در جمهوری سلامی هیچ شكنجه ای صورت نگرفته!
ما در مورد رسیدن به عدالت درچارچوب یك نظام جمهوری اسلامی هرگز نمی توانیم به عدالت برسیم، برای اینكه بی عدالتی‌ها ، تجاوز به افراد همواره درطی جمهوری اسلامی وجود داشته. تنها در دهه ی ۶۰، هفت هزار نفر به قتل رسیدند. دخترانی كه ازدواج نكرده بودند و در زندان بودند ، اول بهشون تجاوز می كردند و بعد اعدام می كردند. علتش هم این بود كه در احكام اسلامی شما نمی توانید دختر باكره را اعدام كنید. و بعد از اینكه اعدام می كردند به خانواده هایشان مراجعه می كردندو آن فردی كه این عمل را انجام داده بود با یك بسته شیرینی می آمد و می گفت كه من داماد شما هستم، برای اینكه دختر شما را اعدام بكنیم مجبور بودیم با ایشان ازدواج بكنیم و شما بایستی پول تیری كه برای كشتن دخترتون زده شده را پرداخت بكنید؛ تا اینكه ما جسد دخترتون را بهتون تحویل بدهیم!
تنها سعیده پورآقای نیست كه بهش تجاوز شده ، تنها آن ۴۴نفری را كه در قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا امروزه دفن كرده اند ، نیست كه بهشون تجاوز شده، ماازاین بابت گورستان‌ها داریم. آقای كروبی می گویند كه : اگر به من فشار بیاورید ، من مطالب دیگری را دارم كه بیان خواهم كرد. این گفته ایشان نشان دهنده این هست كه اساساً مسأله دنبال كردن شكنجه‌ها در جمهوری اسلامی به عنوان یك برگ برنده ای است دردست این گروه كه بخواهد بر علیه آن گروه شكایت بكند. و الا اینطور نیست كه اینها اساساً با شكنجه مخالف باشند، اساساً با زندانی سیاسی مخالف باشند. آقای موسوی نمی گوید كه تمامی زندانیان سیاسی بایستی آزاد بشوند ، می گوید كه زندانیان اخیررا بایستی آزاد كرد. وقتی كه به آقای موسوی می گوییم در دوران ریاست دولت شما بود كه هزاران نفر انسان را كشتند، این همه تجاوز در زندان‌ها شد.
ایشان می فرمایند: به ما ارتباطی ندارد ، آن مربوط به قوه قضائیه بوده و ما در قوه مجریه بودیم؛ دیگر نمی گویند كه نماینده وزیر اطلاعات خودشان یكی از افرادی بود كه در آن هیئتها احكام اعدام را صادر می كردند. من نمی گویم كه نبایستی آقای كروبی در این زمینه فعالیت بكنند ،بنده عرضم این هست كه هركس ، كسی رابه جرم داشتن عقیده زندان كرده ،آن عمل را بایستی محكوم كرد.خب حالا این آقایان یك زمانی خودشان این كارها را میكردند، اشكال ندارد. كافی است بیایند و بگویند كه اشتباه كرده اند و از حالا به بعد اشتباهات گذشته را جبران خواهند كرد و مسائلی راكه می دانند بیان بكنند . تا اینكه یك اطمینانی بوجود بیاید برای همگان كه ما بدانیم به معنای واقعی برایرسیدن به یك جامعه داریم تلاش می كنیم كه در آن آزادی فعالیت سیاسی وجود داشته باشد ، امنیت وجود داشته باشد، عدالت وجود داشته باشد ، قانون وجود داشته باشد.
آقای خامنه ای باآقای روح الا امینی دیدار كرده و گفته كه ما حتماً این فردی را كه پسر شما را كشته ، مجازات خواهیم كرد. البته من این اطمینان را بدهم به دوستان عزیز امكان ندارد این كار را هم انجام بدهند. اما مگر فرق میكند سهراب باشدیاندا؟ مگرفرق میكند كه ندا باشد یا سعیده باشد ؟ مگر فرق می كند كه من باشم یا شما باشید یا دیگری باشد؟
آقایان اصلاح طلب كارشان همین است كه اصلاً پنهانكاری بكنند مثل این می ماند كه شما را گذاشته باشند توی یك زندان و دو تا زندانبان آنجا گذاشته باشند .یك زندانبان میاید و به شما می گوید كه آقا شما حق ندارید ازچارچوب این زندانتان بیرون بیایید.یك زندانبان دیگر میاید و می گویدكه : نخیر شما حق دارید توی كریدور هم بیایید. مسئله این است كه به طور كلی اصلاً نباید زندان باشد.
من گاه می بینم كه دوستان عزیز صحبتهائی را می فرمایند ، واقعاً تعجب می كنم از این مواضع سیاسی بعضی از افراد.
ببینید اصلاً لزومی ندارد این تصور را بكنیم كه دفاع از جنایت ها قابل قبول است؟ دفاع از شكنجه‌ها قابل قبول است؟ دفاع از اینكه زندانی سیاسی داشته باشیم قابل قبول است . شما یا آزادیخواه هستید یا نیستید! شما یا دمكرات هستید یا دموكرات نیستید. شما برای مخالف خودتان حق ادامه حیات و حق فعالیت سیاسی قائل هستید یا اینكه نیستید! نمیتوان گفت كه ما قواعدمان را جوری تنظیم میكنیم كه فقط خودمان بتوانیم فعالیت بكنیم و هركس كه خلاف این قوانین عمل كرد بهش بگوییم كه تو قانون شكن هستی! قانونی كه آقای موسوی دارند به روی آن تاكید می كنند بهانه است، كدام قانون؟ قانون نمی تواند مطلبی را داشته باشد كه خلاف حقوق اولیه انسانها باشد!
انسان حق دارد هرگونه كه می خواهد بیاندیشد. شما حق ندارید كس را به جرم داشتن عقیده ای در زندان نگه بدارید. آقای موسوی بفرمائید كه همه زندانیان سیاسی بایستی آزاد بشوند!
موضوع مربوط به قبل از انتخابات و بعد از انتخابات نیست. اعتراضاتشان را به گونه ای مطرح میكنند كه مبادا جمهوری اسلامی بخواهد از بین برود! اصلاً عامل جنایات همین جمهوری اسلامی است! شما نمی توانید یك نظام سیاسی داشته باشید كه درآن نظام سیاسی ولایت فقیهش خمینی باشد وآن جنایتكاری باشد كه چنین احكام جنایتكارانه ای راداده و شما از یك همچنین آدم جنایتكاری با این سلام و صلوات نام می برید و آن موقع فكر می كنید بقیه به شما اطمینان میكنند كه شما برای این مردم دموكراسی می آورید؟ شما برای این مردم آزادی می آورید؟
به همین دلیل هست كه وقتی كه جنبش سبز شكل می گیرد، ایشان میگویند كه آنهائی كه نظام جمهوری اسلامی را قبول ندارند، صفوفتان را از آنها جدابكنید. درحقیقت اصلاح طلبان به همان اندازه ای از استبداد سود می برند كه كودتاچی‌ها دارند سود می برند، دوستان عزیز حواستان باشد!
یعنی كودتاچیان با شكنجه مردم، با كشتن مردم وحشت ایجاد می كنند. اصلاح طلبان هم با گفتن این مطلب كه اگر ما بخواهیم از چارچوب این نظام خارج بشویم ، مارا میگیرند می كشند ، مارا می گیرند شكنجه میكنند. شما را میگیرند میكشند، شما را میگیرند شكنجه می دهند ! اجازه نمی دهند كه مردم خواسته های خودشان را مطرح كنند. شما حتی در روشهای مبارزاتی هم میبینیدكه اینجور نیست! بهوزارت كشور درخواست تظاهرات داده اند؛ وزارت كشور هم گفتهكه ما نمی دهیم! آقایان هم گفتند خب پس وزارت كشور اجازه نداد، ما دیگر تظاهرات نمی كنیم.آقای موسوی میگویند كه ما می خواهیم طبق قانون رفتار بكنیم. قانونی كه به شما اجازه تجمع نمی دهد، قانون دیگرقانون نیست!آن كسی كه دارد بی قانونی می كند وزارت كشورهست. شماكه میگویید میخواهید جلوی بی قانونی‌ها بایستید ،خب بایستید.اعلام بكنید كه وزارت كشور وظیفه‌اش این هست كه به ما اجازه راهپیمایی بدهد.اما پلیس حق نداردبیایدبگویدكه آقا شما برای چی میخواهید تظاهرات بكنید؟ برای چی میخواهید تظاهرات بكنید اصلاً به وزارت كشورچه ربطی دارد؟ به پلیس چه ربطی دارد كه من برای چی می خواهم تظاهرات بكنم؟بنده برای هر چیزی كه دلم بخواهد حق دارم تظاهرات بكنم.شما كه نمی توانید به من بگویید اول چی ،فكر بكن بعد ما بهتان اجازه تظاهرات می دهیم.اگه قرار باشد كه برای اون چیزی كه شما می خواهید تظاهرات بكنید، بنده من برم تظاهرات بكنم كه خب خودتان برویدتظاهرات كنید.من چرا بیایم بروم برای پلیس تظاهرات كنم؟من می خواهم برای مطلبی كه خودم می خواهم تظاهرات بكنم.این حق من هست كه بتوانم اندیشه خودم راآزادانه بیان كنم!آقای موسوی می فرمایند كه : نه شعارهای ساختارشكنانه ندهید. اگر كه شعارهای ساختارشكنانه بدهید آنها می آیند شمارا میگیرند می كشند. پس شما اینجا چه كاره اید؟ شما خودتان هم كه نمی خواهید شعار ساختارشكنانه بدهید لا اقل از حق من ، كه من می خواهم شعار ساختارشكنانه بدهم دفاع بكنید. همانطوری كه ما از شما دفاع می كنیمكه شما هز شعاری را كه می خواهید مطرح بكنید.وقتیكه می گوییم انتخابات بایستی آزاد باشد؛ مفهوم آزادی انتخاب این نیست كه فقط بین من و دوست من و رفیق من یكی را انتخاب بكنیم! شما حق ندارید كاندید بشوید و اگرسر جریانی كه مربوط به انتخابات هست تقلب شد ، اگر كه مال من بود من حق اعتراض دارم اما شما اصلا» حق كاندید شدن ندارید. این نوع تفكر كه آزادیخواهانه نیست.
توی عصر ارتباطات و اطلاعات، جبهه مشارکت اسلامی سایتی دارد به اسم سایت نوروز. توی اون خبرها نوشته میشه در زیر خبر‌ها هم نظرات نوشته میشه. یکی‌از خبرهای اینها این بود که تعدادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی در برابر اوین جمع شدند و اونجا دارن افطاری میخورند و کلی شعار اسلامی هم زده بود و‌اینجور چیزها. درزیر بخش نظرات آنها نوشتم » چه خوب میشد خانواده‌های زندانیان سیاسی از اعمال نظر مذهبیشون در امور سیاسی خود داری میکردند و سمبلهای مذهبیشون را در امور سیاسی دخالت نمیدادند‌. ان نظر من را پخش نکرده در بخش نظراتش سایت نوروز. حالا جالبی قضیه اینجاست وقتی‌ این سایت در دوران انتخابات ممنوع شده بود و فیلتر شده بود، من یکی‌از افرادی بودم که اعتراض کرده بودم به اینکه چرا سایت نوروز فیلتر شده. حالا اینها تو بخش نظراتشون که چهل پنجاه تا نظر اونجا هست، هیچکدومشون هم بدرد بخور نیست. ههمشون نوشتند یا حسین میرحسین و راجع به خبری که به این خبر هم ارتباطی‌ندارد همه تشویق کردند. آمدم آنجا یک نظری را دادم که برای اصلاح کاشون بوده، پخش نکردند. در فیس بوک یک کمپین گذاشتم که جلوی سانسور نظرات در بخش نظرات سایت نوروز را بگیرید. باز هم پخش نکردند. توی سایت خودشون، اعتراضی را که من توی فیسبوک کرده بودم را براشون زدم، حتی اون را هم نگذاشتند.
درست مثل اون کاری که حشمت طبرزدی کرد. او در در بخش نظرات وبلاگ من من نوشت که هیپکت یک چهرهٔ در هم کشیده‌ای هست، و از او پرهیز کنید. من همین جملهٔ خودش رو زدم تو بخش نظرات وبلاگ خودش، و گفتم که آقای حشمت طبرزدی داره این حرف‌ها را راجع به من میزند و او این را سانسور کرد. او اجازه نمی‌‌داد که نظر خودش را که در سایت من تایپ کرده بود در سایت خودش پخش بشه و اون را سانسور کرده بود. البته این آقای حشمت طبرزدی یک گام هم جلوتر از جبهه‌ مشترکیها رفته است. باز جبهه‌ مشرکتیها فقط سانسور میکنند، اما او نه فقط قسمت نظراتش را بست و سانسور کرد، بلکه خودش با یک اسم مستعار دیگر یک چیز‌هایی‌ از پیش خودش نوشت و یک داستانهای جالب دیگری سرهم کرد. این جالب است که آدم نظر خودش را در بخش نظرات وبلاگ خودش سانسور بکنه. این دیگه شاهکار است.
در هر صورت ببینید، نظام جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی است که در حال فروپاشی است، زیرا متعلق به این عصر نیست، متعلق به این زمان نیست. این نظام یک نگرشی دارد که از لحاظه ایدئولژیکی شکست خورده است، و تبعاتش در همهٔ زمینه‌ها دیده میشود. شما نگاه کنید که در زمینه‌های اقتصادی چه وضعیتی را بوجود آورده اند. فقط توی همین زمینهٔ وام هایی که برای طرح زود بازده در نظر گرفته شده بود، پلیس تهران اعلام کرده که۸۰% دزدی‌هایی‌ که در این طرح شده توسط بانکها صورت گرفته . ۶۰% از پولی‌ که تا حالا برای این بنگاه یه زود بازده داده شده همه اختلاس بود و دزدی شده. فقط در یک مورد رئیس بانک ۳۰ میلیون دلار رشوه گرفته و تا حالا یک میلیارد دلار پول بدون سند جابجا کرده و دزدی و اختلاس کرده. خودشان میگویند که از ۱۸ میلیارد دلار این ۹ میلیارد دلار فقط اختلاس مالی شده. چنین سیستم سیاسی، یک چنین نظام اقتصادی را داره ایجاد می‌کنه که ورشکستگی به دنبالش هست. اصلا ما هیچکدام هیچ فعالیت سیاسی هم که نکنیم، هیچ کار هم نکنیم، شعار هم ندهیم، هیچ تظاهراتی هم برپا نکنیم، خود این نظام در حال فرو پاشی است بخاطر همین زمینه‌های اقتصادی که خودش داره اجرا میکند. بیش از ۲۰۰۰ واحد صنعتی مملکت نمی‌‌توانند بدهی خود را به بانک پرداخت بکنند. قرار شده که ۴۰۰۰ واحد دیگه هم به این لیست اضافه بشه .یعنی‌ بیش از ۶۰۰۰ واحد صنعتی کشور ورشکست شده اند و تا سال آینده نمیتوانند بدهی‌های خود را به بانک‌ها پرداخت کنند. بانکها که دیگه وضعشون خیلی‌ بد تر است. خوب این تا کی‌ میتواند ادامه پیدا کند؟ شما فکر می‌کنید که قیمت نفتی‌ که بالا رفت و آقای احمدی نژاد توانست از دولتی سر آن بیاید و یک سری ول خرجیها بکند و البته اکثر قریب به اتفاقش را به دوستان خودش داده است و یک مقدار زیادش را هم در کشورهای خارجی‌ خرج کرده است. و آن کمی‌ هم که باقی‌ مانده بود داد به روستاها و اطراف شهرهای کوچک به هوادارانش. می‌تونست همین کارها را ادامه بده. مملکتی که بزرگترین تولید کنندهٔ نفت در اوپک است، کارش به جایی رسیده که کشورهای خارجی‌ میخواهند واردات بنزینش را تحریم کنند. و این دولت حیران مانده است که با بی‌ بنزینی چه می‌‌خواهد بکند؟ در مسالهٔ مسکن فقط تو همین ۳ ماههٔ اول سال ما شاهد ۶۰% افت مسکن بودیم. در حالی‌ که وضعیت باید به گونه‌ای باشد که در سال باید یک و نیم میلون واحد مسکن ساخته بشود و اینها نمیتوانند یک دهمش را هم بسازند. دولت در حال ور شکستگی است. این وضعیت اقتصادیش است، آن وضعیت امنیتیش است و آن وضعیت فرهنگیش است، که آیت الله خامنه‌ای علنا میگوید که کتابهایی که در زمینهٔ علوم انسانی‌ تدریس میشود، اینها باعث انحراف جوانها میشود. این نشان دهندهٔ شکست جمهوری اسلامی است. مگر روان شناسی‌ اسلامی یا غیر اسلامی دارد؟ مگر ادبیات اسلامی یا غیر اسلامی دارد؟ مگر تاریخ اسلامی یا غیر اسلامی دارد؟ مگر علوم سیاسی اسلامی یا غیر اسلامی دارد؟ مگر جامعه شناسی‌ اسلامی یا غیر اسلامی دارد؟ اینها یک سری از علوم هست. مثل این است که بگوییم ما میخواهیم ریاضی‌ اسلامی و غیر اسلامی داشته باشیم. نمیدانم که نقشهٔ آنها چی‌ است؟ آیا او این حرفها را زد بخاطر این که میخواهند در آستانه باز شدن دانشگاهها، این دانشکده‌ها را ببندند؟ یا از چه چیزی وحشت کرده اند؟
دوستان عزیز، در هر صورت نظام در حال فرو پاشی است، و آنچه که مهم است این است که ما عملی‌ را انجام بدهیم که درست باشد. بر مبنای دموکراسی باشد. بر مبنای آزادی باشد. بر مبنای سکولاریزم باشد. دین خودمان را برای خودمان نگاه بداریم، و مذهب خودمان را برای خودمان نگاه بداریم و آن را در امور سیاسی دخالت ندهیم. من تعجب می‌کنم که دوستان عزیز میخواهند به دموکراسی برسند، بعد دنبال فتوای آیت الله فلانی‌ هستند. شما چطور می‌خواهید به دموکراسی برسید وقتی‌ که هنوز دنبال فتوا هستید؟ دموکراسی یه چیز مدرن است، فتوا یک نگرشی است که سنتی‌ است، فتوا آنهم از کی‌؟ از یک آخوندی که حرفش مال ۱۴۰۰ سال قبل است. روحانیت نباید در امور سیاسی دخالت کند. این مثل این میماند که از جیب یک آخوند بیرون بیاییم و به دست یک آخوند دیگر بیفتیم. خوب چرا می‌خواهید این کار را بکنید؟ اگر می‌خواهید به آزادی برسید، باید آزاد اندیش باشید. خودتان به عقلانیت خودتان مراجعه کنید و اگر که این عمل درست بود، آن را تأیدش کنید، و اگر یک عملی‌ غلط بود آن را نفی کنید. شخصیت پرستی‌ که نباید کرد . آقای موسوی یا آقای کروبی که می‌گویند این کار را بکنید و آن کار را نکنید. و هر کاری را که در چهار چوبه آزادی و دموکراسی بود و گفتن بکنید باید انجام بدهند و اگر یک حرف زدن که در چهار چوب آزادی و دموکراسی نبود حمایت نکنید. از آزادی حمایت کنید. از دموکراسی حمایت کنید. از حقوق زنان دفاع کنید. از حقوق کارگران دفاع کنید. از حقوق جوانان دفاع کنید. از یک سیستمی‌ که دمکراتیک است دفاع کنید. از عدالت دفاع کنید. از یک حکومت قانون مند دفاع کنید. قانونی که بر پایهٔ حقوق بشر باشد، و بر پایهٔ عقلانیت انسانی‌ باشد، نه بر پایه هر قانونی که همینجوری خودشان درست میکنند، خودشان میبافند، خودشان میدوزند و بعد هم میگویند این قانون شد. مگر شما قانون گرا نیستید؟ خوب این هم قانون. قانون ما به ما میگوید که شما حق ندارید تظاهرات بکنید. خوب قانون شما اشتباه از عزیز من.
در هر صورت من بسیار امیدوار هستم نسبت به پیروزی جنبش سبز برای رسیدن به یک نظام سیاسی که در آن آزادیهای اجتماعی، آزادیهای فردی، دموکراسی، حق انتخابات آزاد و انتخابات سالم برای مردم ایران وجود داشته باشد. و به دوستان عزیز عرض می‌کنم که رهبری را اندیشهٔ شما دارد. رهبری را فرهنگ شما دارد. رهبری را خود شما دارید. شما رهبر لازم ندارید. اگر کسی‌ حرفی‌ را زد که درست بود ازاو حمایت کنید. مهم نیست که کی‌ باشد. من این مطلب را عرض کردم برای دوستان عزیزی که بعضی‌ مواقع می‌پرسند که چه باید کرد؟ به نظر من سوالی که مطرح میشود، پاسخش خیلی‌ ساده است. بایستی به عقل خودتان مراجعه کنید و ببینید که آیا دموکراسی این است؟ آیا آزادی این است؟ آیا جدایی دین از حکومت این است؟ آیا این جزئی از حقوق انسانی‌ و اولیه‌ شما هست؟ بروید همان کار را بکنید و همان کار را انجام بدهید. یا هر کس آن کار را انجام داد از او حمایت کنید. و اگر عملی‌ را دیدید که خلاف دموکراسی بود، خلاف سکولاریزم بود، حمایت نکنید.  پیروز باشید

Advertisements

یک دیدگاه برای ”پرونده کشتار زندانیان و اصلاح طلبان. چه باید کرد؟

  1. ممنون، فایل صوتی بیست ثانیه بیشتر اجرا نمیشه، در ضمن چه خوب بود متن این مطالب را پیاده میکردید، از حضورتون در وبلاگ اون روز هم ممنونم

  2. سپاس از راهنمائی oonrooz گرامی‌. لینک دانلود را اضافه نمودم امیدوارم کمک کند. متن سخنرانی در دست پیاده شدن توسط یکی‌ از یاران است، حتما اضافه خواهم نمود. مطلبی که شما با عنوان خدا شانس بده در وبلاگتان نوشته بودید در فیسبوک به دستم رسید و خواندن آنرا به دوستان توصیه مینمایم. پیروز باشید عزیز
    http://oonrooz.blogspot.com/2009/09/blog-post_05.html

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s