جنبش جهانی سبز

16:45

سخنرانی در ایران دیدگاه: بررسی اولین جنبش جهانی‌ در عصر انفورماتیک. چگونگی‌ عملکرد استبداد و نقش رسانه‌ های گروهی در جهانی‌ شدن. مساله داخل    و خارج. هشدار در مورد خطراتی که جنبش را تهدید میکنند. مشکل سانسور در فیسبوک. ارائه راهکار برای ادامه حیات جنبشس سبز

يكي از جنبه هاي مهم و موثر جنبش سبز جهاني بودن آن است، به اين معنا كه در عصر انفورماتيك اتفاق افتاده ؛درعصري كه ارتباطات واطلاعات گسترده تر شده ومردم جهان نسبت به مسائل و مصائبی كه برسر مردم ايران مي رود، آگاهي پيدا كرده اند وتاكنون ميليون‌ها انسان در اقسا نقاط جهان به گونه هاي گوناگون همبستگي خودشان را با اين جنبش ابراز نموده اند.

درنتيجه ما نمي توانيم بگوييم كه جنبش سبز تنها متعلق به مردم ايران است ، بلكه اين جنبش متعلق به همه ي مردم آزاده جهان است.

نظام هاي استبدادي براي اينكه بتوانند به حيات خودشان ادامه بدهند بايستي جامعه را ببندند، مردم را ناآگاه نگاه بدارند، به دروغ پراكني بپردازند. افراد آگاه ، روشنفكر و معترض را سركوب بكنند و درنهايت در جامعه سكوت و ثبات بوجود بياورند تا اينكه به حيات خودشان ادامه بدهند. به همين دليل است كه جمهوري اسلامي بدترين و شديدترين نوع فيلترينگ را بر روي اينترنت ايجاد كرده و برنامه هاي صدا و سيماي جمهوري اسلامي مرتب به دروغ پراكني مشغولند ،گذشته از اينها جمهوري اسلامي با بدترين وضع به سركوب مخالفان خودش پرداخته اما موفق نشده كه جنبش سبز را از بين ببرد. علت اينكه موفق نشده اين هست كه نتوانسته در زمينه ناآگاه نگهداشتن مردم داخل و مردم خارج از ايران موفق از آب دربيايد. امروزه با توجه به اينكه انسانها به منابع اطلاعاتي گوناگون ازطريق وب سايتها ، وب لاگها ،ست لايتها ، راديوها،تلويزيون‌ها ،اس‌ام اس ،تلفن و بسياري از رسانه هاي گروهي ديگر با همديگر در ارتباط هستند و مطلع هستند ، امكاني براي جمهوري اسلامي وجود ندارد كه بتواند از آگاه شدن مردم جلوگيري كند. امروزه همه مي دانند جوانان ما در زندانهاي جمهوري اسلامي چه برسرشان مي گذرد. نه تنها مي دانند كه امروزه چه مي گذرد بلكه متوجه شده اند در ساليان گذشته چه ميگذشته!

يكي از خصوصيات عصر انفورماتيك اين است كه شما نمي توانيد لاپوشاني بكنيد، نمي توانيد پنهانكاري بكنيد، نمي توانيد از جلوي نشر اخبار جلوگيري بكنيد و نمي توانيد انسانها را از همديگر جدا بكنيد. به همين دليل است كه مامي بينيم بين مردم ايران و ساير ملل يك همبستگي محمكي بوجود آمده براي رسيدن خواسته هايي كه آزاديخواهانه است، خواسته هايي كه از جانب جنبش سبز مطرح ميشود . البته كسانيكه مخالف جنبش سبز هستند و يا منافع خودشان را درشكست جنبش سبز مي بينند ،تلاش مي كنند اين امكان ارتباطي را به هرشكل ممكن از بين ببرند ، داخل وخارج مي كنند. مي گويند كه «آقا ما در داخل هستيم، مي دانيم چه مي گذرد. شما در خارج هستيد، نمي دانيد چه ميگذرد! » در حاليكه اين گفته در عصر انفورماتيك اصلا» صحت ندارد. يعني بنده دسترسي به همه روزنامه هاي داخل ايران را دارم، بنده دسترسي به بسياري از سايتهاي اينترنتي كه حتي ايروني‌ها در داخل ايران نمي توانند دسترسي داشته باشند را من در خارج دسترسي دارم.علاوه بر آن سه تا زبان ديگر را مي دانم كه مي توانم به اين وسيله منابع اطلاعاتي خودم را گسترده تر بكنم و الي آخر… در نتيجه وقتيكه يك جوان ايراني به من مي گويد: شما نمي دانيد در داخل ايران چه مي گذرد، اين مطلب صحت ندارد. براي اينكه به طور مداوم با افراد بسيار زيادي در داخل ايران چه از طريق فيس بوك ، از طريق توييتر يا از طرق ديگر نظير تلفن در ارتباطم. ارتباطي كه هم زماني است. ارتباطي كه دوسويه است. و ما به اندازه جواناني كه در ايران دارند مبارزه ميكنند ، به اندازه زناني كه در ايران مبارزه مي كنند ، به اندازه مردم ايران كه در ايران مبارزه مي كنند؛در خارج از ايران داريم تلاش مي كنيم و در تك تك لحظات سخت مبارزه با آنها شريك هستيم. فقط يك نمونه را من بگويم براي دوستان عزيز، آن اوايل كه كشتارها بسيار زياد بود در خيابانها ، روحيه من به قدري افسرده شده بود كه نمي توانستم صحبت بكنم. همين كه شروع به صحبت درباره مسائل ايران مي كردم و يا حتی صحبت نكرده ناخودآگاه  در روز چندين بار اشك من در مي آمد. ومن تنها نيستم، بسياري از افراد ديگري كه من باآنها در ارتباط بودم بلكه تمامي افرادي كه با آنها در ارتباط بودم و در خارج از ايران بودند همين حالت را داشتند. پيروزي جنبش سبز تنها پيروزي مردم ايران نيست، بلكه پيروزي اولين كشوري است كه در عصر انفورماتيك نهضتي را شروع كرده كه بر پايه وسايل ارتباط جمعي عصر انفورماتيكي است. پيروزي آگاهي بر ناداني است.

جمهوري اسلامي در حال نابودي است به اين علت كه مردم ايران به آگاهي رسيده اند، به اين علت كه مردم جهان نسبت به مسائل مردم ايران به آگاهي رسيده اند.

يكي از خطراتي كه جنبش سبز را تهديد مي كند همين بسته شدن فضاست و اين بسته شدن فضا را, بعضي از افرادي كه در داخل جنبش سبز هم هستند ناخود آگاه مطرح مي كنند.به اين عنوان كه افراد كه در داخل هستند يا در خارج هستند ، آناني كه در خارج هستند فقط بايستي گوش بكنند ببينند در داخل چه مي گويند، آنها هم همان را تكرار بكنند. البته پاره اي از افرادي كه در جنبش سبز هستند ومايل هستند جنبش سبز را به نفع خودشان مصادره بكنند هم يك چنين شعار‌هایی‌ را مطرح مي كنند.

مي خواهند جنبش را در داخل محدود بكنند تا خواسته هاي مردم كه رسيدن به آزادي است از حمايت افكار عمومي خارجي برخوردار نباشد ويا آن استبدادي را كه خودشان مي خواهند در داخل حاكم بكنند، آن سانسوري را كه خودشان مي خواهند در داخل حاكم بكنند و شعارهايي  كه مي خواهند به گونه اي محدود فقط همان شعارها به عنوان شعار جنبش سبز مطرح بشود، آنها را مي خواهند مستولي بكنند ، حتي تلاش مي كنند اين استبداد داخل را به خارج هم سرايت بدهند.

مثلا» فرض بفرمائيد ميگويند : شما شعارهاي ساختار شكنانه ندهيد، در حاليكه جنبش سبز اساسش ساختار شكني است.اساسش مبارزه با يك نظام استبدادي است، اساسش آزادي خواهي است.حتي پاره اي از اين سايتهاي اينترنتي كه اسم سبز هم براي خودشان ميگذارند، تلاش دارند سانسور خبري را به فضاي اينترنت هم گسترش بدهند. من باب نمونه در فيس بوك اطلاعيه شماره ۱۲ آقاي موسوي را من از طريق يك سايتي دريافت كردم به اسم» سبز انديشان مشهد»؛ در زير اطلاعيه آقاي موسوي در بخش كامنت نوشتم:بستن احزاب و به زندان انداختن افراد نتيجه نظام مذهبي است كه به استبداد منجر ميشود! احزاب و شخصيتهاي سياسي كه بر حفظ نظام جمهوري اسلامي تاكيد مي كنند در حقيقت اول ديگران و سپس خود را قرباني نظام سياسي خودشان مي نمايند؛ از يك نظام دموكراتيك و آزادي حمايت كنيد.فردي كه مسئول اين سايت بود، در زير نوشته من پرسيده بود كه:آيا شما با مذهب آقاي موسوي مشكل داريد؟ در پاسخ گفته بودم كه : نه! من از اديان حمايت مي كنم، از آزادي اديان حمايت مي كنم. مشكل من مذهب سياسي است.مجدداً ايشان نوشته بودند كه : تا آنجائيكه ما از افكار ايشان (يعني آقاي مهندس موسوي) خبر داريم، اصلا» طرفدار حكومت نيستند ؛ايشان از مخالفين سرسخت حكومت هستند و طرفدار دموكراسي! بنده در مقابل براي ايشان نوشتم: كه منظور من ميرحسين موسوي است! همان فردي كه شما عكسش را آن بالا زده ايد و اطلاعيه‌اش آن بالا هست، كه مي فرمايند : «هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دل بستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي گويم». بعد اين آقا اولين مطلبي را كه من در مورد مسئله استبداد مطرح كرده بودم را پاك كرده بود ، مطلب آخر من را پاك كرده بود و من رااز نوشتن در آن وبلاگ محروم كرده بود.به سايتهاي ديگر مراجعه كردم، به سايتهاي ديگري كه از اين آقا لينك گذاشتند و ما به اعتبار آنها اين را اضافه كرده بوديم؛ مثل خانم زهرا رهنورد و غيره.. درآنها نوشتم كه اين سانسورچي كيست كه به عنوان سبزانديشان مشهد آمده اينجا و كامنت هاي افراد را بنا به خواسته خودش سانسور مي كند و اجازه آزادي انديشه را نمي دهد؟  يا اعتراضي كه من قبلا» به بخش نظرات در روزنامه نوروز كرده بودم. مسئله شخص من نيست! بلكه اهميت موضوع در اين هست كه شما وقتي كه در عصر انفورماتيك هستيد و از ابزارهاي انفورماتيكي براي تبادل نظرو انديشه داريد استفاده مي كنيد، بايستي فرهنگ آن ابزار را هم داشته باشيد.نبايستي از ۳ تا كامنتي كه من آنجا گذاشته‌ام ، شما دوتايش را پاك بكنيد  و بعد من را از نوشتن محروم بكنيد.اين بستن فضا واين سانسوركردن‌ها مي بينم در سايتهاي طرفداران آقاي موسوي رايج شده ، علتش اين هست  كه در حقيقت نگرش آنها با شكست روبرو شده است.يعني شما نمي توانيد از مردمي كه براي رسيدن به آزادي ، براي رسيدن به يك نظام دموكراتيك مبارزه مي كنند و يك جنبش جهاني  را ايجاد كرده اند وشما وقتيكه از اين ابزارهاي ارتباط جمعي براي ارتباط با آنها استفاده مي كنيد تلاش مي كنيد كه اين ابزارها ي ارتباطي را نظير جمهوري اسلامي سانسور بكنيد ،فيلتر بكنيد . كسانيكه منتقد هستند را نفي بكنيد و جلوي تبادل نظر وانديشه را بگيريد. جلوگيري از تبادل نظر و انديشه ،جدا كردن مردم ايران در داخل و خارج از طريق سانسور، از طريق اشاعه استبداد داخل به خارج ، از طريق جلوگيري از ابراز نظر در حقيقت يكي ازمشكلات اساسي است كه پاره اي از افراد ايجاد كرده اند؛ كه باعث از بين رفتن يكي از مشخصه هاي عمده جنبش سبز خواهد شد و اين جنبش را در داخل محدود خواهد كرد و استبداد داخل مي تواند آن را سركوب بكند.درنتيجه من به دوستان عزيز طرفدار جنبش سبزمي خواهم هشدار بدهم تلاش ما بايستي در جهت ايجاد وحدت باشد. بايستي در جهت ايجاد ارتباط باشد.بايستي در جهت گسترده تر كردن جنبش سبز باشد .بايستي در جهت ايجاد فضائي باشد كه در آن امكان بيان نظرات وجود داشته باشد.آزادي بيان وجود داشته باشد.آزادي انديشه وجود داشته باشد.اينگونه است كه ما مي توانيم در حقيقت به حيات جنبش سبز ادامه بدهيم براي اينكه تاكتيك هايي كه تاكنون اصلاح طلبان براي حل مسئله انتخابات به كار برده اند،هيچ كدامشان نتيجه اي نداده و مطمئناً بي نتيجه خواهد بود و اين جنبش را آنها مايل هستند كه قرباني بكنند.

ما رفتيم رأي داديم براي اينكه آقاي موسوي بيايد و درمقابل آقاي احمدي نژاد و در مقابل آقاي خامنه اي بايستد. ايشان هيچ ايستادگي نكردند که هیچ ، تلاش ايشان همانگونه كه در بيانيه‌شان آمده این است كه نظام جمهوري اسلامي را حفظ بكنند ، در حاليكه مامي دانيم در نظام جمهوري اسلامي امكان رسيدن به دموكراسي نيست، امكان رسيدن به آزادي نيست. پاره اي از افراد مي گويند ما كس ديگري رانداريم كه به او مراجعه كنيم! شما چرا به خودتان مراجعه نمي كنيد؟؟؟؟ به جاي اينكه ما به دنبال فرد وشخص باشيم بايستي به دنبال انديشه باشيم، بايستي به دنبال روش و راهكار باشيم. هر روشي و هر انديشه اي كه در جهت آزادي بود بايستي كه آن را به كار ببريم.يعني اگر كه يك كسي طرفدار موسوي بود وسانسور كردشما ازش طرفداري نكنيد. اگر كه يك كسي آمد و گفت آقاي بهشتي فلان بوده و فلان بوده، اين دروغ مي گويد به شما! اين آقاي بهشتي يك جنايتكاري بوده كه از همه اين جنايتكاران ديگر ،جنايتكار تربوده! اگر كه يك كسي آمد و گفت كه امام خميني (صل ا…) بدانيد كه اصلاً متوجه مطلب شما نيست. شما پيروي نكنيد، شما نگوييد.شما نكنيد…

شما كاري را بكنيد ،راهي رابرويد كه به دموكراسي و به آزادي ختم مي شود. منشي رادر پيش بگيريد كه به دموكراسي و آزادي ختم مي شود و در مقابل استبداد بايستيد؛ از هرگونه كه مي خواهد باشد.

يعني ما استبداد سبز نداريم. سانسور سبز نداريم.داخل و خارج سبز نداريم. به عبارت ديگه ماهمه با هم هستيم تا رسيدن به يك نظام جهاني آزاد، به يك نظام جهاني دموكرات. پيروز باشيد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”جنبش جهانی سبز

  1. man ham in sansoor raa dar facebook tajrobeh kardam va naame khod ra az list mousavi va rahnavard dar avardam, choin maa be donbaleh form nistim balkeh be donbaleh azadi hastim. sansoor, sansoor ast ..hamihaa vaghti be ghodrat beresand sansoor mikonand , agar facebook ra tahamol nemikonand. Dar zemn mahe ramezan hamash ghor;a’n post kardand. in baes tafraghe shod va hich rabti be jonbesh nada

    jonbeshe mardom baraye azadi edame darad. entekhabat be payan resid.

  2. , zamane kar ast , ma ra shoma organize koneed.

    ba hadayete shoma beraye naghsshe mosbat dashten ka dast khod ra ba dast ka badaheem ,neyazmandeem. ka ba hadef.
    ba azme razm hereket ra ceriter koneem

  3. این نوشته منو یاد ان جمله انداخت که میگه «پیروی از نظرات خوب خوب است و پیروی از نظریه پردازان خوب خطرناک» جنبش سبز یعنی من هستم و می اندیشم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s