منافع ملی‌ – روز قدس

20:15

putinراهپیمائی روز قدس و چگونگی‌ طرح شعارها. تعریف منافع ملی‌ در علوم سیاسی. تفاوت نظامهای سیاسی استبدادی و دموکراتیک در حفظ منافع ملی‌. بحرانهای گوناگون جمهوری اسلامی. پاسخ به پرسش در مورد رابطه اصلاح طلبان در جبش سبز.

منافع ملی یا رزون دتا در فرانسه و  نشنال اینترست در انگلیسی مفهومی است که در علوم سیاسی و در چارچوبه روابط بین المللی بکار گرفته می شود. این مفهوم در گذشته معنایی مذهبی داشته برای اینکه ملتها بر اساس اخلاقیات و مذهب خود، خود را تعریف می نمودند و دولتها در حقیقت نمایندگان مذهبی بودند، به همین علت جنگهایی که در گذشته صورت میگرفته، تماما جنگهای مذهبی بوده. تا اینکه در سالهای 1618 و 1648 که جنگ 30 ساله ای در اروپا اتفاق افتاد که بین کاتولیکها و پروتستانها بود و یکی از خونینترین جنگهای تاریخ بشر و تاریخ اروپاست. در آن زمان نخست وزیر فرانسه، کاردینال ریچاردیو که خود یک کاتولیک بود،ر خلاف مذهبش در کنار پروتستانها قرار گرفت تا اینکه از گسترش امپراطوری روم، جلوگیری کند. به عبارت دیگه از 450 سال قبل تا کنون روابط بین الملل برپایه مسائل اخلاقی و مذهبی تنظیم نمی شود، بلکه بر پایه واقعیتهای سیاسی هست و دولتها به نمایندگی از ملل روابط بین الملل را تنظیم میکنند. دولتهای گوناگون هم بنا به وزنه سیاسی که دارند میتوانند منافع ملی آن کشور را پیش ببرند که این برمیگردد به مسائلی نظیر مسائل اقتصادی، مسائل نظامی، مسائل فرهنگی و غیره.

اما آن دولت باید بتواند نمایندگی آن ملت را داشته باشد، تا اینکه بتواند از منافع ملی آن ملت حمایت بکند و به همین دلیل است که تنها دولتهایی که پشتوانه مردمی دارند، و یا به عبارت دیگر سیستم سیاسی دموکراتیک دارند، آنها هستند که به پشتوانه مردمشان وقتی که در برابر دولتهای دیگر قرار می گیرند و یا وارد تعاملات جهانی می شوند، فقط چنین دولتهایی هستند که می توانند از منافع ملی خود حمایت کنند. بقیه دولتهایی که استبدادی هستند، چون پشتیبانی مردم خود را ندارند، این دولتها برای اینکه خود بتوانند ادامه حیات بدهند، منافع ملی را هزینه ادامه حیات خود میکنند. و بجای اینکه از منافع ملت حمایت کنند، از منافع گروهی حمایت میکنند که سر کار آمده. مثلا، در جمهوری اسلامی آنچه که امروزه بنام سیاست خارجی ما مطرح است، ارتباطی به منافع ملی ما ندارد، بلکه صرفا منافع بخش کوچکی از مردم ایران را که آمدند و حاکم شدند، تامین کننده منافع آنهاست.به همین دلیل است که مسائلی در سیاست خارجی ما مطرح میشود که اصلا ارتباطی با منافع ملی ما ندارد که هیچ، بلکه به ضرر منافع ملی ما هست. مثلا در رابطه با مسائلی که ما با روسیه داریم، تمامی منافع ملی ما زیر پا گذاشته شده است. بدین علت که جمهوری اسلامی برای ادامه حیات خود وابسته به کشورهایی نظیر روسیه، چین، ونزوئلا و کره شمالی هست. و برای اینکه بتواند به حیات خودش ادامه بده مثلا دریای خزر را که نصفش مال ما بود می بخشد و اکنون کمتر از یک پنجمش در دست ما است و منابع زیر دریایی اش را از دست داده ویا در قراردادهایی که با کشورهایی نظیر چین ونزوئلا و کره شمالی می بندند، اینها اصلا منافع اقتصادی ما را در نظر نمیگیرند و حتی به آن کشور ها باج می دهند. و یا زمانی که شما به مواضع جمهوری اسلامی در زمینه خاورمیانه و فلسطین و مانند آن می نگرید، می بینید به مسائلی دخالت می کنند که اصلا به منافع ملی ما ربط چندانی ندارد اما هزینه بسیار زیادی میکنند.

خوب حالا ما از کجا متوجه میشویم که اصلا یک دولت، پشتوانه مردمی دارد یا ندارد. این را در نظامهای سیاسی از طریق مراجعه به افکار عمومی و آرای عمومی هست که تعیین می کنند. یعنی در یک نظام سیاسی که آزادی احزاب سیاسی وجود دارد، آزادی فعالیتهای سیاسی وجود دارد، آزادی بیان وجود دارد، همه نگرشها، همه افراد نگرشهای خود را مطرح می کنند و در یک اتنخاباتی نمایندگان مردم مشخص می شوند و این دولت در حقیقت می تواند بگوید که پشتوانه مردمی دارد و در مقابل نگرشهای سیاسی دیگر، از محبوبیت بیشتری برخوردار است و در نتیجه میتواند از منافع ملی حمایت کند.

در نظامهای سیاسی که استبدادی هستند، از آنجا که اینها پشتوانه مردمی ندارند، برای اینکه نشان بدهند که پشتوانه مردمی دارند، هر روز میبینید که تظاهرات می گذارند. هر روز را روز خاصی نام می نهند و نمایش انجام می دهند. این نمایشها هیچ مشروعیت برای یک نظام سیاسی نمی آورد. آیت الله خامنه ای اعلام می کردند که چهل ملیون به پای صندوقهای رآی رفتند. خوب این چه فایده ای دارد که چهل ملیون به پای صندوقهای رآی رفتند و شما منتخب مردم را از صندوق بیرون نیاورده و فرد دیگری را بر مسند کار می نشانید و تازه همان مردمی را که بر سر صندوق های رآی رفتند را میگیرید کتک می زنید، توی زندانها شکنجه می کنید، زیر شکنجه می کشیدشان، و کسانی که شاکی هستند، آنها را هم میخواهید از بین ببرید. بعد میگویید ما نظام سیاسی هستیم که چهل ملیون آدم را آورده پای صندوقهای رآی. برای اینکه آن چهل ملیون نیامد به پای صندوقهای رای که استبداد شما را تایید کند، آن چهل ملیون آمد پای صندوقهای رای برای آنکه نشان دهد که ما چنین نظام سیاسی را نمیخواهیم. می خواستند تغییر بوجود بیاورند که آقایون کودتا کردند.

در مورد مسائل سیاست خارجیشان بجای اینکه یک سیاست بر مبنای منافع ملی را دنبال کنند، آمدند و راهپیمایی راه می اندازند. با راهپیمایی که شما مشروعیت سیاسی بدست نمی آورید. شما زمانی مشروعیت سیاسی بدست می آورید که احزاب سیاسی تماما آزاد بوده، انتخابات آزاد باشد و مردم شما را انتخاب نمایند. مثلا در مسائل فلسطین تا چه حد در فرانسه، در انگلستان، در آمریکا، در آلمان مردم راهپیمایی کنند و زنده باد آمریکا بگویند یا مرگ بر فلسطین بگویند. اصلا چنین چیزی در نظامهای دموکراتیک رایج نیست. یکبار مردم می روند پای صندوق رای و دولتشان را مشخص می کنند ولت هم وظایف خود را پیگیری می کند و احزاب سیاسی که منتقد هستند و یا مخالف هستند، آزادند که نظرات خود را مطرح کنند تا دوره بعدی انتخابات. و در دوره بعدی انتخابات اگر مردم دیدند دولتی که سر کار بوده است، منافعشان را حمایت کرده است، که همان را مجددا انتخاب می کنند. و اگر دیدند آنچه انتخاب کرده بودند، آن منافع را حمایت نکرده، دولت دیگری را انتخاب می کنند. به همین راحتی. و نیازی نیست که شما برای هر موضوع کوچک و بزرگی قرار باشد که 24 ساعت سخنرانی کنید، دروغ پراکنی کنید، تبلیغات راه بیاندازید و مسائلی از این قبیل. های و هوی نمی خواهد. شما تنها لازم است که انتخابات سالم و آزاد داشته باشید. و این خواست جنبش سبز هست. هواداران جنبش سبز در اقصی نقاط جهان و در داخل ایران، در مقابل حملاتی که نظام جمهوری اسلامی علیه این جنبش انجام داده، تا کنون مقاومت کردند و دولت احمدی نژاد هنوز نتوانسته مقبولیت خودش را در جامعه ایران به اثبات برساند و هر روزه ضعیف تر شده و به سرنگونی آن چیزی باقی نمانده است. شما کافی است که به همین بحرانهای گوناگونی که دامن دولت را گرفته، توجه بفرمائید، متوجه خواهید شد که این دولت و این حاکمیت جمهوری اسلامی، تا چه حد مقبولیت اجتماعی دارد. تظاهراتی که مردم ایران انجام می دهند. پشتیبانی افکار عمومی که از مردم ایران در اقصی نقاط دنیا می شود. حتی در درون خودشان آقای رحیمی معاون اول ریاست جمهوری که بالاترین مقام در دولت هست، ایشون حتی از مجلس جمهوری اسلامی نمی تواند رای بیاورد. البته حق هم دارد، چونکه این آقا هم مثل آقای کردان وزیر کشورش، از این دکترا های تقلبی دارد و مثل خود دولت یک آدم متقلب است که اصلا در دادگاهها بدلیل اختلاس هایی که انجام داده، پرونده دارد، و خود به اقرار میگوید که مربوط به 8 سال قبل است و ایرادی ندارد. و جالب است که بدانید که این آقا که خودشان پرونده دزدی دارند و در دادگاههای خود جمهوری اسلامی محکوم شدند، ایشون در این نظام، رئیس دیوان محاسبات کشور بودند. وقتی که به این دیوان مراجعه و درخواست شد که به کارهای خلاف دولت رسیدگی شود، ایشون به پشتوانه آقای احمدی نژاد گفته بودند، خیر ما گزارشات خود را منتشر نمیکنیم، برای آنکه میدانیم وزرائی که در دولت هستند، افراد پاک و مومنی هستند (حتما همه مثل خودشان بودند) یا رئیس قوه قضائیه نظام جمهوری اسلامی، می فرمایند، کسانی که در اغتشاشات اخیر (تظاهرات مردم) اصل نظام را قبول ندارند، ایشون در برابر آنها ساکت نخواهند نشست و با آنها برخورد خواهند نمود.

خوب این مسئله که قوه قضائیه قرار است که بیاید و قضاوت نماید در مورد اینکه آیا تقلب صورت گرفته یا نگرفته که تا حالا گفته نگرفته. این قوه قضائیه قرار بوده است که با آن هیئت سه نفره اش بیاید و در زمینه تجاوزاتی که در زندانها صورت گرفته بود، حکم بدهد. و گفت که اصلا چنین تجاوزاتی صورت نگرفته است. حالا این آقا آمده و میگوید کسانی که اصل نظام را زیر سوال ببرند، ما با آنها برخورد خواهیم کرد و در برابر آنها ساکت نخواهیم نشست. به عبارت دیگر احتمالا می خواهند چند نفر را آزاد نموده و مبارزین اصلی و آزادیخواه را در زندان نگه خواهند داشت و کسانی که مخالف اصل نظام هستند را گویا ایشان میخواهند با ایشان برخورد نمایند.

حتی قضاوت در نظام جمهوری اسلامی، خودی و غیر خودی دارد یعنی کسی که نظام سیاسی را قبول ندارد، قوه قضائیه می گوید که ما با او برخورد می کنیم. این حق هر انسانی هست که هر نظام سیاسی را که میخواهد، بپذیرد یا نپذیرد. شما نمی توانید به ضرب و زور حکومت کودتایی راه بیاندازید، جمهوری اسلامی برقرار بکنبد، و علی رغم خواست آن مردم بیائید و منافع ملی را زیر پا گذاشته، و اگر کسی اعتراض کرد، بگوئید چون شما مخالف نظام هستید، در نتیجه ما با شما برخورد می کنیم. همین صحبت را آیت الله خامنه ای در نماز جمعه هم کردند و یک حرف عجیب و غریبی زدند. گفتند که در کجای دنیا شما سراغ دارید که اگر در آن کشورها کسی با نظام آنها مخالفت کند، آن نظام با آن برخورد نکند؟ خوب، کسی نبود به ایشان بگوید که در تمام کشورهای دموکراتیک، بدین گونه است. یعنی در یک نظام دموکراتیک نمیتوان به جرم مخالفت با نظام سیاسی، کسی را زندانی نمود. من فقط امریکا را مثال بزنم که در آن انواع و اقسام احزاب سیاسی وجود دارد و برخی از آنها حتی خواهان سرنگونی نظام سیاسی هستند و نظام سیاسی متفاوتی را می خواهند. مثلا ما حزب کمونیست امریکا داریم .Communist Party USA یا حزب جوانان کمونیست را داریم، اتحادیه جوانان کمونیست Young Communist League یا کمونیستهایی که در کارولینا خودشان مستقل عمل میکنند، به اسم حزب کمونیست کارولینا یا احزابی داریم که در مورد مسائلی که قانونی هست را لغو کنند اصولا تشکیل حزب می دهند. یعنی حزب ماریجوانا داریم. یا احزاب دیگری داریم که به انواع و اقسام روشهای دیگر، کل نظام سیاسی امریکا را زیر سوال می برند. یک نفر هم زندان نیست. در کشور های اروپایی و بسیاری کشورهای دیگر نیز به همین شکل است.

صحبتهای اینها که در کجای دنیا مخالفین نظام را اجازه فعالیت، را این یک بهانه، دروغ و شایعه پراکنی است. آنان که نظامهای سیاسی آزاد را میبینند و یا میشناسند، می دانند این حرفها دروغ است. اینکه ما خواستار یک نظام سیاسی متفاوت از جمهوری اسلامی هستیم، یک خواسته بسیار عادی است. جنبش سبز، یک جنبش آزادی خواهانه است. خواهان یک انتخابات سالم و آزاد است. این انتخابات میتواند در هر نظام سیاسی که آزادی در آن وجود داشته باشد، شکل بگیرد و نه تنها در چارچوب نظام جمهوری اسلامی. البته من مشکلی ندارم که نظام جمهوری اسلامی هم بیاید و در آن انتخابات شرکت کند و اگر کسی بدان رای داد که داد و اگر رای ندادند، چیزی بنام نظام سیاسی مقدس نداریم.

چنین نظام سیاسی است که باعث چنین استبدادی شده است. بسیاری از افرادی که از طرفداران جنبش سبز هستند، مخالف نظام جمهوری اسلامی هستند. و بدین دلیل طرفدار جنبش سبز هستند که این جنبش، یک جنبش آزادی خواهانه است. و طرفداران جنبش سبز حق دارند در اقصی نقاط دنیا برای رسیدن به اهدافشون به روشهای گوناگون متوسل شوند تا لینکه به خواسته خود برسند. حال هرکس بسته به امکاناتی که دارد، شرایطی را که در آن زندگی می کند، روش متفاوتی را انتخاب می کند. اما این جنبش خود سانسوری نیست و آزادی خواهانه است. شما با خود سانسوری نمیتوانید به آزادی برسید.

یک نکته ای را هم عرض کنم در مورد تظاهرات روز قدس در ایران خدمت هموطنان عزیزم که در ایران تشریف دارند، کسانی که از جنبش سبز حمایت می کنند و در تظاهرات شرکت می کنند، سفارش می کنم که خود سانسوری نکنید و طرح شعارهای خود را آزادانه بیان کنید. من نمیگویم که شما چه شعاری را بدهید یا ندهید، تنها این را عرض می کنم که آن شعاری را که خودتون می خواهید، همان را مطرح کنید. اجازه ندهید که دیگری برای شما تصمیم بگیرد و خود سانسوری را بر شما تحمیل کند. نظام جمهوری اسلامی خاصیتش همین سانسور است. استبداد خاصیتش همین سانسور است. و آزادی چیزی نیست که محدودیت داشته باشد. خواستهای آزادیخواهانه چیزی نیست که محدودیت داشته باشد. من هیچ مشکلی ندارم که کسانی که در جنبش سبز هستند و طرفدار جمهوری اسلامی هم هستند، شعار دهند: استقلال ، آزادی، جمهوری اسلامی. این شعار را بدهند و اشکالی ندارد. اما آنهایی که خواهان جمهوری ایرانی هستند، به راحتی شعار خود را بدهید. استقلال ، آزادی، جمهوری ایرانی ، اگر می خواهید این شعار را بدهید. یا هر شعار دیگری. خود سانسوری نباید بکنید. ما که اکنون در این وضعیت قرار گرفته ایم و با این هزینه بسیار بالا جلو میرویم، نباید دستاورد های کوچکی داشته باشیم. نباید خودمان خود را سانسور کنیم. ما که داریم تظاهرات میرویم. ما که کشته می دهیم. ما که داریم دستگیر میشویم. ما که زیر شکنجه له میشویم، خب چرا خواسته ای را که داریم مطرح نکنیم؟ لااقل برای خواسته خود برویم و تلاش کنیم.

یکی از دوستان در ایمیلی که برای من فرستاده بودند گفته بودند که شما در خارج نشسته اید و جایتان گرم و نرم است و به ما نگوئید که چه بکنیم. راستش جای ما زیاد گرم و نرم نیست و اگر می خواستیم جای گرم و نرم بنشینیم، می رفتیم جایی گرم و نرم می نشستیم و 24 ساعت وقتمون را برای مسائل ایران نمی گذاشتیم. از طرف دیگر مسئله این است که شما اگر شعار اصلاح طلبانه بدهید، آیا شما را نمیگیرند؟؟؟ شما را که در هر صورت دارند میگیرند. ایشون برای من نوشته بودند که علی رغم اینکه خودشون اصلاح طلب نیستند و نظام جمهوری اسلامی را نمی خواهند، توصیه می کردند که باز شعارهای اصلاح طلبانه بدهند و نظام را زیر سوال نبرند، و گفتند که هنوز زود است.

من نمیدانم که زود و دیر بودنش چه زمانی است؟؟ شما فرض بر این بگیرید که شعارهای ساختار شکنانه را ندهید و خود سانسوری کنید، آیا شما را به زندان نمی برند؟؟ آیا نمیکشند؟؟ اینها در هر صورت این کار را انجام می دهند. وحشتی که اینها دارند ایجاد می کنند برای این هست که نظام جمهوری اسلامی سرنگون نشود تسلیم شدن در برابر این وحشت هیچ تفاوتی نمیکند. یعنی شما اولین گامی که به عقب بردارید از خواستهای آزادیخواهانه خود و خود سانسوری نمائید، دیگر شما آزادیخواه نیستید و پیشاپیش بازی را باختید. یعنی آنها خواستند استبداد و سانسوری را بر شما تحمیل کنند و شما خود آنرا پذیرفتید. مثلا آقای موسوی و طرفداران ایشون این مسئله را مطرح می کنند که «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر» ، و در عین حال خواهان آزادی انتخابات هستند. این هیچ اشکالی ندارد. ما در خواستن انتخابات آزاد با هم تشریک مساعی داریم والا ما که نرفتیم در انتخابات شرکت کنیم تا جمهوری اسلامی را تایید کنیم و حالا با کسانی که رفتند در انتخابات شرکت کردند تا جمهوری اسلامی را تایید کنند، بایستی به کسانی که در انتخابات شرکت کردند جهت نفی نظام جمهوری اسلامی، و امروز بدنبال رایشان هستند، و از جنبش سبز هستند، از آنها هم حمایت کنند. قبلا هم عرض کرده بودم. نمی توان گفت که من آزادی را میخواهم برای خودم و اگر کسانی که همسنگر ما هستند، از آزادیشان حمایت نکنیم، مسلما این در چارچوب جنبش سبز نیست.

در پایان یک توصیه دارم برای دوستان عزیزی که در ایران هستند. از آنجا که جمهوری اسلامی وقتی که افراد را دستگیر و در زندانها شکنجه می کند، و از آنجا که به پرونده شکنجه ها رسیدگی نمی کند؛ و جلوی این کار را نمیگیرد، ما نباید اجازه دستگیر شدن را به جمهوری اسلامی بدهیم. یعنی اگر در تظاهرات در کوچه در خیابان در خانه در محله در جایی شما مشاهده کردید، کسی را می خواهند که دستگیر کنند، اگر آن فرد خود شما هستید، حق دارید که مقاومت کنید، و اگر فرد مورد دستگیری نیستید باید حداکثر تلاش را بکنید که فرد مورد نظر را از دست نظامیان و لباس شخصی ها رها کنید. اجازه ندهید کسی را به زندان ببرند. بقول همسنگرانم در جنبش سبز، نترسین نترسین ما همه با هم هستیم. شعار های خود را آزادیخواهانه بدون سانسور و بدون ترس مطرح خواهیم کرد. و برای رسیدن به یک نظام سیاسی که در آن امکان انتخابات سالم و آزاد وجود داشته باشد، مبارزه خواهیم کرد و در این مبارزه همه ما در کنار همدیگر هستیم و از هم حمایت خواهیم کرد.

پیروز باشید

در پنجره جداگانه گوس کنید

Advertisements

یک دیدگاه برای ”منافع ملی‌ – روز قدس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s