سکولاریسم

42:24

secularismمفاهیم سکولاریسم در فلسفه و علوم سیاسی. سکولاریزاسیون در غرب. بررسی جایگاه دین در نظامهای سکولار و نظامهای دینی. تفاوت سکولاریسم و لائیسیته. جایگاه دین در جمهوری اسلامی ایران. آگاهی‌ مردم ایران و موقعیت نظام جمهوری اسلامی..

یکی‌ از مباحث بسیار مهم و اساسی‌  ای که ما باید به آن بپردازیم مساله سکولاریزم است. علت آن این است که جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی استبدادی مذهبی‌ است، و همواره در تعریف سکولاریزم مغلطه کرده. به همین دلیل مردم عادی مساله سکولاریزم را درست متوجه نشده اند. من با پاره‌ای از دوستان عزیزی که در جنبش سبز قرار دارند وقتی‌ که صحبت از جدایی دین از حکومت می‌‌کنم، فوری من را به دین ستیزی متهم می‌‌کنند. و یا وقتی‌ که به دوستان عزیزم عرض می‌‌کنم که در طرح شعار  های خودتان سکولار باشید، آنها فکر می‌‌کنند که منظور من اینست که شما دین ستیزی کنید. اما اصلا چنین نیست. و برای حل این مشکل به نظرم رسید که صرفا در مورد سکولاریزم گفت و گوئی داشته باشم با هم سنگران خودم در جنبش سبز. سکولاریزم از سه جنبه مورد بررسی قرار گرفته می‌‌شود. یکی‌ سکولاریزم در مفهوم فلسفی‌ آن، دیگری سکولاریزم در مفهوم سیاسی آن، و در پایان سکولاریزم در مفهوم جامعه شناسی‌.

من تلاش می‌‌کنم که این سه را از همدیگر جدا کنم و تعاریف آن را خدمت شما دوستان عزیز عرض کنم و در نهایت ببینیم که جامعه ما در چه مرحله  ای است و برای رسیدن به دموکراسی‌ ما به چه چیزی نیاز داریم. همینطور پرسشی را مطرح کرده بودند یکی‌ دیگر از دوستان در مورد لائیسیته و تفاوت آن را با سکولاریزم را خواسته بودند که من در این گفتار به مفهم لائیسیته هم خواهم پرداخت و تفاوت این دو را برای دوستان عزیز عرض خواهم کرد.

سکولاریزم در مفهوم فلسفی‌ خودش به معنای نگرشی این جهانی‌ است، یا گیتیایی‌ است در مقابل نگرشی که مفهوم نگاه آسمانی و الهی را دارد و یا در فارسی‌ به آن می‌‌گویند نگاهی‌ که مینویی است. مینو به معنای بهشتی‌ و آسمانی. سکولاریزم به دنبال بهبود وضعیت زندگی‌ انسان است بدون اینکه بخواهد به دین مراجعه کند. منحصرا توسط خرد انسانی‌، توسط علم، توسط سازمانهای اجتماعی می‌‌خواهد زندگی‌ انسان را در این جهان بهبود ببخشد. و در جهت خیر و سعادت زندگی‌ دنیوی انسانها تلاش می‌‌کند.

بنابراین سکولاریزم یک فلسفه ایجابی است، یعنی‌ یک فلسفه مثبت است. یک فلسفه‌ای است که بیشتر می‌‌گوید که ما چه کار باید بکنیم، تا اینکه بخواهد بیاید و نفی دین بکند. و این نگرش سکولاریزم معطوف به زندگی‌ این جهانی‌ است که انسانها دارند در آن زندگی‌ می‌‌کنند. می‌‌خواهد بهبود ببخشد شرایط مادی این جامعه را. کاری به این کار ندارد که بخواهد مسائل روحانی را بهبود ببخشد. نمی‌‌خواهد آخرت شما را درست بکند. می‌‌گوید که ما به همین مسائلی‌ که در این جهان وجود دارد به همین مسائل می‌‌پردازیم. آقای خمینی وقتی‌ که آمدند بهشت زهرا در آن سخنرانی‌ خود گفتند که «ما هم دنیای شما را آباد می‌‌کنیم و هم آخرت شما را.» سکولاریزم می‌‌گوید که ما کاری به کار آخرت شما نداریم ما دنیای شما را آباد می‌‌کنیم.

از ویژه گی‌های دیگر سکولاریزم این است که دین انسانیت است. به قول اینگرسول «یک نگاهی‌ است که در آن استقلال فکری بشری بیان می‌‌شود.» هر فردی واجد ارزش است، یک نگاه اومانیستی است به جهان. و انسانها با یک ادبیات و یک نگرشی که این جهانی‌ است با همدیگر صحبت می‌‌کند. روابط‌شان را بر مبنای روابط جهان دیگر برقرار نمی‌‌کنند. به قول همین متفکر می‌‌گوید که ما «نیمکت را بر منبر ترجیح می‌‌دهیم.» یعنی‌ کسی‌ نمی‌‌تواند بیاید برود بالای منبر و با قول و قرار‌هایی‌ که راجع به آن جهان می‌‌خواهد بدهد، بیاید و درباره مسائل این جهانی‌ ما تصمیم بگیرد. ما می‌‌توانیم خودمان برای مسائل خودمان با مراجعه به عقل خودمان، انسانها بنشینیم روی یک نیمکت و راجع به مسائل این جهانی‌ با همدیگر صحبت بکنیم و با تکیه بر خرد خودمان این مسائل و مشکلات را حل بکنیم. ما نیازی نداریم که کسی‌ برود بالای منبر برایمان.

از لحاظ اخلاقی‌ سکولاریزم در پی ترقی‌ اخلاق است. تا بالا‌ترین مدارج ممکنه. این ترقی‌ در حقیقت مقصود اصلی‌ زندگانی انسانی‌ است. که شامل کمالات علمی‌، کمالات اخلاقی‌، جدای از این است که شما بخواهید که با خدا باشید یا بی‌ خدا باشید. اصلا به طور کلی‌ در اخلاق سکولاریزم شما نیکی‌ می‌کنید به این دلیل که کار نیک کردن خوب است. یک ضرب المثل فارسی‌ ما داریم که میگوید «تو نیکی‌ میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز». سکولاریزم می‌‌گوید که «تو نیکی‌ می‌‌کن و در دجله انداز چونکه نیکی‌ کردن کار خوبی است.» دیگر کاری به این ندارد که ایزد در بیابانت دهد باز. بخاطر اینکه ایزد و یا خداوند به تو پاداش می‌‌دهد شما نبایستی که کار خوب کنید. شما بایستی کار خوب را انجام بدهید، برای اینکه عمل خوب، درست است. در نتیجه تاکید او همچنان بر مسائل این جهانی‌ و مادی است. به همین دلیل در حیطه و چهارچوبه یک نگرش ماتریالیستی یا یک نگرش مادی قرار می‌‌گیرد. در حیطه و نگرش نگاه ناتورالیستی قرار می‌‌گیرد، طبیعی است. یک نگاه اومانیستی دارد. انسان گرایانه است. این جهانی‌ است. بر خلاف نگرش‌های الهی که به ماورالطبیعه هستند. ورای طبیعت هستند

در نگاه سکولار، چون ما امر مقدس نداریم، در نتیجه شما می‌‌توانید تفکر بکنید. می‌‌توانید نقد کنید. می‌‌توانید داوری کنید. می‌‌توانید باز نگری کنید در اندیشه‌های خودتان. بر خلاف نگرش‌های الهی که بخاطر اینکه مقدس هستند، امکان داوری در برابر آنها وجود ندارد. امکان این وجود ندارد که وقتی‌ که شما می‌‌گویید یک چیزی را که مقدس است دیگه در آن تفکر بکنید. شما صرفا به این دلیل که این امر یک امر مقدسی است، به عنوان قدسی‌ بودن، شما دیگر آنرا می‌‌پذیرید. مهم نیست که آیا درست باشد یا غلط باشد. آیا به درد این جهان شما می‌خورد یا اینکه این جهان شما را خراب می‌کند. صرفا به این دلیل که این امر یک امر مقدسی است، در نگرش‌های الهی، بر این مبنا شما بایستی که بپذیرید. و جلوی نقد و جلوی اندیشیدن را می‌‌گیرد. شما بایستی همواره پرستش بکنید. بایستی مورد تکریم قرار بدهید، بایستی همیشه تقدیس کنید مسائل الهی را.

من امیدوارم که در این فرصت کوتاهی که وجود دارد توانسته باشم لااقل مبانی اولیه سکولاریزم به عنوان یک نگرش فلسفی‌ را مطرح کرده باشم. اگر هم دوستان سوالی‌ یا مطلبی یا نقدی را دارند نسبت به مطالبی که بیان شد خوش حال می‌‌شوم که نظرات و نقدشان را بشنوم و اگر که لازم شد من فکر می‌‌کنم که گفتاری در زمینه فلسفه سکولاریزم می‌‌تواند کار گشا باشد در این زمینه. اما هدف من در این گفتار بیشتر این است که برسم به آن مراحلی که سکولاریزم در فلسفه سیاسی داشته و مسائلی‌ که باعث بوجود آمدن سکولاریزم شده به عنوان یک جنبش سیاسی و اجتماعی، و بپردازیم به اینکه حالا ما بایستی چه بکنیم و نقش سکولاریزم در رابطه با دین اسلام و جامعه ایران چیست.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”سکولاریسم

  1. روشنفکر فرا-ايدئولوژيست نه برده ايدئولوژي
    ملت، تنها به خودش میتواند اعـتـماد داشته باشد!!!
    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي,
    احزاب مدرن سياسي-مدني هستند که از دل
    جامعه مدني ايرانزمين برخاسته اند.

    براي نهادينه کردن جامعه مدني گاردهايتان بر
    روي تمامي ايدئولوژيها (مذهبي، کمونيست، سوسياليسم, پانيسم، ناسيوناليسم, سلطنت طلبان و …) ببنديد !!!
    قدرت سياسي و ثروت ملي از آن جامعه مدني است!!!!!!!!!!!!!!

    در سرزمين ايرانزمين تاريخ مصرف سلطنت و ايدئولوژيها به پايان دوران خود رسيده است!!

    arezu
    jonbeshe tahvol khahe secular
    ————————————————————————————–
    سروران گرامي،

    سكولاريسم يعني تبيين نكردن جهان بر وفق مفاهيم ايدئولوژيها (مذهبي، کمونيست، سوسياليسم, پانيسم، ناسيوناليسم, سلطنت طلبان و …) .
    تنها راه عبور از سنت به مدرنيته از طريق سکولاريزم اخلاقيست ، که بر خرد غير ايدئولوژيک تکيه دارد و همه چيز را از منظر دانش و عقل مدرن در عصر مدرنيته مينگرد زيرا ارزشهاي اخلاقي آن گره از کار فرو بسته آدمي ميگشايد.

    در حاکميتهاي ايدئولوژيک تکليف رفتار فردي و اجتماعي از پيش تعيين شده است که جوابگوي نيازهاي فطري آدمي نيست. از اينرو انديشه سكولار ناآگاهانه در ذهن افراد جاي مي‏گيرد و بخش وسيعي از جامعه احقاق حقوق شهروندي و فردي خويش را بر آرمانهاي ايدئولوژيک ترجيح ميدهند.
    اين دگرگوني سرآغاز گسترش سکولاريسم و پيرو آن تشکيل جنبشهاي مدني براي نهادينه کردن جامعه مدنيست.

    عقل خود بنياد آدمي را بصرف آدم بودن, محق حقوقي غير قابل ستان ميداند و بدنبال انطباق ايدئولوژيها با حقوق شهروندي و حقوق بشر نيست .

    ساختار جامعه مدرن در قرن 20 که يدک کش احزاب به نمايندگي از ايدئولوژيها بود با گذشت زمان و پيشرفت خرد آدمي و به تبع آن تغيير نيازهاي آدمي دچار گرديسي شد، که جايگاه احزاب را دچار تزلزل نمود.
    از اينرو احزاب درجهت حفظ سايه ايدئولوژيها اقدام به تغييرات تاکتيکي( نه استراتژيک) نمودند و با طرح اينکه ما يک پا در جامعه مدني داريم يک پا در جامعه سياسي اقدام به توجيه معادله نمودند و با اين تدبير مشارکت نمايندگان جنبشهاي جامعه مدني را از قدرت سياسي دور نگاه داشتند.

    در عصر مدرنيته عقل مدرن, ايدئولوژيها را بعنوان عاملان بازدارنده حاکميت شهروندان ميشناسد.
    حاکميت مردم بر مردم محقق نخواهد گرديد مگر با حضور مردم در قالب ساختار جنبشهاي مدني و سنديکايي در مراکز تصميم گيري و قدرت.

    با توجه به محورهاي بازدارنده امکان خطا در طرح و اجراي پلانها همواره امکان پذير است که قابل نکوهش نخواهد بود زيرا ارکان و اهداف استراتژي مورد تضعيف قرار نگرفته است.
    بهمين دليل امروز حاکميت ولايت اوباش خردستيز فقيه حوزه اي مشروعيت خود را از دست داده و به حکومت موقت تا جايگزيتي جنبشها و سنديکاهاي ايرانزمين (فرا ايدئولوژي) مبدل گشته است.

    زنده باد جنبش فمينيستي زنان ايرانزمين

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    23-1-1387
    arezu

    —————————————————————

    سروران گرامي,

    قدرت يعني فلسفه زور از اينروست که اپوزيسيونها و احزاب براي صعود به قله آن با چهره هاي چند وجهي ظاهر ميگردنند.
    وظيفه اي آنان نه عروج جنبشهاي مدني و سنديكايي براي كسب قدرتست بلکه افول جامعه مدنيست, زيرا عروج جامعه مدني يعني افول ايدئولوژيها كه قطعا و قهرا با اصول و تعاريف اوليه ايدئولوژيها در تضاد است.

    ايدئولوژيها در يك تئوري با يكديگر همسويند و آن حذف رقيب و كوتاه كردن دست جامعه مدني از قدرت و تصميم گيري هاي سياسي و تحميل ايدئولوژي خود بعنوان آرمان نجاتبخش بشريت و ورود به جهنم مدينه فاضله آنان.

    لائیسیته = جدایی سياست از ايدئولوژي مذهبي, بعبارت ديگر خارج نمودن يك رقيب و جانشيني ايدئولوژهاي ديگر براي کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي .
    هدف از همكاري ايدئولوريها بخشي از پلان محسوب ميگردد و مقطعيست زيرا استراتژي هر كدام در تضاد بايكديگر است در حقيقت آن روي سكه قبضه كردن كامل قدرت و كمرنگ كردن جمهوريتست .

    سكولاريته در عصر مدرنيته = جدايي ايدئولوژيها از سياست, بعبارت ديگر پلورالیسم انديشه ها از متن جامعه مدني در غالب جنبشها و سنديكاهاي مدني (فراايدئولوژي) بر ميخيزد و سياست را بتصوير ميكشد. در حقيقت جنبشها و سنديكاها نقش احزاب را ايفا مينمايد بدون آنكه نمايندگي ايدئولوژيها را داشته باشند و يا قيوميت خويش را به ايدئولوژيهاي ديگر واگزار نمايند. حاصل چنين پرسه اي, آنچه را كه اجتماعيست سياسي و آنچه را که سياسيست اجتماعي ميداند.

    سكولاريته در عصر مدرنيته بر سه رکن اساسی استوار گشته است كه آن سه اصل در غالب منشور حقوق بشر تفسير ميگردد:
    – اتكا به خرد و دانش مدرن براي پاسخگويي به نيازهاي زميني
    – حذف ايدئولوژيها و قيوميتها از سياست
    – نگرش عقلاني نسبت به اخلاق و احترام به آزاديهاي فردي و شهروندي

    سالروز ملي شدن نفت برهمگان مبارک باد
    ياد دکتر مصدق سکولار, دکتر فاطمي و يارانش گرامي باد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    22/12/87

    ————————————————-

  2. پروفسور منوچهرجمالی:

    http://www.jamali.info/soxanraniha/
    http://www.jamali.info/index.php

    ازخود ، زیستن»، سکولاریته است
    ازخود، تراویدن ِ حق»، حقوق بشراست
    ازخود،روشن کردن»، بینش حقیقیست

    اندیشیدن نو، زائیدن خود ازنو درآینده است!!!!!!
    آنکه خود و ازخود نمیاندیشد، اندیشه های روشنی را هم که از دیگران میگیرد، تاریک میسازد!!!!!!!!!!!
    آنکه ازخود میاندیشد، تاریکی را تحول به روشنی میدهد و ازگذشته تباه ، آینده رخشان میسازد!!!!!!

    سکولاریته ، زمان را، فانی و گذرا درنمی یابد
    سکولاریته ، دنبال رسیدن به هدفهای گرفتنی است
    مسئله بنیادی سکولاریته، پیکار برای« تغییر دادن مفهوم زمان» در اذهانست!!!
    و به هدفهای بهبود و پیشرفت زندگی در آینده ای دسترسی پذیر» میاندیشد و میگوید و کار میکند!!!
    و طبعا همیشه دوام درزمان دارد، و درحرکت با زمان ، باقی میماند و نو میشود و پیشرفت میکند، و بدین سان، گذرا و فانی نیست!!!

    عامه ، معمولا به زندگی درزمان و در زمین چسبیده اند، ونا آگاهانه ، سکولار هستند . واقعیت زندگی عامه ، سکولاراست، فقط « آگاهبود ضد سکولار» دارند . درواقع آنها در برزخ، زندگی میکنند!!!

  3. دست تون درد نکنه – کاره جالبی بود به نظر من بجه ها تا 16 سالگی نباید مجبور باشن دین داشته باشن اموزش پرورش باید بدون اموزش دینی باشه

  4. In soalat baraye jonbesh-haye madni va sandicai fara-ideology de-mode shodeh !!!!!

    سروران گرامي،

    هدف عقلانيت تنها شناخت امور نيست بلکه بهبود زندگي اجتماعيست.
    در عصر مدرنيته يکي از زشتترين چهره هاي يک جامعه, فقر است از اينرو دمکراتيزه کردن اقتصاد يکي از اصول اصلي فرهنگ سکولاريسم است.

    در عصر شکوفايي عقلانيت آموختن فرهنگ و انديشه مدرن ( اقتصاد مدرن ، صنعت مدرن …) اوليت بر کاربرد ابزار توليد و مصرف مدرن را دارد زيرا ميبايست ابتکار و رقابت ارزش غالب گردد.

    استثمار نتيجه عدم انضباط در برنامه ريزي و کنترل اقتصاد است. جانشيني جنبشها و سنديکاها در مراکز قدرت, عامل توازن ميان نيروي کار و سرمايه است .

    اين دو فاکتور در حقيقت مکمل يکديگرنند که از يک سو مالکيت فردي و سود سرمايه محترم شمرده ميشود و از سوي ديگر رفاه اجتماعي اولويت خود را از دست نخواهد داد.
    يکي از مقدمات تضمين رفاه اجتماعي ورود به اقتصاد غير متمرکز است که بخش وسيعي از آن متمرکز بر سهامداري عموميست.
    مهمترين استراتژيهاي پارلمان هاي استاني برنامه ريزي هاي کوتآه و بلند مدت براي تزديکي به مرز استقلال اقتصادي استانيست و درآمدهاي نفتي تا رسيدن به مرز استقلال اقتصادي , نقش حمايتي را بعهده خواهد داشت.

    در امور واردات, سنديکاها با بهره گيري از کادر هاي تخصصي در استخدام خويش نقش تئوريک حساسي را بعهده دارند. آنان بر اساس توليدات داخلي ميبايست در غالب اعداد و ارقام حجم واردات را از طريق پارلمانهاي استاني به پارلمان کشوري و پارلمان دوم که شامل نمايندگان فوق تخصص منتخب اساتيد دانشگاههاي کل کشور ميباشد ارسال گردنند و در صورت تطابق آن با اصول مدرنيته جهت اجرا به دولت ابلاغ ميگردد و دولت موظف به انتقال آن به بخش خصوصيست.

    اين استراتژي مربوط به 10 سال اول ميباشد که مقدمه اي خواهد بود براي ورود به بازار آزاد.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    18-01-87
    arezu

  5. سروران گرامي,

    در فرهنگ سکولاريسم هويت آدمي از خردگرايي منشا ميگيرد. زندگي آدمي بقامت خرد و معرفت اوست که آدمي را دعوت برهايي طلبي ميکند.

    عقل خودبنياد در عصر مدرنيته بدنبال پلوراليسم انديشه ها در جامعه مدنيست و نه بدنبال پلوراليسم ايدئولوژيها زيرا ايدئولوژيها حاجب ادراکند که عادت به استبداد را نهادينه ميکنند, حال آنکه جامعه مدني جامعه ايست تکثرگرا که در همزيستي و براي همزيستي ساختار يافته است.

    ميراث درک قدرت برخواسته از کنترل و تسلط بر ثروت و دارايهاي مليست که خطوط اصلي آرمانهاي سياسي را ترسيم ميکنند, بدين سبب ايدئولوژيها بدنبال کسب قدرت سياسي متمرکز براي کنترل شريانهاي اقتصادي جامعه اند زيرا سرمايه شريان توسعه است و هر آنکه تسلط و کنترل بر سرمايه دارد , قدرت تعيين مقصد مصرف را نيز دارد. از اينرو کوتاه کردن دست جامعه مدني از قدرت سياسي و سرمايه که متضمن ببار نشستن دمکراسي و آرمانهاي خرد جمعي جامعه مدنيست برايشان الزاميست.

    اپوزيسيونها و احزاب با حربه موازي سازي, ساختارهاي خود را در موازات ساختارهاي جنبشهاي مدني و سنديکايي قرار ميدهند تا ساختارهاي جامعه مدني را جذب ساختارهاي حزبي و ايدئولوژيک نمايند و در پي آن با تهي نمودن ساختارهاي جنبشها و سنديکاها عنان کار در دست گيرند و آرمانهاي خويش را به پيش برند. آنان در حقيقت رقباي تشکلات جامعه مدني در ربودن قدرت و سرمايه از وارثان واقعي حاکميتند.

    در شرايط کنوني درون نگري (اصلاح و گسترش مدرن ساختار) و برون نگري (ارتباط ميان جنبشي, جذب و حمايت از گروههاي تحت ستم و افراد همسو) از وظايف مهم جنبشها و سنديکاهاست زيرا اتحاد ملي نتيجه اين دو پروسه است که هر حاکميتي را که منافع ملي و انساني را تهديد کند به زير خواهد کشيد.

    حاکميت ولايت قرون وسطايي اشغالگر فقيه در سال 88 نتيجه 30 سال بيدادگري را ازفرزندان دادگر ايرانزمين خواهد گرفت.

    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    10/1/88
    arezu

    ————————————————————————————–

    سروران گرامي,

    انديشه اصل هستيست و آدمي با يافتن اصل خويش مياموزد که ميان بيم و اميد تمايز قائل نگردد زيرا حسابگري در هر دو کمرنگست. در فرهنگ سکولاريسم وجود آدمي سرشار از بودنست که هرگز زندگي را با بيم و اميد سامان و نظم نميدهد و خرد خويش را اسير بيم و اميد نميگرداند. حسابگري و استمرار در جنبشست که انديشه را زنده نگه ميدارد و اصل ايجاد مدنيت ميگردد.

    در عصر مدرنيته جامعه مدني جامعه ايست حسابگر که حقيقت را در زمان مي يابد حال آنکه مقاومت اصلي ايدئولوژيها در بدهياتيست که آنرا حقيقت ثابت ميدانند و خود را عامل حرکتهاي مردمي براي رهبري توده واري جامعه ميشناسند

    در عصر شکوفايي خرد ساختار جمهوريت مدرن بدست جنبشهاي مدني و سنديکايي فرا ايدئولوژي شکل ميگيرد و نه جمهوريتي که نهادهاي اجتماعي را ميان بيم و اميد محصور ميگرداند تا همه چيز از بالا به پايين ديکته کند.
    نهادينه شدن جامعه مدني بايد در 3 سطح دنبالگردد:
    1. سطح انديشه (چه چيز را ميدانيم و چه چيز را ميبايست بياموزيم)
    2. تئوريزه کردن دانسته ها, خواستها و توانها.
    3. قانونمند کردن سيستم جنبشهاي مدني و سنديکايي در راستاي تشکيل احزاب صنفي سياسي-مدني.
    زيرا هيچ واسطه اي به شکل احزاب کلاسيک ايدئولوژيک نميتواند حافظ حقوق اقشار متنوع جامعه باشد.

    در شرايط کنوني با حرکتهاي حسابگرايانه خرد جمعي جامعه مدني, توانسته ايم خطاهاي استراتژيکي پي در پي را به ولايت کودتايي اوباش اشغالگر ايرانيستيز تحميل کنيم تا بازنده قطعي پلانهاي ما گردد.

    جنبشهاي مدني و سنديکايي فراايدئولوژي ميبايست پلانها را سلسله وار مشخص و در فاصله زماني کوتاه به اجرا گذارند تا از بحران (اقتصادي ، اجتماعي و سياسي) در پيشرو بسرعت عبور کنيم!!! و با حذف سيستم رهبري!!! آقاي موسوي را بعنوان اولين ريس جمهور منتخب معرفي نموده و مجلس قانونگذاري را منحل اعلام کنيم !!!

    گرامي باد ياد شهداي کودتاي 22 خرداد
    زنده باد فرزندان ايرانزمين
    زنده باد سکولاريسم (مکتب عقلانيت)
    arezu
    6/7/88

  6. دوستان در بالا به آشکاری مفهوم سکولاریسم را توضیح دادند و تنها یک نکته کم رنگ است و آن اینست که سکولاریسم یک بنیان بزرگ داشت و آن هم برابری حقوقی افراد بود. دیگر افراد دستگاه دینی بر دیگر شهروندان برتری نداشتند.

  7. دوست گرامی سلام.از بابت مقاله ای که نگارش کرده بودید ممنون.اول یک پیشنهاد دارم،بهتر است این گونه مقاله ها را بصورت سلسله وار در وبلاگ خود بگذارید چون خیلی ها وقتی حجم مطلب را می بینند از خواندن اون صرف نظر می کنند و حیف است که به هدف خود که همان آگاهی است نرسید(رفیق چشمم در اومد از بس طولانی و ریز بود)در خیلی از مسائل با شما موافقم در مورد اینکه متاسفانه مطالب را با عنوان ضد و مخالف دین و اسلام معرفی میکنند درست میگویید و متاسفانه بخاطر بافت سنتی حاکم هم موفق شده اند.پیشنهاد میکنم Secularmap را هم ضمیمه مطلبتون کنید تا روشن شود که در جهان امروز چه مقدار از کشورها سکولار هستند و چه میزان دارای حکومت دینی.فکر میکنم اگر مطلبی در مورد دولت سکولار هم بگذارید خیلی مفید خواهد بود ، البته پیشنهاد کردم چون شما همت بلندی دارید در نهایت اگر با عینک جامعه شناسی به ایران امروز بخواهیم نگاهی بیندازیم و در کنار آن یک نگاهی هم به مبانی اسلام (چه اصیل و چه غیر اصیل) داشته باشیم فاصله ای که با آرمان هایمان داریم و مشکلات را بهتر خواهیم دید ….
    موفق و پاینده باشید

  8. راستی دوست عزیز در مقاله از دو آمار اسم بردید»حدود ۶ سال پیش دو نظر سنجی در ایران صورت گرفت. در یکی‌ ۸۳% و در دیگری ۸۵% از مردم ایران اعلام کرده بودند که ما نمی‌‌خواهیم روحانیت حکومت کند.»اگر محبت کنید و اطلاعات بیشتری در مورد این آمار بدهید متشکر میشم

  9. درود دوست گرامی‌، سپاس از راهنمائیهای ارزشمند شما در مورد سایت. تغیراتی‌ در آن دادم تا شاید مشکل خواندان حل شود. ممکن است برایم بنویسید با چه برازر و با چه سیستم عاملی به سایت مراجعه کرده بودید. یک نفر دیگر هم چدی پیش همین مشکل شما را داشتند. در آینده اگر به سایتی‌ برخورد کردید که این مشکل را داشت دکمه Ctrl و + نوشته‌ها را درشت تر می‌کند. مایل نوشتتار را برای دوستان به سییت اضافه نمودم تا بتوانند بر روی کامپیوتر ذخیره نمایند که راحت تر مطالعه نموده و اگر مایل بودند چاپ یا ایمیل نمایند. دارم مورد اضافه نمودن نقش کشورهای جهان که سکولار هستد. پیشنهاد بسیار جالبی‌ بود. حتما اضافه خواهم نمود. همینطور صحبتی‌ در زمینه دولت سکولار و چند مورد دیگر که دوستان پیشنهاد نموه بودند. در زمینه مذهبی‌ بودن جامعه ایران نگران نباشید در بسیاری از جوامع دیگر نظیر هند، چنین مطلبی رایج است اما سکولارند. آنچه که به نظر من مشکل اصلی‌ محسوب میشود امروزه روشنفکران دینی هستند که تمام تلاش خود را مینمایند تا دین را در حیطه سیاست نگاه دارند و تفسیری سیاسی از دین مینمایند. جامعه ما از این نگاه عبور کرده اما آنها افکار روشنفکران را بجای پیش بردن به سمت سکولاریزم، دچار آشفتگی‌ مینمایند. پیروز باشید

  10. سکولاریسم لازمه ی دمکراسی است. تجربه نشان داده که با نام دین نمیتوان حکومت کرد چون هم حومت را فاسد می کند و هم دین را. به امید استقرار آزادی و دمکراسی و برابری در ایران.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s