درآمدی بر هستی‌ شناسی‌

29:26

Life on Earthپرسش و پاسخ با شنوندگان رادیو فارسی‌ زبان ونکوور. چگونگی‌ پیدایش انسان در کتب آسمانی و تفاوت آن با نگاه علمی‌. موضوع نرو تتئولوژی یا عصب خداشناسی. مبنای علمی نظریه بیگ بنگ. نمونه ‌هایی‌ از تفاوت رفتار ذره. رابطه تئوری بیگ بنگ و فیزیک کوانتم. مجید شهبازخانی

-گوينده: شنوندگان عزيز خبر خوشي برايتان دارم. بنا به سوالات و درخواستهاي زيادي كه در طول هفته گذشته به دستمان رسيد، ضمن صحبتهايي كه باآقاي مجيد شهباز خاني داشتيم؛ تصميم گرفتيم كه در دو بخش هستي شناسي و حيات شناسي، اين دو موضوع را دنبال كنيم. در بخش اول آقاي مجيد شهبازخاني به تئوري بيگ بنگ و فيزيك كوانتوم براي توضيح در هستي شناسي خواهند پرداخت و در بخش دوم كه شامل حيات شناسي است به اين پرسش پاسخ داده خواهد شد كه حيات چگونه بوجود آمده است؟

اگر خاطرتان باشد در برنامه گذشته يكي از شنوندگان ما گفته بودند كه كتاب آسماني نازل شده است. در مورد نزول كتابهاي آسماني نظريه هاي علمي چگونه پاسخگو هستند؟

  • بله، چنين مطلبي بيان شد و علتش اين است كه در نگرش هاي الهي خداوند عالم است و همه چيز را مي داند. وقتي كه خداوند با پيامبران خودش در ارتباط قرار مي گيرد، از طريق آنها دانش خودش را به بشر منتقل مي كند و به همين دليل است كه آنچه در كتب آسماني آمده از نگاه افرادي كه الهي هستند هيچ اشكالي ندارد و همه ي آن مطالب بايستي صحت كامل داشته باشد، به اين دليل كه از جانب خداوند آمده، و به همين دليل است كه به دنبال پيدا كردن دلايل علمي براي مفاهيمي هستند كه در كتب الهي آمده؛ اين نگرش يك نگرش الهي است. يعني در اينجا انسان بايستي آنچه كه در اين كتابهاي الهي وجود دارد را بپذيرد. اما از نگاه علمي ما به دنبال كشف حقيقت هستيم. و  ما به دنبال آزمايش و خطا، براساس مشاهدات است كه جهان اطرافمان را توضيح مي دهيم. اينكه مي فرمايند خداوند كتب آسماني را نازل كرده است؛ به اين معناست كه پيامبر در حقيقت يك واسطه اي است بين علم خداوند و مردمي كه به اين علم دسترسي پيدا نكرده اند. .به همين دليل از لحاظ آن متدي كه ما مي خواهيم به كشف حقيقت دست پيدا كنيم، نسبت به مسئله علم، ما يك تفاوت ديد داريم.

-گوينده: همان شنونده گفتند كه انسان پس از دوران كمون بوجود آمد. در اين باره نظريات علمي چه مي گويند؟

  • اتفاقا» مطلب جالبي را شما اشاره كرديد. اين موضوع نمونه اي است از سوال قبلي. يعني فرض بفرمائيد در كتب آسماني انسان به يكباره بوجود مي آيد و خلق مي شود. يا در داستانهايي كه ما در كتب آسماني داريم مي بينيم كه وقتي جريان نوح پيش مي آيد، از هر كدام از حيوانات يكي را مي گيرند و در كشتي مي گذارند ومسافرت مي كنند. به اين علت است كه آنها فكر مي كردند انسان و حيوان و گياه و موجوداتي كه وجود دارند، اينها همه از يكديگر جدا هستند. مثلا» خداوند آدم آفريد، خداوند حوا آفريد، و بعد اينها رفتند و توليد يك مجموعه كردند و خانواده بوجود آوردند و از اينجا انسان بوجود آمده و انسان را از اين مرحله به رسميت مي شناسند. در حاليكه از لحاظ علمي چنين مطلبي صحیح نيست .يعني ما وقتي كه نگاه مي كنيم مي بينيم تفاوتي بين انسان و حيوان و گياه وجود ندارد. همه  اينها در حقيقت تكامل يافته تك سلولي ها هستند. ما ممكن است بتوانيم در طي تاريخ زمانهايي را مشخص كنيم مبني بر اينكه چگونه اين تك سلولي به پرسلولي رسيد، يا چگونه گياهان انواع و اقسام پيدا كردند، چگونه ماهيان بوجود آمدند، چگونه دو زيستان بوجود آمدند، چگونه پرندگان يا پستانداران بوجود آمدند.و انسان که از پستانداران است و از آن شاخه جدا شده است. چگونه نسلهاي قبلي ما ميمون بود و حيوانات ديگر. اين را شما نه تنها در علوم طبيعي مي توانيد مشاهده كنيد بلكه در بسياري از علوم دیگر نظير باستان شناسي و زمين شناسي كاملا» مشخص است. و چنين چيزي وجود ندارد كه يك دفعه يك آدم و يك حوا باشد و اينها بيايند و بروند يك مجموعه اي از انسانها را بوجود بياورند و انسان اينگونه بوجود آمده باشد. اين نظريه اي است كه نظريه خلقت را مطرح مي كند. در حاليكه از لحاظ علمي اين نظریه صحت ندارد. و نظریه درست به اين شكل است كه ما دوراني را طي كرده ايم و طی يك زنجيره ي تكاملي است كه انسان به اين مرحله رسيده است.

-گوينده: تشكر مي كنم. اگر امكان دارد در مورد نروتئولوژي كمي توضيح دهيد.

  • نروتئولوژي در حقيقت علم عصب خداشناسي است. يك علم بسيار جديدي است كه توضيح مي دهد چگونه از لحاظ سيستم عصبي ما به خداوند اعتقاد داريم. چگونه است كه ما به يك چنين مسائلي مفاهيمي كه مربوط به ماورالطبيعه است اعتقاد پيدا مي كنيم. آزمايشهايي را انجام مي دهند به اين شكل كه احساسات روحاني را در آزمايشگاه در افراد مي توانند بوجود بياورند. در مغز انسان بخشي است كه اگر آن بخش از مغز فعال شود ، شما مي توانيد احساسات روحاني داشته باشيد .مثلا» شما را دريك اتاق مي گذارند و آن بخش از مغز شما را تحريك مي كنند و شما حس مي كنيد كه كسي در آن اتاق وجود دارد. روح در آن اتاق وجود دارد. نروتئولوژي در حقيقت يكي از علوم بسيار جديد و جالبي است كه به شما توضيح مي دهد چرا با اينكه ما انسانهاي خردمندي هستيم؛  به مسائلي اعتقاد داريم يا به مطالبي فكر مي كنيم كه واقعيت ندارد.

-گوينده: شنونده اي سوال پرسيدند و گفتند كه ما در حال حاضر در دوران ترانس مدرن به سر مي بريم در حاليكه مطالبي كه آقاي شهبازخاني مطرح كردند مربوط به دوران مدرنيته بود. اگر ممكن است اين پديده ها را در جامعه كنوني ايران هم مورد بررسي قرار بدهيد، ممنون مي شوم.

  • بله ايشان صحيح فرمودند براي اينكه مفاهيمي  نظير حكومت مردمي، مردم سالاري، مفاهيمي هستند كه مربوط به دوران مدرنيته است. قبل از مدرنيته چون ما بيشتر يك نگرش الهي داشتيم و روابط اجتماعي بسيار طبقاتي بود؛ از مفاهيمي نظير دموكراسي يا حقوق بشر، فرد گرايي، آزادي، ليبراليسم و اينطور مسائل  خبري نبود. بعد از دست يافتن انسان به دانش، همانگونه كه من عرض كردم، كم كم از اقتدار سياسي روحانيون كاسته شد و  به خرد انساني مراجعه شد. ما ازآنجائيكه صحبتهايي را كه ارائه كرديم راجع به سكولاريزم و يا مسائلي كه مربوط به دموكراسي بود اساس و پايه اش در دوران مدرنيته بنا نهاده شده بود، از آن زاويه به اين مسائل نگاه كرديم تا اينكه بتوانيم اصلا»سكولاريزم را توضيح دهيم و بگوئیم مفهوم سكولاريزم چيست. چون اين پديده اي بود كه در دوران مدرنيته بوجود آمده بود، مجبور بوديم كه در آن حال و هوا اين مسائل را توضيح دهيم. اما صحيح مي فرمايند، در اين مورد كه ما وارد مراحل ديگري از تحولات اجتماعي شده ايم. از زمان مدرنيته چندين صد سال مي گذرد. حتي ما به دوران پست مدرن رسيده ايم. اين مسائلي است كه در حقيقت جامعه شناسان بيشتربه آن مي پردازند، مبني بر اينكه مراحل تكامل اجتماعي را مورد بررسي قرار مي دهند. همانگونه كه ما، قبل از اينكه به مدرنيته برسيم، دوران پيشامدرن را داشتيم طي مي كرديم، پاره اي جامعه شناسان بعد از مدرنيته هم معتقد هستند كه ما دوران پسامدرن را داريم طي مي كنيم يا دوران پست مدرن را طي مي كنيم. در اين زمينه نگرش هاي جديد ديگري وجود دارد كه مي گويند كه ما وارد دوران ديگري از تحولات اجتماعي شده ايم ويكي از اين نظريات نظريه ترانس مدرن است كه بسيار جالب است و بر اين پايه بنا نهاده شده كه چون ما وارد عصر انفورماتيك شده ايم روي اين مسئله بسيار تاكيد مي كند، مسئله مذهب را به گونه ي ديگر مورد بررسي قرار مي دهد و اين يكي از نطريات اجتماعي است كه در حقيقت روابط اجتماعي را كه وجود دارد توضيح مي دهد. اميدوارم بتوانيم در اين زمينه حتما» توضيحاتي را بدهيم كه بتوانيم جامعه ايران را هم كه فرمودند بررسي كنيم و نگرش ترانس مدرن را با پديده هاي اجتماعي كه در ايران در حال شكل گيري است ، تطابق دهيم.

v  شنونده اول :در همه نظام ها و ازمنه هاي تاريخي تضاد طبقاتي وجود داشته و دارد، آيا امكان منع تضاد طبقاتي ميسر است يا خير؟دوم اينكه مسئله  تز و  آنتي تز را مطرح كنيد.

v  شنونده دوم :تشكر از برنامه و درخواست پخش ازطريق ساتا لايت برای ایران.

v  شنونده سوم: سوال اول اينكه آيا تئوري بيگ بنگ هنوز در حد يك تئوري است يا يك fact(واقعيت) است؟

ايشان در ابتداي برنامه در ارتباط با تئوري خلقت صحبت كردند، ولي من مي خواستم به يك موضوع اشاره كنم انيشتين كه تمام عمرش را روي اتم كار كرد، به جائي رسيد كه گفت من مي دانم در درون اتم يك گرداننده وجود دارد و هنوز ما به آن نرسيده ايم كه بفهميم آن گرداننده چيست و كاملا» بيگ بنگ و همينطور تكامل كاملا» درست است  و همه چيز هست ولي هنوز ما مي دانيم كه هيچ چيزي از چيزي بوجود نمي آيد و اين ماقبل بيگ بنگ را ما هنوز نمي دانيم و به آن نرسيده ايم و شايد يك روز به آن برسيم ولي آن چيزي است كه مردم در داستان خلقت يا همان شرح خلقت هنوز برايشان گنگ است.

  • پاسخ به شنونده اول : همانگونه كه ايشان اشاره كردند وبه درستي گفتند درحقيقت يكي از مواردي كه باعث بوجود آمدن دوران مدرن شد وضعيت بوجود آمدن طبقه متوسط بود. پيش از دوران مدرن ما شاهد يك طبقه معمولي جامعه كه شامل كشاورزان و كارگران بوديم و يك طبقه ديگررا داشتيم كه اينها حاكمان بودند و شامل افرادي بودند كه اقتدار سياسي را در دست داشتند . اينها زمين داران بودند و طبقات روحاني و امثالهم. ديگر طبقه  ديگري بين اينها وجود نداشت. و به همين دليل بود كه نظام هاي سياسي هم به همين ترتيب شكل گرفته بود. وقتي كه جوامع كمي پيشرفته تر مي شوند ، يك طبقه اي بوجود مي آيد به نام طبقه متوسط. اين طبقه متوسط ديگر مثل كشاورزان نيست كه بخواهد صرفا» كشاورزي كند و يك كسي مالك زمين باشد و هرچه بگويد بقیه انجام دهد.

ورود به عصر صنعت باعث اين شد كه به طوركلي طبقه متوسط خواستگاه هاي اجتماعي خاص خودش را مطرح كند و يكي از آنها اين بود كه اقتدارسياسي طبقه زمين داران و نفوذ روحانيون را به چالش كشيد. همچنين تحولات فكري كه بوجود آمد. يعني ورود انسان به عصر علم و دانش و به آگاهي رسيدن، باعت چالش هاي علمي براي كتب الهي شد و بوجود آمدن طبقه متوسط هم باعث شد كه آن اقتدارسياسي زير سئوال برود. و طبقه متوسط خواسته هاي خودشان را مطرح كنند و بخواهند كه بر سرنوشت خودشان حاكم شوند. به همين دليل رشد طبقه متوسط يكي از عوامل اساسي و اصلي بوجود آمدن دموكراسي است و ايشان اين مطلب را صحيح مي فرمايند.

  • پاسخ به شنونده سوم : اين تئوري از لحاظ علمي يكي از تئوري هاي بسيار محكم و اساسي است. مثلا» فرض بفرمائيد يكي از پايگاههاي علمي كه تئوري بيگ بنگ دارد بر مبناي  فرمولي است V=Ho*D كه مي گويد جهان هستي با جه سرعتي در حال گسترش است، كه ميزان آن H است كه عددش 70.1 است. ميزاني است كه به آن ميزان هابل مي گويند. با اين سرعت جهان در حال گسترش است. حالا  ما وقتي كه به مسئله بيگ بنگ برمي خوريم به اين شكل است كه مي گوييم  تمام جهان هستی در اين حالت در حال گسترش است در نتيجه پيش ار اين كوچكتر بوده و كوچكتر و كوچكتر و كوچكتر بوده. ما به نقطه اي مي رسيم كه ديگر هستی به حالت يك ذره بوده و آن در حالت كوچكترين ذره اي خودش قرار مي گيرد. يعني تمام اين جهان هستي از نقطه اي آغاز شده كه كوچكترين ذره ممكنه است. اينجاست كه ارتباط بين مسئله گسترش هستي و بوجود آمدن هستي با فيزيك كوانتوم برقرار مي شود.چرا ؟ چونكه ذره در حالت كوانتومي خودش، درحالت بسيار ريز خودش رفتاري را كه دارد متفاوت است نسبت به رفتاري كه ذره در حالت يا موارد بزرگتر از ذره عادي دارند. مثلا» فرض بفرمائيد شما مطلبي را اشاره كرديد كه چطور از نيستي به يكباره هستي بوجود آمد؟ اين مطلب در فيزيك عادي معنا ندارد، اما در فيزيك كوانتوم معني دارد. به طور كلي نگاهي كه به رفتار ذره و نگاهي كه به رفتار موارد بزرگتر از ذره مي شود باعث بوجود آمدن دو نگرش به فيزيك شده است. منباب نمونه در فيزيك قانوني داريم كه اگر شما به يك جسمي يك ضربه اي وارد كنيد ، آن جسم در راستاي همان ضربه اي كه به آن وارد شده به همان ميزاني كه به آن ضربه وارد شده، حركت مي كند.  مثالاً توپي كه به سمت دروازه شوت مي شود ، در فيزيك عادي، توپ بايد در راستاي همان مسير خودش ، به همان ميزان كه به آن ضربه وارد شده حركت كند اما درفيزيك كوانتوم اينطور نيست مثلا» اگر داور به توپ نگاه كند بايد مسير مستقيم برود اما اگر نگاه نكند مثلا» ممكن است به كرنر برود يا اصلا» جهت دیگری را برود.

به طور كلي اين باعث مي شود كه اساس فيزيك در فيزيك كوانتوم برهم بخورد و ما ديگر نمي توانيم با يقين بگوييم كه اين ذره در كجا قرار مي گيرد. به همين دليل زماني كه شما در مورد فيزيك كوانتوم صحبت مي كنيد ،هميشه راجع به احتمالات صحبت مي كنيد.

اما يكي از مسائل عمده اي كه در فيزيك كوانتوم وجود دارد اين است كه آيا اين ذره مشاهده مي شود يا خير؟مثلا» فوتونها را وقتي آزمايش قرار مي دهيد.( فوتون كوچكترين ذراتي است كه به صورت نور است.) زماني كه يك ذره فوتون را به سمت يك صفحه كاغذ (مثل يك نور در نظر بگيريد.)يك چراغ قوه را درنظر بگيريد، كه اين نوري كه چراغ قوه مي دهد را شما مدام تنگ تر و تنگ تر كنيد.تا جائي كه به يك نقطه برسد. تا زماني كه به آن نقطه نرسيده شما روي ديوار نقطه نوراني را مي بينيد. اما از يك جائي به بعد ديگر شما آن نقطه را نداريد. اصلا» بستگه به اين دارد كه شما اين آزمايش را مشاهده مي كنيد يا مشاهده نمي كنيد.يعني شما رويتان را كه آنطرف كنيد اين نور يك طرف ديگر مي به محض اينكه به آن نگاه كنيد رود مستقيم مي رود. و اينجاست كه ما در واقع وارد يك مرحله جديدي از ماده مي شويم كه قوانين خاص خودش را دارد.

و اينجاست كه ديگر شما وقتي كه مي فرمائيد از هيچ چيز يكباره نمي تواند همه چيز بوجود بيايد، اين را شما داريد برمبناي فيزيك عادي طرح مي كنيد. اما در فيزيك كوانتوم اين مسئله كاملا» شدني است و متفاوت است و ذره معيارهايش متفاوت است. آنچه كه مي گوييد اين ماقبل بيگ بنگ را ماهنوز نمي دانيم و يا اين بوده و آن بوده ؛ شما داريد وارد مرحله اي مي شويد كه بيگ بنگ وقتي كه يك ذره بسيار بسيار ريز در كوچكترين حالت خودش شروع شده ، شما داريد به قبل از آن برمي گرديد.كه در اين زمينه تئوري هايي وجود دارد كه من بسيار خوشحال مي شوم توضيح دهم.

اما يك نكته اساسي كه مورداهميت است اين است كه تئوري بيگ بنگ نمي خواهد بگويد خدا هست يا خير؟ بلكه مي خواهد بگويد كه اين هستي چگونه بوجود آمده. اين ارتباطي به وجود خداوند ندارد. مثل تئوري تكامل كه چگونگي فعاليت DNA وRNA و نحوه تكثير  وتبديل آنها از روي يكديگر را بررسي مي كند يا چگونه يك سلول دو تا مي شود و باز هم همان خواص اوليه خودش را دارد و يا سلول چگونه دوره تكاملي خود را طي مي كند، ما در اينجا يك مساله كاملا» علمي را مورد بررسي قرار مي دهيم  و به اين ارتباطي ندارد كه ما بياييم و بگوييم كه مثلا» ما مي خواهيم رد كنيم كه آدم و حوا يك دفعه بوجود نيامده اند. اصلا» به اين ارتباطي ندارد. كه فرد بيايد و بگويد چگونه حيات آغاز شد. مواد آلي كه باعث بوجود آمدن تك سلولي هاي  اوليه شد چه موادي بود، چه عواملي باعث شد كه تك سلولي ها بوجود آمدند و يا انسان چگونه بوجود آمد.

بيگ بنگ نیز نگرشي نيست كه وجود خدا را نفي يا تائيد كند! اصلا» به اين مطالب ارتباطي ندارد.  واز لحاظ علمي اين تئوري بسيار قوي و علمي است. به خصوص در نظريه هابل اين را به طورمشخص معين مي كند. مباني تئوري بيگ بنگ، مباني فيزيكي ورياضي و بسيار قوي است. اميدوارم در جلسات آينده بتوانيم تئوري بيگ بنگ را مشخصا» توضيح دهيم كه چيست و همينطور تئوري فيزيك كوانتوم را توضيح دهيم كه چيس؛، رفتارذره در حالت كوانتوم به چه شكل است. كه اين ارتباطش به هستي شناسي در اينجاست كه عرض كردم چون كه اين هستي در حالت اوليه خودش بسيار بسيار ريز و ذره اي بوده و ما آن را به اين صورت بايد مورد بررسي قرار دهيم. سپس توضيحي را خواهم داد در باب مسائلي كه در شيمي وجود دارد مثل حركت الكترون ها كه در جدول مندليوف موادي كه وجود دارند، تئوري ها به اين صورت بوده كه الكترون ها دور نوترون و پروتون كه هسته اتم هستند حركت مي كند. در حاليكه  اصلا»چنين چيزي نيست؛ چون اصلا» نمي دانيم اين الكترون در كجا هست و در كجا حركت مي كند. مطالبي كه در كتابهاي معمولي علمي نوشته مي شد اينها در حال حاضر رد شده است. هيچ كدام از اين مطالب درست نيست. شما نمي توانيد بگوييد كه الكترون مشخصا» در چه نقطه ای به دور هسته در حال چرخش است. براي اينكه اين الكترون اصلا» جايش مشخص نيست تا بگوييم در چه نقطه مشخصی مي چرخد. اين مطلب را بايد به احتمالات ببريم و به همين خاطر هست كه ما راجع به يك ابر الكترون صحبت مي كنيم و ديگر راجع به محل مشخص الكترون نمي توانيم صحبت كنیم.

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s