هستی‌ شناسی‌، ماده

38:15

Matterگفت و گوی مجید شهبازخانی با برنامه دیدگاه ها و اندیشه های رادیو ونکوور. توضیح زمان و مکان پلانکی، زمان و مکان قبل از بیگ بنگ، گراویتونها، چگونگی آزمایش در شتابدهنده های ذرّه، ذرّه های بنیادین، انژری تاریک، ماده تاریک، مراحل شکل گیری اولین مولکولهای پایدار

متن مصاحبه

به جناب شهبازخانی سلام عرض می کنم و شب بخیر می گم

– درود خدمت شما و شنوندگان عزیز.

– تشکر می کنم. شنوندگان عزیز توجه داشته باشند که در این هفته در برنامه های دیدگاهها و اندیشه ها گفتگوی خودشان را آقای شهبازخانی در زمینه هستی شناسی ادامه خواهند داد و به چگونگی پدید آمدن مواد اولیه، تشکیل کهکشانها و شکل گیری کره زمین خواهیم پرداخت. سوالاتی داریم دو نفر از شنوندگان ما جمعاً سه سوال برای ما طرح کردند و فرستادند که علاقه مند هستند به این سوالات جواب داده بشود.

– اولین سوال فرمول زمان و مکان پلانک را پرسیدند که چی هست؟

– فرمول فیزیکی اش را می خواهند؟

– البته بیشتر از این برای من توضیح ندادند. فرمول زمان و مکان پلانک را سوال کردند.

– باشه چشم. عرضم به حضورتون در مورد فرمول پلانک ما بایستی به مطلبی به اسم پلانک کانستنت یا ضریب پلانک برمی خوریم که شاید من حدس زدم که ممکنه در اون زمینه پرسیده باشند. اما خود فرمول از لحاظ پلانکتن یا tp بهش می گویند اصطلاحا که برابر است با رادیکال h/c5. این اچ مفهوم همان پلانک کانستنس را می دهد و جی مفهوم گراتی کانستنت را دارد که در مورد زمان ما c5 هست که c اینجا معنی سرعت نور را دارد. همین فرمول را به کار گرفته می شود در مورد مسئله مکان منتهی تفاوتش این هست که در آنجا c3 هست در مورد مکان یعنی یا لنت L Lp اونجا فرمول دقیق به این شکل هست که رادیکال hg/c3 هست اما آنچه که مهم هست میزان اینها هست که ما بتوانیم به متریک بیان بکنیم یا اینکه از لحاظ ثانیه بیان بکنیم. در مورد زمان پلانک برابر است با 3/5 البته عددش طولانی تر است 4/5 هست تقریبا یعنی 39/5 چند تا ممیز و عدد دیگر هست. این ضرب در 44-10 ثانیه هست. این از لحاظ زمانی هست و از لحاظ طول اگر که ما بخواهیم در دستگاهی که متریک هست بسنجیم طول یک پلانک برابر است با 6/1 یا دقیقتر 35-10× 61/1 متر هست  32-10× 61/1 میلیمتر. که می بینیم از لحاظ فاصله بسیار بسیار کم هست.

– تشکر می کنم. سوال دوم ترکیب ماده و انرژی قبل از بیگ بنگ به چه شکل بوده ؟

– اتفاقا یکی از دوستان شنونده در گفته های پیشین چنین مطلبی را مطرح کرده بودند. ما وقتی که راجع به بیگ بنگ داریم صحبت می کنیم این طور نیست که یک انفجاری صورت گرفته باشد در فضا و مثلا ما بگوییم که این از لحاظ زمانی متعلق به چه زمانی بوده. بخصوص اگر که ما نسبت به مسئله بیگ بنگ در چارچوب قانونی که انیشتین نظریه عامش را که مطرح کرد شما می بینید که ما محور مکان زمانمون یکی هست و وقتی که ما می گوییم که قبل از بیگ بنگ چه حادثه ای اتفاق افتاده قبل از بیگ بنگ اصلاً فضایی وجود نداشته که ما بخواهیم زمان درش مشخص بکنیم. مکان و زمان به هم منطبق هست و با به وجود آمدن بیگ بنگ شاهد به وجود آمدن محور فضا و زمان بودیم. گاه تصور بعضی از افراد به این شکل هست که بیگ بنگ یک انفجاری هست که صورت گرفته. درست است که انفجاری هست که صورت گرفته اما این انفجار در چیست؟ انفجار در فضا هست. یعنی اینکه ما شاهد به وجود آمدن فضا می شویم و زمان از اون لحظه آغاز می شود. در نتیجه پرسشی مبنی بر اینکه قبل از بیگ بنگ چه حادثه ای اتفاق افتاده یا چه چیز بوده از لحاظ فیزیکی معنا و مفهوم نداره ما چیزی نداریم که بخواهیم بگوییم که قبل از بیگ بنگ چه بوده است. اصلا زمان معنا ندارد مکان معنا ندارد که ما بخواهیم بگوییم که قبل از اون چه بوده چون پرسشی که دارد مطرح می شود یک مفهوم زمانی را با خودش دارد. امیدوارم که من توانسته باشم پاسخ این شنونده عزیز را داده باشم.

– تشکر می کنم سوال سوم ما اگر که البته من درست تلفظش بکنم گراویتون را توضیح بیشتری بدهید که هفته قبل بهش اشاره کردید.

– گراویتون ها یکی از مسائل بسیار عمده ای هست که مربوط به مسئله جاذبه می خواهد این مسئله را حل بکند و من امیدوار هستم که در گفتگویی که ما در آینده در زمینه نظریه استاندارد مطرح می کنیم بتوانم آنجا شاید توضیح مفصلتری را بدهم اما خلاصه عرض می کنم خدمت شما که گراویتون ها در حقیقت نوعی از مواد بسیار ریزی هستند که باعث ایجاد انرژی می شوند یکی از نظریه هایی که امروزه معتبر هم هست و به دنبال پیدا کردن این گراویتونها هستند همین حل مشکل گراویتی یا مسئله قوه جاذبه هست. گراویتون ها که باعث به وجود آمدن گراویتی می شوند. یکی از عمده آزمایشهایی که می خواهد صورت بگیرد در آزمایشگاه فرن در مرز فرانسه و سوییس که شتاب دهنده های ذره ای را ایجاد کرده اند پیدا کردن همین گراویتون ها هست و اگر که شما بخواهید یک توضیحی را بدهید در مورد گراویتون ها بایستی ما یک توضیحی را بدهیم در مورد نظریه طناب ها یا سین تئوری که در نهایت به نظریه سوپرسینگ یا نظریه ماوراءطناب ها حالا من امیدوارم که ترجمه فارسی درستی داشته باشم سوپرسینگ ها می رسیم که به این شکل هست که ما مواد اولیه را یعنی کوچکترین ذرات را به عنوان لرزش اینها را می سنجند. به اینکه این لرزش آیا به سمت بالا هست یا به سمت پایین هست و با چه زاویه ای این لرزش دارد صورت می گیرد ما شاهد انواع اقسام کوارکها هستیم. انواع اقسام ذرات بنیادین هستیم. که ترینک ها یا این طناب ها توی تئوری سوپرسینگ به این شکل هست یک طناب هایی هستند که سر و ته شان باز است اما توی نظریه سینگ اولیه به این شکل بود که این طنابها یک طنابهای بسته ای هستند مثل یک دایره می ماندند. این نوع از طنابها که به صورت دایره بسته هستند بیشتر شامل همون گراویتون ها می شود و ما امیدوار هستیم که بتوانیم آثار گراویتون را مشاهده بکنیم. یکی از مشکلات عمده ای که وجود دارد این هست که گراویتون ها در دنیای سه  بعدی ما قابل مشاهده نیستند. و بسیار تلاش شده که بتوانند اینها را پیدا بکنند و هنوز نتوانسته اند پیدا بکنند. علتش هم این هست که حدس زده می شود گراویتونها چون که طناب های بسته هستند در ابعاد دیگری به سر می برند. یعنی ما یک جهان سه بعدی داریم. این را فکر می کنند که در بعد چهارم یا پنجم هست. بعدهای ریزتر هست. همه جای این عالم هستی پر هست از این گراویتونها منتهی چون که با ما نمی توانند هیچ گونه تعاملی داشته باشند هیچ گونه برخوردی داشته باشند ما از درک آنها عاجز هستیم هنوز نتوانستیم اینها را به اثبات برسانیم تلاش بسیار زیادی شده است تا کنون که بتوانند وقتی که فتون ها به هم دیگر برخورد می کنند گراویتون ها را به وجود بیاورند منتهی شتاب دهنده هایی که تا کنون وجود داشته انرژی لازم را برای شکستن فوتونها نداشته که بتواند گراویتون ها را به وجود بیاورد. جریان به این شکل هست که ما فکر می کنیم اگر که این ذرات به هم دیگر برخورد بکنند وقتی که شتاب دهنده ها دو تا ذره نوترونی را به همدیگر برخورد می دهند این دو تا ذره با یک سرعت و با یک چگالی خاصی به همدیگر برخورد می کنند فرض بفرمایید شما اگر که یک ماشین با سرعت 20 کیلومتر حرکت بکند با ماشین دیگری که با سرعت 20 کیلومتر حرکت بکند اگر که این دو تا ماشین به هم دیگر برخورد بکنند مثل این می ماند که یک ماشین با سرعت 40 کیلومتر به دیوار بخورد. یعنی اون انرژی که از برخورد دو تا جسم که به هم دیگر برخورد می کنند برابر است با مجموع انرژی های این دو تا جسم در اون لحظه ای که با هم برخورد می کنند می شود. اما در برخوردی که ما در جریانی که فوتون ها را می خواهیم به هم دیگه در آزمایشگاه فرن به هم بزنیم توقع این می رود که میزان انرژی که حاصل می شود کمتر از انرژی باشد که اون دو تا ذره به هم دیگر برخورد می کنند. اون میزان انرژی که در حقیقت گم می شود معلوم نمی شود کجا می رود می رود توی بعد دیگر ماده و این اثبات می کند که در حقیقت ابعاد دیگری وجود دارد و اینها وارد ابعاد دیگر می شوند.

– تشکر می کنم یکی از شنوندگان عزیز را روی خط داریم قبل از اینکه خط ایشان را باز بکنم همان طور که فرمودید ببینید اگر که ما این شباهتی را که کهکشان ما دارد می توانیم در ابعاد خیلی کوچکتر اتمی ببینیم ممکنه این دو تا ذره ای را که در توی گردش قرار می دهند مثلاً یکی اش در اون بعد یک کره زمینی باشد رویش موجوداتی دارند زندگی می کنند بعد اینها به هم می خورند متلاشی می شوند تمام این مردم از بین می روند.

– شما صحیح فرمودید. ببینید جریان به این شکل هست که ما اگر که بخواهیم یک جسمی را تقسیم بکنیم بایستی یک چیزی داشته باشیم که اون تیزتر از اون جسمی باشه که ما می خواهیم تقسیمش بکنیم. مثلا فرض بفرمایید شما می خواهید یک نان را نصف بکنید. شما اگر که یک کارد استفاده بکنید علت این که این کارد می تواند این نان را نصف بکند این هست که لبه آن کارد نازک تر از نان هست وقتی که روی آن کشیده می شود آن را شما می توانید نصف بکنید. مشکلی که در ذرات کوچک وجود دارد این هست که ما چیزی کوچکتر از آن ذره را نداریم که بخواهیم با آن اون یکی را ببریم در نتیجه ما باید این ذرات را به هم دیگه بزنیم ببینیم که چی از توش در می آید.

– من این را متوجه هستم ولی اگر توی این ذرات ریز اون ذرات هم مثلا هر کدامشان یک کره هستند در بعد خودشان و موجوداتی رویش زندگی بکنند دوتا ذره که به هم می خورند دو تا کره که به هم می خورند متلاشی می شوند تمام موجوداتش از بین می روند.

– مثل این می ماند که شما دو تا کره را به هم دیگر می زنید بعد آن موقع خاک و کل چیزهای دیگه توی هوا پخش می شود. آن موقع تازه ما می فهمیم که توی این کره چی بوده.

– ممنونم شنونده عزیز را روی خط داریم سلام عرض می کنم بفرمایید صدای شما پخش می شود.

– سوال اول من بود که ما از خلقت انرژی هایی را که می شناسیم یکیش هست الکتیک فورسز مگنتیک فورسز نوکلید فورس بیگ فورسز استرانگ فورسز می ریم تو اون قسمت بیگ فورسز استرانگ فورسز  می خواهم ببینم در اون قسمتی که استرانگ فورسز هست کوالیتی اش معلوم شه چون بیگ فورسز یک       هست که نمی دونیم چی هست ولی نمی دونم استرانگ فورسز کوالیتی اش معلوم شده یا نه؟ این یک سوال. دوم اینکه می خواستم بدونم که آیا ما کلید چراغ برق را می زنیم تا چراغ روشن می شه این بیشتر از یک سانتی است یا نه؟ سوال سوم من این است که آزمایشی که در فرن قرار است بشود یک بار در آمریکا شده نتیجه اون چی بوده و سوال چهارم این است که اون عناصر ساده غیرقابل تقسیمی که با هم ترکیب شده اند و تکرار شده اند این عناصر ساده را ممکن است اسم ببرند برای من اگر که امکان دارد؟

– در مورد که استرانگ فورسز چه جور انرژی هست از لحاظ میزان انرژی 105 برابر بیگ فورسز هست. بیگ فورسز یا اون انرژی ضعیف انرژی است که الکترونها را حول محور مرکز اتم نگه می دارد. انرژی را داریم که مرکز اتم را تشکیل می دهد. کارش این هست کوارک ها و لوآن ها را دور هم دیگر نگه می دارد تا اینکه ما بتوانیم توی مرکز اتم اونجا پروتون و نوترون و سایر مواد دیگری که در مرکز اتم هست اینها بتوانند دور هم دیگر باقی بمانند. در نتیجه از لحاظ اینکه این کارش چی هست و به چه میزان هست کارش این هست که موادی که در مرکز هسته اتم هستند را دور هم دیگر نگه بدارد و از لحاظ میزانش اگر که شما بخواهید نسبت به سایر انرژی ها در نظر بگیریم میزانش 105 برابر میزانی که ریک فورس هست حالا ریک فورس 1039 برابر نیروی جاذبه است. یعنی یک دونه 1 و 39 تا صفر جلویش اینقدر یک دونه الکترون وقتی که می خواهد دور هسته اتم بچرخد اون انرژی که الکترون را دور هسته اتم نگه می دارد 1039­ برابر جاذبه نیرو دارد و در مقایسه با این انرژی بسیار زیادی که اینجا وجود داره وقتی که این الکترونها جدا بشوند ما بمب اتم و اینجور چیزها را داریم. یک ذره اش جدا می شه می بینید که چه انرژی را از خودش ساطع می کند تازه این انرژی در مقابل استرانگ فورسز هیچ است. اون استرانگ فورسز در مقابل این 105 یعنی صد هزار برابر است. میزان استرانگ فورس در مقایسه با ریگ فورس. اما یک نکته جالب دیگری را من عرض بکنم خدمت شما که تازه اینها تنها انرژی های موجود نیستند بلکه ما انرژی های دیگری را داریم به اسم دارک انرژی که اون خودش اصلاً یک مطلب بسیار جالبی است وقتی که می خواهیم ببینیم که اصلا به طور کلی ماده و انرژی به چه میزان هست در جهان شما تازه می بینید که دارک انرژی یا انرژی تاریک اون از لحاظ میزان انرژی اگر که شما بخواهید بدانید در کازونولوژی یا هستی شناسی، آنچه که مورد نظر قرار می گیرد و بیشتر رویش تأکید می شود و جالب هست دارک انرژی هست از لحاظ درصدی که اصلا کائنات را دربر می گیرد دارک انرژی خیلی بیشترین میزان را دارد تا 70 و خرده ای درصد است. امیدم این است که من این پرسش استرانگ انرژی را پاسخش را خدمت شما داده باشم. در مورد یک پلانک که شما پرسیدید  کلید برق که شما پرسید که می زنیم که به اندازه یک پلانک است نه خیر یک پلانک را اصلا این چندین پلانک است. خودش اصلا هزاران پلانک می شود. صدها هزار پلانک می شود. تا وقتی که شما کلید برق را می زنید و برق شما روشن می شود. البته بسته به مسائل بسیار زیاد دیگری را دارد که یکی اش فاصله ای است که شما این کلید برقتون با چراغتون داره که چه فاصله ای را بایستی طی بکنند اینها توی مس که این را دارد با خودش حمل می کند و بستگی به جنس دارد که چه جنسی باشد که این را دارد حمل می کند اما اگر که این سوال را ما همین جوری به صورت معمولی بخواهیم مطرح بکنیم و ببینیم که از لحاظ زمانی شما بخواهید یک تصویری را داشته باشید نسبت به اینکه اگر که شما کلید چراغ را می زنید تا زمانی که چراغ روشن می شه آیا این عرض زمانی مثلا یک پلانک است نه خیر صدها هزار پلانک می شه وقتی که شما می خواهید این کار را انجام بدهید. از لحاظ زمانی 44-10×3/5 ثانیه هست میزان یک پلانک. بسیار بسیار بسیار کوچیک است و این خیلی فرق می کند. وقتی که شما چراغ را روشن می کنید هزاران هزار یا صدها هزار پلانک زمان طول می کشد تا وقتی که یک همچین مسئله ای اتفاق بیفتد.

در مورد این که شما فرمودید در آمریکا چه چیزی را به وجود آمده اتفاقا خیلی سوال جالبی است. بزرگترین دستگاه شتاب دهنده ذره که تاکنون وجود داشته در آمریکا هست. منتهی متأسفانه شتاب دهنده ذره ای که در آمریکا هست علیرغم اینکه توان بسیار زیادی را هم دارد اما هنوز به اون میزان توان ندارد که بتواند وقتی که این ذرات را به هم دیگر می زنه گراویتون ها را از خودش بیرون بدهد منتهی ما در این شتاب دهنده ها بسیار مواد دیگری را تا حالا مشاهده می کنیم. انواع و اقسام کوارک ها را مشاهده می کنیم که در تئوری استاندارد ازشون استفاده می کنند و با شتاب دهنده های ذره ای که وجود داشته تا حالا پیشرفت های بسیار بسیار زیادی را به دست آورده ایم که حتما من در بخشی که مربوط به فیزیک کوانتوم و مربوط به تئوری استاندارد و مربوط به بخش پایه های اساسی ماده را چه چیزهایی تشکیل می دهند چه موادی تشکیل می دهند توضیح خواهم داد در مورد اینکه انواع و اقسام کوارک هایی را که داریم خواهیم گفت که به چه شکل خواهد بود و اونجا شاید من یک گریزی بزنم و لااقل این را بتوانیم توضیح بدهیم که چه موادی وجود دارد و یک چیز جالب این هست که قبل از اینکه این دستگاه شتاب دهنده ذره بتوانند کار خودشان را آغاز بکنند تصور بر این بود که ما فقط الکترون را داریم حول مرکز اتم می گردد و مرکز اتم صرفاً متشکل از نوترون و پروتون هست و چیزی دیگر کوچکتر از این نداشتیم اما از آن موقعی که شتاب دهنده ها کار خودشان را آغاز کردند دنیایی از مواد جدیدتر به وجود آمده و باعث به وجود آمدن تئوری سینگ و تقویت تئوری طنابها شد و کمک بسیار زیادی کرده در این زمینه. نه اینکه بخواهیم به شتاب دهنده های ذره آمریکا کردیتی را ندهیم اما متأسفانه بعداً کنگره آمریکا یک بودجه ای را که قرار بود در تگزاس به کار گرفته بشه تصویب نکرد و در نهایت شتاب دهنده ذره ای به مرز سوییس و فرانسه منتقل شد و آنها این کار را دارند دنبال می کنند که یک پروژه نزدیک به 10 میلیارد دلار هست و بزرگترین آزمایشگاهی هست که تا کنون بشر ساخته. بزرگترین دستگاهی هست که تا کنون ساخته شده و در عین حال یکی از دقیق ترین دستگاههایی هست که تاکنون بشر ساخته. پیشرفته ترین کامپیوترها آنجا کار می کنند و تیم های تحقیقاتی که آنها دارند کار می کنند می توانم بگویم که تمامی مغزهای بزرگ فیزیک، تمامی مغزهای بزرگ هستی شناسی و ریاضی اونجا جمع شده اند و یک وضعیت بسیار بسیار قوی را داره اونجا و راستش من خودم بی صبرانه منتظر هستم تا اینکه آزمایشگاه فرن راه بیفتد و ما بتوانیم ببینیم که نتایجی که از این آزمایش به دست می آید چه خواهد بود البته در مراحل اولیه چون که شتاب دهنده ها نمی توانند شتاب اولیه خودشون را بگیرند مدتی طول خواهد کشید تا اینکه شتاب دهنده ها بتوانند آن توان را داشته باشند و اون سرعت را بتوانند به فوتون ها بدهند که بتوانند با هم دیگر برخورد بکنند و این در حقیقت برخورد مرکز هسته هست برخورد نوترون ها هست با هم دیگر که ما منتظر هستیم که ببینیم که چه نتایجی را به دست می آورد.

– سوال چهارمی هم بود اگر که خاطرتون باشد.

– ساده ترین عناصر که شاید منظورشون این بود که چه چیزهایی هستند ما مجموعه ای از این عناصر را داریم که شامل انواع و اقسام کوارک ها می شود حتی ما نمونه هایی از عناصر دیگر را به دنبالشون هستیم که هنوز آثارشون را دارید می بینید اما متوجه نشدیم که اینها به چه شکل هست که اونها را من توی بخشی که مربوط به تئوری استاندارد هست شاید بتوانم دقیق تر توضیح بدهم اما ساده ترین عناصری که ما می توانیم بهشون مراجعه بکنیم در سطح کوارک ها هست.

– جناب شهبازخانی من یک سوال دیگه ای یادم افتاد که جواب شنونده عزیز که صحبت می کردید شما در مورد انرژی تاریک صحبت کردید اگر ممکن است در مورد انرژی تاریک هم یک مقدار توضیح بدهید ممنون می شوم.

– عرضم به حضورتون انرژی تاریک مسئله بسیار جالبی است قبلاً هم نمی دونستند همچین چیزی وجود دارد.

– البته سوالهای من همش جالبه ها.

– خوب برای من واقعاً جالب هست. ما هر سوالی که می شه می گن جالب است خوب من گفتم.

– سوال من از همه جالب تر است.

– سوالهایی که شنونده عزیز مطرح کردند خیلی سوالهای خوبی بود. توی همین گفتگوها هست که ما شاید بتوانیم یک مقداری جلو برویم. به خصوص مطلب چون یک مقداری فنی هست من همیشه نگران این هستم که مبادا برای خودم دارم روضه می خوانم.

– نه خوب به هر حال علاقه مندانی هستند که دقیقا دارند گوش می دهند و دنبال می کنند.

– عرضم به حضورتون داستان جریان انرژی تاریک به این شکل است که در سال 1988 بود که تازه متوجه شدند کهکشانها با سرعت بسیار بیشتر از آن چیزی که محاسبه شده بود دارند از هم دیگر دور می شوند. یعنی ما یک سرعتی را داریم که در مورد گسترش جهان است اون به جای خود منتهی بعداً متوجه شدند که این سرعت دارای یک شتابی هم هست. اون شتاب برای همه گیج کننده بود. چرا؟ چونکه ما از لحاظ این که ماده و انرژی یک امر ثابتی است خوب مشخص بود. دیگه ما چیزی را خارج از این نداشتیم اما یک دفعه یک چیزی پیدا شده بود داشت بر انرژی که در ماده وجود داره و این ماده را دور هم دیگه جذب می کنه غلبه پیدا می کرد و شتابی که داشت ایجاد می کرد در گسترش جهان هستی بیش از اندازه بود. بعد به این نتیجه رسیدند که یک انرژی دیگری وجود دارد که به این می گویند دارک انرژی و مسئله دارک انرژی به این شکل است می دانیم که در ابتدای بیگ بنگ وجود داشته. منتهی چون که این میزانش ثابت است با گسترش فضا ما شاهد این هستیم که اجسام از هم دیگه فاصله می گیرند و در حقیقت اون نیروی گرایش آنها از همدیگر کمتر و کمتر دارد می شود اما نیروی دارک انرژی یک نیروی بسیار ثابتی است. دارک انرژی در ابتدای امر زیاد محسوس نبوده به این دلیل که انرژی که گراویتی که بین اجسام هست بین ماده هست غلبه داشته بر این. غلبه که چه عرض بکنم. یعنی میزانش بسیار بیشتر بوده اما آنچه که برای انرژی دارک انرژی جالب است این است که این میزانش همواره ثابت است و با گسترش فضا ما شاهد این هستیم که دارک انرژی یا انرژی تاریک بیشتر و بیشتر دارد خودش را نشان می دهد و به گونه ای است که بخش عمده ای از جهان هستی را دارک انرژی دارد تشکیل می دهد. در مقابل اون هم باز یک مطلب دیگری هست که بهش می گویند دارک متر یا ماده سیاه ماده سیاه هم باز توی همین مایه ها هست. به این شکل هست که ما وقتی که نگاه می کنیم می بینیم که ستارگان که در کهکشانها قرار دارند اینها دارند با یک سرعت خیلی زیادی می چرخند. مقداری از اینکه این ستارها توی اون حول محور خودشون در اون مجموعه کهکشانی قرار گرفته اند برمی گردد به اون جرمی که این ستارگان دارند برمی گردد به اون جرمی که در اون کهکشان در مرکز اون کهکشان وجود دارد و مجموعه کهکشانی را در حقیقت دور خودش نگه می دارد و اون دارک حول و یا اون سیاه چاله هایی که وجود دارد و غیره و…

اما بخش عمده ای از این انرژی که چطور می شود اصلاً این ستاره ها در کهکشانها باقی می مانند هنوز غیرقابل حل باقی مانده بود. مثل این می ماند که شما فرض بفرمایید که یک طنابی را داشته باشید و سر این طناب یک توپ خیلی سنگینی را ببندید و دور خودتون شروع بکنید به چرخاندن. این توی اون محور خودش شروع می کند به چرخیدن اما شما به خاطر اینکه اونجا یک انرژی دارین در مرکز می توانید طناب را دور دستتون محکم نگه دارید و این از این محور خودش خارج نشود. این جا یک کشش وجود دارد توی اون طناب توپ را توی اون محور خودش نگه می دارد در نمی رود اما در نظر بگیرید که این توپ شما خیلی سریعتر بچرخد و انرژی اش آنقدر زیاد باشد که اگر که قرار باشد محاسبه بکنند انرژی اون شما را بردارد بکند ببرد اون طرف دنیا پرت بکند. جریان ستارگان که دور کهکشانها می چرخند مقدارش به همین شکل است. یعنی مقداری از این برمی گردد به اینکه خوب حالا وسط این کهکشانها و این توده اجرامی که وجود دارد به خاطر نیروی جاذبه ای که دارند می توانند محاسبه بکنند که تا چه حد این ستاره ها را می تواند دور همدیگه نگه بدارد. اما اجرام کفایت نمی کند برای اینکه اون میزان از انرژی را تولید بکند که این ستاره ها دور هم دیگر قرار بگیرند. یعنی اگر قرار بود فقط انرژی اجرام بنا باشد این ستاره ها را دور هم دیگر نگه بدارد این کفایت نمی کرد ما اصلاً هیچ کهکشانی به وجود نمی آمد همه چیز پرت و پلا می شد می رفت. آنچه که کهکشانها را دور هم دیگر نگه می دارد و این ستاره ها را دور هم دیگر نگه می دارد در حقیقت یک ماده دیگری است که اتفاقا اون هم یک مسئله خیلی جالبی است که وجودش اثبات شده، کاملاً نقشه اش مشخص شده معین شده اما آنچه که اهمیت دارد این که اینها صفت دارک بهشون می دان یا صفت تاریک بهشون می دن این هست که اینها هیچ گونه خاصیتی از اون خواصی که مواد عادی دارند را نشان نمی دهند. مثلاً نور را از خودشون ساطع نمی کنند. هیچ گونه ماکروویو بکگراوندی از اینها دیده نمی شه هیچ گونه تشعشعی را از خودشون نشون نمی دهند. هیچی هیچی معلوم نمی شه اصلا دیده نمی شوند. به هیچ وجه من الوجوه با ابزارهایی که ما می شناسیم و می توانیم جهان اطراف خودمون را مشاهده بکنیم نمی توانیم اینها را مشاهده بکنیم هیچ موجی از اینها ساطع نمی شه. اما موجودیتشون را ما حس می کنیم برای اینکه سنگینیشون را حس می کنیم. و اون هم دارک ماده است. حالا جالبه که بدونید ما اگر که بخواهیم مقایسه بکنیم میزان تمام موادی که توی جهان وجود دارد همش به اندازه 10 درصد هم نمی شه. 90 درصد بقیه اش دارک انرژی و دارک متر هست. ماده تاریک و انرژی تاریک است. خود موادی که در جهان وجود دارند میزانش بسیار کم است. در مقابل آنچه که در هستی وجود دارد. و تمامی اینها در اون مرحله اول به وجود آمدن هستی وجود داشته. یعنی بر خلاف آنچه که ما فکر می کنیم که وقتی که صحبت از این می کنیم می گیم که ما راجع به هستی می خواهیم صحبت بکنیم و فوری توی ذهنمون می آید که ستاره داریم صحبت می کنیم نمی دونم کوارک داریم صحبت می کنیم در حقیقت راجع به ماده داریم صحبت می کنیم اینها همه ماده هستند یا راجع به این انرژی ها داریم صحبت می کنیم همشون را روی هم دیگه بریزیم 10 درصد جهان هستی نمی شه. 90 درصد جهان هستی هنوز برای ما تاریک باقی مانده نمی دونیم اصلا چی هست. و آثار آنها را داریم مشاهده می کنیم. که امیدوار هستیم در آزمایشگاه فرن وقتی که ما داریم مواد اولیه اون حالت اولیه کوچکترین حالت را می خواهیم بهش برسیم ما بتوانیم یک شناخت داشته باشیم نسبت به دارک انرژی. شناختی داشته باشیم نسبت به دارک متر یا ماده تاریک وماده سیاه.

– تشکر می کنم. اگر که موافق باشید البته وقت زیادی باقی نمونده شاید چیزی حدود تقریبا 5 دقیقه برای ما وقت باقی مانده. هفته گذشته در مورد دوره اولیه بیگ بنگ یا دوران پلانک چیزی باقی مانده که صحبت بکنید در موردش؟ راستش باقی مانده اما من فکر می کنم که ما اگر که این را به پایان نرسیم ابدالدهر توی همین مسئله پلانک باقی بمانیم. اجازه اگر که بفرمایید من دوران بعدی را سریع بگم که در برنامه های آینده ما بتوانیم وارد فیزیک کوانتوم و تئوری استاندارد بشیم که شاید یک مقداری جذاب تر هم باشه.

– ممنون می شم در خدمتتون هستیم.

– خواهش می کنم. توضیحی را دادیم که در مورد مسئله دورانت پلانک 43-10 و 35-10 ثانیه بود و بعد از اون ما می رسیم به دوران هایی که فضا یک دفعه گسترش بسیار زیادی پیدا می کند و گسترش سریع فضا باعث سرد شدن مواد می شود. یعنی شما مثل این می ماند که یک چیزی که شما این را کمپرس کرده باشین می زنین روی دستتون چه جوری احساس سردی میکنید علت اینکه شما یک سردی اینچنینی را حس می کنید این هست که حجم این یک دفعه افزایش پیدا می کند و ایجاد سرما می کند. جهان هم به همین شکل هست. وقتی که فضا به اون سرعت افزایش پیدا می کند. سرعت افزایش فضا هست باعث کاهش دما و درجه حرارت می شود. یعنی کاهش حرارت بر اثر افزایش فضا صورت گرفته. تنها مسئله گذشت زمان نبوده که با اون درجه حرارتی که ما داریم توی مراحل اولیه بیگ بنگ که بسیار بالا هست 2310  یا 2710 کلوین را داریم. توی مراحل بعدی این دما کاهش پیدا می کند و اجازه می دهد که اصلا اون سوپی که اونجا وجود دارد که یک مجموعه ای و یک ملغمه ای است از مواد اولیه اینها بتوانند اصلا از همدیگر جدا بشوند و شکل خودشون را بگیرند و الکترون ها بتوانند اصلا به وجود بیایند و بعد این الکترونها بتوانند حول محور مرکز اتم وایستند. من دیگر به زمان های کوتاه تر اشاره نمی کنم زمان های کوتاه تر دیگری وجود دارد 13-10 و غیره و… که حالا آن را می گذریم ازش اما می توانم این را بگویم که 3 ثانیه بعد از به وجود آمدن بیگ بنگ عناصر اولیه تازه شروع به شکل گیری می کنند و اولین چیزی که به وجود می آید هسته هیدروژن هست. بعد از اینکه هست هیدروژن به وجود می آید ما هلیوم را داریم و برای مدتهای بسیار طولانی ده هزار سال بعد از بیگ بنگ با اون سرعت که فضا دارد افزایش پیدا می کند اونقدر این خنک می شود که تازه ما می توانیم نوعی از امواج را مشاهده بکنیم که امواج در تشعشعاتی هست که ما امروزه در جهان می توانیم اونها را ببینیم و این شامل امواج اشعه ایکس و امواج فرابنفش هست و ماورابنفش هست و سیصد هزار سال بعد از بیگ بنگ تازه ما شاهد دوران چیرگی ماده بر انرژی هستیم. از لحاظ تکثر منظورم هست. یعنی تا آن موقع انرژی بر ماده غلبه داشته از اونجا به بعد ما می بینیم که ماده شکل خودش را می گیرد و ما می بینیم که اینجا به این علت هست که ما شاهد یک طول موج های بیشتری هستیم به علت افزایش وجود فضا و توی این موقع ها یعنی سیصد هزار سال بعد از بیگ بنگ درجه حرارت یک چیزی حدود ده هزار کلوین بوده که توی این موقعیت ما می بینیم که اتم های لیتیم به وجود می آید و الکترون ها با هیدروژن و هلیوم اینها پیوند می خورند و اتم ها تقریبا یک حالت پایداری را به خود شان می گیرند.

– جناب شهبازخانی ما از صحبتهای شما که سیر نمی شویم ولی متأسفانه ساعت برنامه ما تمام شده و امیدواریم که بتوانیم به بقیه صحبتهای شما در هفته های آینده گوش بدهیم و قسمت جدیدی را شروع بکنیم.

– پیروز باشید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”هستی‌ شناسی‌، ماده

  1. از شنيدن اين گفت و گو لذت بردم. اگر امكان دارد گفتگوهاي بعدي آقاي شهبازخاني را برايم ايميل كنيد. با سپاس

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s