طرح پنج ماده ای موسوی برای حل بحران

24:18

گفت و گو با برنامه دیدگاه ها و اندیشه های رادیو ونکوور در مورد اطلاعیه شماره ۱۷ آقای موسوی و طرح ۵ ماده ای ایشان برای خروج از بحران، به رسمیت شناختن دولت از جانب آقای موسوی و خروج ایشان از جنبش سبز، خواسته های مشترک نیروهای سیاسی گوناگون در جنبش سبز، اشکالات دیگر طرح آقای موسوی، کنار نهادن سایر نیروها ی سیاسی، پاسخ  به   پرسشهای  یک شنونده طرفدار دولت احمدینژاد، اختشاشگر کیست؟ تفاوت دخالت دول خارجی با کمک . گرفتن از افکار عمومی خارج از کشور در رابطه با منافع ملی، بحران چیست؟ و طرح ما  برای خروج از بحران.

متن کامل مصاحبه

.

آقای شهبازخانی درود خدمت شما عرض می کنم.

-درود به شما و شنوندگان عزیز.

-تشکر می کنم .آقای شهبازخانی، آقای موسوی طرح 5ماده ای را در مورد خروج از بحران را ارائه کرده اند، که شما در مقاله ای به اسم بند اول طرح 5 ماده ای موسوی منتشر کردید و با طرح آقای موسوی مخالفت کردید، این طرح چی می گه و دلیل شما برای مخالفت با این طرح چیه؟

-این طرح من حیص المجموع می گوید که نظام سیاسی دچار بحران شده و برای برون رفت از این بحران ایشان 5 ماده را پیشنهاد می کنند که ماده اول اون به رسمیت شناختن دولت است و اینکه دولت بایستی به مجلس و قوه قضاییه پاسخگو باشد و مخالفت من با طرح 5 ماده ای به این مقصود بود و من صرفا به بند اول این 5 ماده پرداختم اما آقای موسوی در مقدمه ای که ارائه می کنند منظورشان این است که حکومت بایستی بحران را به رسمیت بشناسد بایستی جلوگیری بکند از ورود نیروهای سیاسی که مخالف نظام هستند، می گوید که جامعه به شکل یک رودی است که طغیان کرده آب گل آلود شده بایستی ما این گل و لای را کنار بزنیم و بایستی فقط اون جویبارهایی که به گفته ایشون آب زلال دارند را بهشون اجازه فعالیت بدهیم تا کم کم با کنار زدن گل و لای ها و اضافه کردن آب زلال ما بتوانیم جویبار را در راهی که خودشان صلاح می دانند راهنمایی بکنند اما برای اینکه بتواند چنین کاری را انجام بدهند در گام اول دولت را به رسمیت شناختند.

-توی اعلامیه ای که دادند آیا صراحتاً به این قضیه اشاره شده یا برداشت شما بر این موضوع است؟ اگر ممکن است اون قسمت اولش را مخصوصا شما بخوانید چون شما روی این قضیه بسیار انگشت گذاشتید.

-ماده اول این پنج پیشنهادی که ایشان دادند می گوید که اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت، مجلس و قوه قضاییه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای این کشور ایجاد کرده است به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود، مجلس و قوه قضاییه در چهارچوب قانون اساسی با اون برخورد خواهند کرد یعنی این آقای موسوی بعد از هفت ماه مبارزه حرفی که همه ما اول می زدیم و می گوییم که دولت اصلا مورد قبول ما نیست، پذیرفتن دولت را و می گویند دولت بایستی بیاید به مجلس و قوه قضاییه پاسخگو باشد این اصلا خلاف جنبش سبز هست، خلاف همه خواست هایی است که ما مطرح کرده ایم.

-در قسمت انتهایی که شما داشتید می فرمودید به این صورت گفته می شه: اگر آورده می شه، یعنی ایشون شک دارند به اون مسائلی که دارند اشاره می کنند.

-بله می گویند که اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست  جواب مردم و مجلس را بدهد، و اگر که نباشد اگر ناکارآمد بود مجلس و قوه قضاییه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد. یعنی اون رو کنارش می زنند. مسئله این هست که ما به طور کلی در جنبش سبز این دولت را به رسمیت نمی شناسیم که حالا بیاییم بگیم که مجلس با این برخورد بکنه، قوه قضاییه با این برخورد بکنه، ما حداقلی که در جنبش سبز داریم این هست که رای من را پس بده، دولت دولتی نیست که ما به رسمیتش بشناسیم.

-ببینید اگر وقتی استفاده می کنند معنی اش این است که به شک و تردید هست در اون قضیه یعنی ایشون حتی در این قضیه محکم هم نیستند.

-ضمن تایید صحبت شما مهمتر این هست که ایشون به رسمیت می شناسند مثلا مثل این می مونه که من بگم که اگر که آقای ابی برنامه رادیویی خوبی نداشته باشند شنوندگان گوش نمی کنند. و اگر آقای ابی برنامه رادیویی خوبی داشته باشند شنوندگان گوش می کنند. وقتی که من چنین جمله ای را می گویم مفهومش این است که من پذیرفته ام آقای ابی دارای یک برنامه رادیویی است، این رو من به رسمیت شناختم این آقا هم همین حرف را دارد می زند در این اطلاعیه شون، یعنی یک گام به عقب برداشته اند. گفته اند که دولت را به رسمیت شناختند، مشخصاً، می گن اگر دولت خلاف بکند مجلس و قوه قضاییه بایستی با اون طبق قانون اساسی برخورد بکند و این اصلا مخالف حرف جنبش سبز است، جنبش سبز این را نمی گوید، ما هفت ماه مبارزه نکردیم جوانان ما زنان ما مبارزه نکردند برای اینکه ما دولت را به رسمیت بشناسیم.

– شما در مقالتون اشاره به این کردید که آقای موسوی از جنبش سبز نیست، ولی جنبش سبز را مگر آقای موسوی به راه نیانداختند؟ شما چطوری می گویید که آقای موسوی اصلا از جنبش سبز نیست؟

-استدلال نادرستی است که ما بگوییم که آقای موسوی جنبش سبز را به راه انداخته است، آقای موسوی در حقیقت ترمز جنبش سبز هستند، جنبش سبز خواسته های مشخصی را دارد، جنبش سبز خواهان رسیدن به یک انتخابات سالم و آزاد با حضور همه نیروهای سیاسی است حرفی که آقای موسوی در طی این بیانیه اشون زده اند مشخصا دارند نیروهای سیاسی را خودی و غیرخودی می کنند، جوی خروشانی که متشکل از همه اقشار گوناگون هست، متشکل از همه نیروهای سیاسی هست را می خواهند تبدیلش بکنند به همون جویبارهایی که خودشون می خواهند به اسم زلال ایشون ازشون نام می برند. این یکی، مسئله دوم این هست که جنبش سبز را در حقیقت سی سال حکومت دینی به وجود آورده، استدلالی که در کشور ما بوده به وجود آورده مردم از یک انتخابات ریاست جمهوری استفاده کردند، به ایشون رای دادند و اونها تقلب کردند، در حقیقت انتخابات مثل یک جرقه ای می ماند که توی یک باروت شما انداخته باشید، نمی توان گفت که این جرقه همون انفجار بزرگ است، انفجار بزرگ جنبش سبز است، انتخابات یک جرقه بوده این می تونسته در هر مورد دیگری اتفاق بیفتد، مردم ما الانه در خیابانها که دارند تظاهرات می کنند شعارشون این هست که استقلال، آزادی، جمهوری ایران. شعارشون این هست، مرگ بر دیکتاتور، یک همچین مسائلی را دارند مطرح می کنند و آقای موسوی و انتخابات صرفا بهانه است برای اینکه اینها بتوانند به اون خواسته های خودشون برسند، منتها این نیست که جنبش سبز آقای موسوی باشه، آقای موسوی با طرح این بیانیه در حقیقت خودشون رو از جنبش سبز جدا نمودند برای اینکه ما در جنبش سبز یک خواست های اقلی داریم که من جمله این بود: «رای من را پس بدهید»  یعنی اینکه ما سر این مسئله که دولت احمدی نژاد را به رسمیت نمی شناسیم همه ما اتفاق نظر داریم حضور نیروهای اصلاح طلب درون حکومتی در جنبش سبز به این معنا هست که اونها مخالف دولت هستند، اگر که قرار باشد اونها دولت را هم بپذیرند دیگه اونها از جنبش سبز نیستند اصلا.

-آقای شهبازخانی آیا استنباط یا نگرانی شما در این است که با طرح جداسازی، حالا اون قسمتش را که شما می فرمودید، کاملا متوجه هستم که ایشون دولت را به رسمیت می شناسه و جنبش سبز اصلا رد می کند این قضیه را ولی در کنار این قضیه حس کردم شما نگرانی دیگری دارید، توی صحبتهای شما چیزی حس کردم اینکه آیا نمی دونم حس من درست هست یا نه شما منو اصلاح بفرمایید. با طرح جداسازی این جویبارهایی که آب زلال چشمه توش ممکنه باشه یا گل آلود باشه آیا شما دارین اشاره می کنید به اینکه برمی گرده به جریان کشتارهای سال 1360 یا 1367 چون وقتی که مسئله جداسازی آب گل آلود را می خواهند جدا بکنند به هر حال دست به کشتاری زده می شه آیا این نگرانی شماست؟

-بسیار- بله دقیقا، اتفاقاً در همین اطلاعیه ای که ایشون صادر کردند مشخصاً از سازمان مجاهدین خلق نام بردند، من هوادار یا عضو سازمان مجاهدین خلق نیستم، اما هر سازمان سیاسی که اسلحه را زمین بگذارد و بخواهد با مبارزات سیاسی به اهداف خودش برسد ما بایستی از اون حمایت بکنیم یا ایشون اولین نامه ای که نوشتند این بود که کسانی که نظام را قبول ندارند صفوفتان را از اینها جدا بکنید، این باعث نگرانی است، ما نبایستی به دنبال جدا کردن صفها از هم دیگه باشیم ما بایستی به دنبال ایجاد یک فضایی باشیم که در آن امکان انتخابات  سالم و آزاد وجود داشته باشد تا اینکه هر کسی بتواند در آن شرکت بکند ایشون یک چنین مطلبی را باز یک بار دیگر در مورد افرادی که نظام پادشاهی را قبول دارند مطرح کرده بودند، بازم من تکرار می کنم که من به شخصه یک جمهوری خواه هستم، طرفدار پادشاهی نیستم اما به عنوان یک کسی که مربوط به جنبش سبز هست، من در کنار افرادی قرار می گیرم که با روش های مسالمت آمیز می خواهند ما را به مرحله ای برسانند که در اون انتخابات سالم و آزاد صورت بگیره، در اون مرحله هر کسی که مردم رای دادند خوب می یان انتخاب می کنن احزاب سیاسی، نگرشهای گوناگون وجود دارد، ما وجود نیروهای سیاسی گوناگون را به عنوان گل و لای نمی شناسیم ما وجود این نگرش های گوناگون را باعث این می دانیم که دموکراسی بتواند به وجود بیاید به خصوص بنده که نگرش لیبرالی دارم یا آزادی خواه هستم وجود مخالف خودم را لازم می دانم برای اینکه بتواند انتخابات سالم و آزاد برقرار بشه، منتهی کنار زدنها، تفکیک کردنها خودی و غیرخودی کردن ها بسیار نگران کننده است نه تنها در این که می فرمایند صفوفتان را جدا بفرماید من یک نمونه بدم خدمت جنابعالی، تمامی افرادی که امروزه از اصلاح طلبها هستند و از آقای موسوی حمایت می کنند و تمامی این رسانه های خارجی نظیر بی بی سی و صدای آمریکا و سایر رسانه های گروهی دیگر رو، یا سایت ها و وبلاگ ها رو در دست دارند، اجازه نمی دهند مقالات ما پخش بشود، اجازه نمی دهند که ما صدایمان به گوش دیگری برسه در حالی که ما حرفی را که می زنیم حرف اکثر مردم ایران هست مطلب دیگری که ایشون اشاره کردند بهش، مشخصاً در این اطلاعیه شون می فرمایند جنبش سبز یک ماهیت اسلامی دارد، اصلا این جنبش اسلامی نیست، این جنبش یک جنبش سکولار هست ما از این که دین مردم، ایمان مردم، مورد سوءاستفاده سیاسی قرار گرفته نگران هستیم، در همین اطلاعیه ایشون اعتراض می کنند به آقای خامنه ای که چرا در مراسم تاسوعا و عاشورا مردم را مورد حمله قرار دادند و می گویند که ماها امام حسینی هستیم، خودشون رو می گویند، اونها یزیدی هستند بنده عرض می کنم در این وضعیتی که به وجود آمده، آقای موسوی یک سر امام حسین را گرفته آقای خامنه ای یک سر امام حسین را گرفته، این دو تا دارند این امام حسین را از هم می کشن، امام حسین یک چیز مقدسی است، جزء مقدسات مردم هست، مردم دوست دارند برن روضه بخونند، برن آبگوشت امام حسینی بدن، برن سینه بزنن، مراسم و مناسک مذهبی خودشون رو به جای بیاورند، سوءاستفاده سیاسی کردن باعث بی حرمتی می شه به مقدسات، حالا جالبی قضیه اینجاست که هم آقای موسوی می گه شما به مقدسات بی احترامی کردید، و هم خامنه ای اومده می گه شما به مقدسات بی احترامی کردید و مردم اون وسط به کشتن دارن می دن و آقای موسوی آمده اند یک تعاریف دیگری سیاسی از مذهب ارائه می کنند که ما دین رحمت هستیم، دین مهر هستیم، دین محبت و این جور چیزا، اصلا دین نبایستی در امور سیاسی دخالت بکند، و همون جا می بینیم که ایشون در همون اطلاعیه یک گروه سیاسی دیگر رو به اسم مجاهدین خلق می گن آقا اینا مردن، اینا رو دیگه شما چرا گنده شون می کنید، یک همچین چیزایی همون اطلاعیه داره حمله می کنه به نیروهای سیاسی دیگر و بحرانی که ایشون می خوان حل بکنند اصلا بحران چیز دیگری است مسئله این است که ایشون صورت مسئله را دارند عوض می کنند.

-بله- ببخشید یکی از شنوندگان عزیز را روی خط داریم. سلام عرض می کنم شب شما بخیر، صدای شما پخش می شود، بفرمایید.

-سلام آقای محسنی و سلام آقای شهبازخانی. خسته نباشین. من سوالی از خدمت ایشون دارم. می خوام بدونم که آیا در شرایط فعلی این موضوعاتی که باعث اغتشاش وضع فعلی در ایران و در خارج از کشور هست آیا این چه منفعتی برای کل ملت ایران دارد؟ 17 سال است که اینجا هستم، 10 تا شغل متفاوت داشتم و 7 تا بیزینس باز کردم، آخرین بیزینس من که مشکلات قراردادی از نظر کامرشیال کانتراک و لوژری   که من داشتم اگه بخوام به مسائل و مشکلات هستند رجوع کنم از احد برنامه شما خارجه.

-شما فرمودید که اغتشاشاتی که در ایران صورت می گیره چه سودی برای مردم ایران دارد؟ مردم ایران نیستند که اغتشاش می کنند، مردم ایران و همه انسانهای روی زمین یک سری حقوق ابتدایی دارند، منجمله این حقوق این هست که بتوانند انتخابات سالم و آزاد داشته باشند، خودشون بتونند رهبران خودشون رو انتخاب بکنند، اگر که از این رهبران ناراضی بودند بتونند بیان برن یه روزنامه داشته باشند توش بنویسند، یه رادیو داشته باشند توش بگن توی خیابان تظاهرات بکنند، با این دولت مخالفت بکنند، بتونند نماینده مجلسشون رو انتخاب بکنند، این یک سری حقوق طبیعی است که هر انسانی دارد، وقتی که شما یک چنین خواسته هایی را دارید دولت ایران شما را به زندان می اندازه، در زندان به شما تجاوز می کند، اون کسانی که به شما تجاوز کردن را آزاد می کنه و تازه بعد می یاد شما را جسدتون رو روش اسید می پاشه و توی گورستانهای دسته جمعی دفن می کنه، این اون کاری است که دولت ایران داره می کنه، مردم ایران بعد از اینکه در انتخابات ریاست جمهوری تخلف شد چسب زدند روی دهنشون با سکوت سه میلیون آدم توی تهران راهپیمایی کردند، دولت و اون حکومت جمهوری اسلامی که چماق می کشه به سر مردم، مردم را کتک می زند، می گه آقا شما حق راهپیمایی ندارید، حق تظاهرات ندارید، او هست که موجب ایجاد اغتشاش می شود، و الا مردم که نمی یان همین جوری توی خیابان بریزن اغتشاش کنن.

-آقای شهبازخانی من خیلی از شما شرمنده هستم ولی اینجا مجبورم صحبت شما را قطع بکنم. این مسئله که می فرمایید من خودم سه سال پیش ایران بودم و در این سی ساله یکی از بهترین شرایطی که در وضع فعلی در ایران حاکم هست در همین زمان هست. ولی در زمانی که آقای رفسنجانی ریاست جمهور بود وضع اصلا قابل قیاس با این زمان فعلی نیست. حتی آقای خاتمی

-هیچ اشکال نداره، احمدی نژاد باشه و الانه موقعیت کنونی را بهترین حالت بدونه هیچ مسئله ای نیست ، منتهی دو نفر آدم دیگر پیدا می شن که اینها این موقعیت فعلی را بهترین نمی دانند می رن پهلوی صندوق رای، رای می دن از همون چهار نفری که تازه خود این حکومت اجازه داده، من که نمی تونم برم اونجا کاندید بشم، یا دیگری که مخالف این نظام هست، فقط از همون خودشون چهار نفر رو انتخاب کردند، مشکلی نیست که کسانی وضعیت کنونی را بهترین حالت بدانند، طرفداران آقای احمدی نژاد هم حق دارند بروند رای بدهند، مسئله این هست که در انتخابات تخلف شده، مردم آمده اند توی خیابون می گویند که آقا در انتخابات تخلف شده، اون افراد می یان این مردم را کتک می زنن، جوانان ما را آمده اند روی خیابان که دارن تظاهرات می کنن روشون ماشین رد می شه، از بالای پشت بام، از بام می اندازن، افرادی که زخمی شدن را در بیمارستان می گیرن می برن توی زندان بهشون تجاوز می کنن و اون کسی که متجاوز هست اصلا هیچ کاریش نمی کنن، دانشجویان را آمده اند گرفتن کتک زدن، تا حالا دهها نفر انسان را کشتند، صرفا به این دلیل که این آقا یا این خانم می گه آقا در انتخابات تخلف شده و اینا حق دارند تظاهرات کنن، حق هر انسانی هست که تظاهرات بکنه، شما که می فرمایید اینها اغتشاش می کنند مردم اغتشاش نمی کنند، حکومت هست که می یاد و تظاهرات مسالمت آمیز مردم را بهشون حمله می کنه و تظاهرات مسالمت آمیز را به اغتشاش می کشونه.

-جناب شهبازخانی آیا جواب ایشون را کامل دادید که خط ایشون را مجددا باز کنیم.

-ایشون مورد مسئله وضع خراب اقتصادی رو مطرح کردند ببینید خانم محترم شما در یک نظام سیاسی به سر می برید که اگر که ناراضی هستید و از این وضعیت اقتصادی می توانید بروید یک نماینده دیگری را انتخاب بکنید اون آقا یا اون خانم را بفرستید به مجلس که او بیاید و برود و وضعیت اقتصادی را تغییر بدهد. یا اگر که یکی پیشنهاد دیگری دارید می توانید خودتون بروید و نماینده بشوید و از مردم بخواهید که به شما رای بدهند و وارد مجلس بشوید و تغییر بدهید. تفاوت آمریکا و کانادا با ایران که شما می گویید وضعیت بسیار خوبی داره این هست که در آمریکا و کانادا شما و من دیگری دارای حقوق مساوی هستیم و نمایندگانی را می توانیم داشته باشیم و ما قوانین را مشخص می کنیم و اگر که ما این قوانین خوشمان نیامد می تونیم عوض بکنیم در ایران چنین چیزی نیست در ایران شما نمی توانید نماینده خودتون را انتخاب بکنید، هیچ کس نمی تواند کاندید بشود به قول آقای موسوی فقط جویبارهای زلال می توانند بروند اونجا، دیگه اونایی که از دید اونها آبشون گل آلود هست هیچ کاره اند.

-سوال دیگری دارید خانم؟

-والا به هیچ کدوم از این دو سوال من با نهایت تاسف ایشون اصلا سوال اول من را متوجه نشدند من منظورم مردم ایران نیست بیشتر من فکر می کنم خیلی جالب هست چون افرادی که در ایران هستند مردم حقیقی ایران، به هیچ عنوان دوست ندارند که از کشورهای خارجی کوچیک ترین دخالتی در مسائل اونا بشه، خیلی ازتون متشکرم، شب خوشی براتون آرزو می کنم.

تشکر می کنم. شب شما بخیر. خوب جناب شهبازخانی بفرمایید در خدمتتون هستیم.

-ضمن تایید صحبت این خانم خواستم این را عرض بکنم مسئله جنبش داخلی ایران یک چیزی نیست که فقط مربوط به مردم ایران باشه، این که شما فرمودید ما نمی خوایم قدرت های سیاسی در داخل ایران دخالت بکند هیچ کسی نمی خواهد قدرت خارجی در داخل ایران دخالت بکند.

این مربوط می شود به دولت های خارجی اما ما در مورد این که این جنبش، یک جنبش جهانی است، همه ما در کنار هم دیگه هستیم یعنی من از افکار عمومی کانادا از مردم آزادی خواه کانادا از همین جا درخواست می کنم که به جنبش سبز بپیوندند من خودم از مردم آمریکا که در اینجا دارم زندگی می کنم چنین درخواستی رو می کنم، از دوستان خودم چنین درخواستی رو می کنم، ما با توجه به این که در یک وضعیتی قرار گرفته ایم که به حقوق ما تجاوز شده، حق داریم که از افکار عمومی جهان کمک بگیریم برای حل مشکل و معضلی که در ایران هست، نه اینکه ما بخواهیم از یک دولت خارجی کمک بگیریم، من با این صحبت ها موافق هستم، هیچ کس خواهان دخالت کشورهای خارجی در مسائل ایران نیست، اون چه را که در جمهوری اسلامی می گویند دولت های خارجی دارند در مسائل داخلی ما دخالت می کنند صحت نداره و جمله پایانی را عرض بکنم. اتفاقا ما به این دلیل که جمهوری اسلامی یک دولتی است وابسته به دولت هایی نظیر شوروی و چین و کره شمالی و ونزوئلا و منافع ملی ما را زیر پا گذاشته و وابسته کرده کشور ما را به کشورهای خارجی با نظام جمهوری اسلامی مخالف هستیم. ما خواهان استقلال کشورمون هستیم.

-یعنی در غیر این صورت شما با جمهوری اسلامی مخالف نبودید؟

-نه خیر بودم، این یکی از

-نه نه عرضم بر این است که اگر جمهوری اسلامی در شرایطی بود که این مسائل پیش نمی یومد، مسائلی که در شرایط فعلی وجود دارد، اگر پیش نمی یومد و شرایط ایران به خوبی جلو می رفت، کسی کشته نمی شد، شرایط اقتصادی مناسبی وجود داشت، آیا شما هنوز هم با جمهوری اسلامی مخالفت می کردید؟

-ما با اسم کاری نداریم، اگر که در یک نظام سیاسی قرار بگیریم، که همه نیروهای سیاسی امکان داشته باشند که در اون کشور دخالت داشته باشند، مردم بتونند نمایندگان خودشون را انتخاب بکنند، مردم با آزادی بتونند ریاست جمهور خودشون را انتخاب بکنند، مردم بتوانند بر سرنوشت خودشون حاکم بشوند، همون نظام سیاسی هست که ما به دنبالش هستیم، مسئله این هست که اونها می گویند که حکومت فقط بایستی دینی باشد.

-ببخشید عذر می خوام، این یعنی دین ستیزی نیست؟

-نه خیر، اصلا، بلکه برعکس ما اتفاقا به خاطر اینکه دین مردم از دست رفته به خاطر حکومت دینی، ناراحت هستیم، یعنی ما الانه نمی توانیم مسلمان باشیم. تو اون کشور، شما در نظر بگیرید ما چندین میلیون ایرانی داریم که سنی هست، یک سنی در ایران حتی نمی تونه رئیس یک بانک باشه. یک نفر آدمی که بهائی هست اصلا از حقوق شهروندی محروم است، یک نفر که یهودی است هیچی تازه همون هایی هم که شیعه هستند اگر که این شیعیان طرفداران حضرت علی باشند و یکی نگرش دیگری را داشته باشند خانقاه های اینها را گرفتند از بین بردند، فقط یک تعریف خیلی ضعیف و محدودی را که مال همونهایی که قدرت سیاسی را دارند مال خودشون را می گیرن و اون را می خوان بگن که آقا ما باید به این دلیل بر شما همه 70 میلیون حکومت بکنیم ما اصلا نمی خوایم حکومت دینی باشه، ما با دین مخالف نیستیم ما حکومت دینی نمی خوایم.

-ببینید، با تمام صحبت هایی که شد اگر قرار بود شما طرحی بدهید، شما طرحی برای این قضیه دارید خودتون؟

-برای حل بحران؟

-بله

– بحرانی که به وجود آمده به علت وجود یک نظام دینی استدلالی است، ما برای اینکه بحران را حل بکنیم بایستی به دموکراسی برسیم بایستی به آزادی برسیم، بایستی به سکولاریسم برسیم نه اینکه ما بخواهیم بیاییم نیروهای سیاسی دیگر را کنار بزنیم و فقط دوباره خودمون حکومت بکنیم به اسم اینکه ما چونکه طرفدارای امام خمینی هستیم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”طرح پنج ماده ای موسوی برای حل بحران

  1. آیا ببر وحشی را نمیشود اخلی کرد؟ ایا میدانید فیلی که در سیرک روی دوپای خود برمیخیزد چه دردیرا تحمل میکند؟ اما تربیت شده تا برای هیجان آفرینی انسانهااینکاررا میکند! چگونه تربیتش میکنند؟ابتدا فیل وحشی را در محوطهایی بسته محبوس میکنند وقسمتی که دستهایش فرار دارد راگرم میکنند وبه حدی داغ میکنند که دستانش را مجبورمیشوددرفضای معلق نگهدارد وپس از هر بار اینکار را انجام دادن حبه ی قند به او جایزه میدهند و بتدریج این موضوع برای فیل عادت میشود و تدرجا سرودبردکیرا سر میدهد تاشلاق نخورد و تازیانه بر بدنش فرود نیاورندونام این حیوان ازوحشی به اهلی تغیرنام میابد . امروز اگر ما فرهنگ اعتراض میداشتیم میتوانستیم خامنه ایی و سردمداران وحشی رژیم وحشی جمهوری کثیف اسلامی را به بردگانی تبدیل کنیم تا جز خدمت به مردم سرانجامی نداشته باشند منتها مشکل اینجاست که ما خود گونه ایی ازجمهوری اسلامی هستیم که خود ترجمان گونه ایی از استبداد و سلطه هستیم . به زودی ایران دوباره بدست خائنینی نوظهور تقدیم میشود وهمچنان برنده ی دعواهای ایرانیان دولتها و حکومتهای ننگین استعماریست امروز چهاردهم دیماه هشتادوهشت است

  2. من میتوانستم با شما موافق باشم اگر جامعه ایران از خامنه‌ای و حکومت دینی راضی‌ بود. هرچند میپذیرم که هنوز خطر به دام افتادن در نوع دیگر حکومت دینی و افرادی نظیر موسوی از سر مملکت ما رد نشده اما احساس می‌کنم که مردم به آن رشدی رسیده باشند که زیر بار هیچگونه استبدادی و یا هیچ نوع حکومت دینی نروند و اینبار یک بار و برای همیشه به دمکراسی دست یابند. بنده کمی‌ خوشبینتر هستم و به اگاهی مردم دلبستم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s