منافع ملی در جمهوری اسلامی

گفت و گو با برنامه دیدگاه ها و اندیشه های رادیو ونکوور. موقعیت جنبش زنان در ایران ، منافع ملی و جمهوری اسلامی، چگونگی نفوذ مذهب در کشورهای غربی و سکولار، تفاوت دخالت مذهب در غرب با جهان اسلام، پرسش و پاسخ با شنوندگان، نظر وپرسش یکی از شنوندگان که پاسخ ایشان را در هفته اینده خواهید شنید فایل صوتی

خوب شنوندگان عزیز برمی گردیم در خدمت آقای مجید شهبازخانی هستیم، همانطور که قبلا هم خدمتتون عرض کردم در بخش اندیشه ها سری گفتگوهای جدیدی رو در مورد دموکراسی شروع می کنیم، طی چند هفته گذشته ما به مباحث هسته شناسی پرداختیم تا پاسخ علمی به نظریه خلقت که از جانب نگرش الهی مطرح می شد را داده باشیم، موضوع برنامه این اندیشه های این هفته رابطه ی منافع ملی و دموکراسی هست

آقای شهبازخانی اگه ممکنه باز برای ما جواب بدین جنبش زنان اصلا چی هست؟

جنبش زنان یکی از پویا ترین جنبش های اجتماعی دنیا هست، سازمان ملل متحد اعلام کرده که دومین جنبش پویای جهانی، جنبش زنان ایران هست، در نتیجه من می خوام این را عرض بکنم خدمت جنابعالی، که حتی اگه همه جنبشهای اجتماعی دیگر ایران، جنبش جوانان، جنبش کارگران، جنبش سکولارها، همه این جنبشها هیچ کاری نکنه فقط جنبش زنان ایران توانایی این را دارد که ده تا جمهوری اسلامی را سرنگون بکنه. ما امروزه شاهد مبارزات درگیرانه زنانمون هستیم که به دنبال حقوق ابتدایی و اولیه و حقه خودشون هستند. این جنبش یک جنبشی است که ریشه های تاریخی دارد در جامعه ایران، این جنبش یک جنبشی است که می تواند از حالتی که الان دارد به مرحله ای برسد که زنان ما به حقوق خودشون برسند، من اطمینان دارم که پس از دوران جمهوری اسلامی ما اگر هیچ چیز به دست نیاوریم، حقوق زنان را بدست خواهیم آورد و این به دست آوردن حقوق زنان به خاطر تلاشی است که این جنبش زنان دارد انجام می دهد و تنها مربوط به زنان نیست، هر چند که زنان تعدادشون در جنبش زنان بسیار زیاد هست اما مردان هم شانه به شانه زنان برای بدست آوردن حقوق زنان دارند تلاش می کنند این حقی نیست که مردان از زنان گرفته باشند، بلکه حقوقی است که یک نگرش استبدادی و ارتجاعی و نگرشهای ضد زن باعث شده که این حقوق از دست بره.

تشکر می کنم. در این بخش برنامه از شما خواستم خواهش کنم که در مورد تعریف منافع ملی رو توضیح بدید که چگونه است؟

بسیار خوب خیلی خوشحال هستم از اینکه شما در ابتدای برنامه توضیح دادید گفتگوهایی که در مورد دموکراسی رو داشته باشیم رو ادامه می دهیم دوستان عزیز در جریان هستند چند ماه قبل که برنامه هامون رو شروع کردیم بر این مبنا بود که ما بخواهیم در زمینه دموکراسی و مکاتب سیاسی گفتگویی رو داشته باشیم و در طی این گفتگوها ما برخورد کردیم به شنوندگان عزیزی که سوالاتی رو مطرح کردند و من جمله این مطلب مطرح شد که به این علت که خداوند جهان هستی را آفریده و انسان را خلق کرده، در نتیجه او حق دارد بر ما حکومت بکنه. و این یکی از نگرشهای سیاسی است که پایگاه حکومت دینی است. و اتفاقا جمهوری اسلامی همچنین نگرشی رو داره یا بسیاری از حکومتهای دینی دیگری که در طی تاریخ بودند. یعنی انسان در حقیقت موجودی است که خداوند او را آفریده و چون که خداوند این جهان هستی را آفریده او حق دارد که توسط نمایندگان خودش بر ما حکومت بکند و اینجا انسان دیگر هیچ امکان این را ندارد که بتواند در زمینه سرنوشت خودش تصمیم بگیرد. و توضیح دادیم بعد از اینکه مذهب به علت رشد علم کم کم عقب نشست و عقلانیت و علم جانشین شد و در نهایت انسانها به سکولاریسم رسیدند یعنی به این نتیجه رسیدند که دینشان نبایستی در امور حکومتی دخالت بکند و بایستی مسائل خودشون را با توجه به عقلانیت جمع و خرد انسانی حل و فصل بکنند ما شاهد به وجود آمدن دموکراسی بودیم. شاهد به وجود آمدن آزادی بودیم. مکتب هایی نظیر لیبرالیسم این راه را روشن کردند و توی این مجموعه بود که مجبور شدیم لااقل نگرش علمی را در این زمینه که به طور کلی هستی چگونه به وجود آمد و انسان چگونه به وجود آمد را توضیح بدهیم که در زمینه هستی شناسی بود و نگرش علمی را مطرح کردیم. البته این به معنای ضعف یا اثبات این نبود بلکه صرفاً به این پرسش داشتیم پاسخ می دادیم که هستی چگونه به وجود آمد که نظریه بیگ بنگ را ارائه کردیم و حیات چگونه به وجود آمد که نظریه تکامل را ارائه کردیم و در پایان هم راجع به فیزیک کوانتوم یک توضیح مختصری را دادیم که به طور کلی نگرش علمی به چه شکل به جهان نگاه می کنیم. اما این مطالب تمامی در چارچوبه همان مسائل سیاسی باز می گنجد. سیاسی که چه عرض بکنم، علمی دارد می گنجد و نگاه ما به مسائل سیاسی هم باز با یک نگرش علمی مطرح می شه. یعنی بنده نمی گویم که دموکراسی این هست یا فرض بفرمایید سکولاریسم اون هست یا منافع ملی این هست، بلکه آن چه را که بنده عرض می کنم صحبت افرادی است که در این زمینه دانشمندان هستند و نظریه پردازان هستند بنده فقط نگرشهای موجود را خدمت دوستان عزیز عرض می کنم و صحبت دیگران را تکرار می کنم. آنچه را که من می گویم نظر بنده نیست یا یک چیزی نیست که من فکر بکنم این چنین باشه. بلکه مکاتب سیاسی و اینها مشخص و معین است. اما در مورد مسئله ای که جنابعالی بهش اشاره فرمودید مبنی بر اینکه منافع ملی چیست منافع ملی بیشتر در روابط بین المللی معنا و مفهوم پیدا می کنه و معنایش این است، یک کشور بتواند بر اساس وزنه ای که دارد به خواسته ها و آمال خودش برسد و آنچه را که آن کشور به عنوان منافع تعریف می کند برای خودش بتواند به آنها دست پیدا بکند. به این می گویند منافع ملی در علوم سیاسی.

وقتی که می فرمایید منافع ملی، منافع مردمه یا منافع دولته یا منافع کشوره؟

سوال بسیار جالبی است. این را دولت به عنوان نماینده ملت دنبال می کند در نتیجه افرادی که در آن کشور دارند زندگی می کنند از این منافع بهره مند می شوند و برای اینکه ما منافع ملی را مشخص و معین بکنیم  در رابطه با دول دیگر است که معنا پیدا می کند، مثلا ما وقتی که راجع به منافع ملی ایران صحبت می کنیم منافع ملی ایران در برابر چه کسانی است؟ در برابر کشورهای خارجی است که معنا و مفهوم پیدا می کند که معمولا اساس اون بر پایه این هست تا چه حد توان نظامی داشته باشید، تا چه حد نفوذ فرهنگی داشته باشید، تا چه حد توان اقتصادی داشته باشید، این عوامل مشخص می کند که شما چه وزنه ای را دارید که بتوانید به اندازه وزنه خودتون، روابط خودتون را در سطح بین الملل تنظیم بکنید.

آیا جمهوری اسلامی می تواند از منافع ملی ایران حمایت بکند؟

نه- به هیچ وجه.

چرا؟

برای این که اون دولت بایستی نماینده ملت باشد که بتواند از منافع دفاع بکند. جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی ملی نیست بلکه یک نظام سیاسی ایدئولوژیک است. یک نظام سیاسی که می خواهد از جهان اسلام دفاع بکند. او به دنبال دفاع از منافع ایران نیست.

خوب چه اشکالی دارد این مسئله؟

اشکالش این هست که اون موقع منافع کشور ما در مرحله دوم قرار می گیرد. و مثلاً فرض بفرمایید منافع فلسطین در مرحله اول قرار می گیرد. منافع لبنان در مرحله اول قرار می گیرد. چرا؟ چونکه اونجا گروههای سیاسی وجود دارد یا گرایشهای سیاسی وجود دارد که نظیر جمهوری اسلامی فکر می کنند. این یک نظام و نگرش ایدئولوژیکی است. نه بر پایه جغرافیا و فرهنگ و ملت ایران بخواهند تصمیم بگیرند. بلکه بر پایه ایددئولوژی تصمیم می گیرند. اونها حتی حاضر هستند افرادی را از فلسطین بیاورند توی ایران که مردم ایران را بکشند. کتک بزنند. برای اینکه مردم ایران می خواهند رای شان شمرده بشود.

البته فکر می کنم شما تقریبا جواب سوالی که من الان می خواستم بکنم  دادید که چه اشکالی دارد که ایران بیاید از منافع فلسطین، لبنان یا عراق یا سایر کشورهای دیگه حمایت بکنه؟

ببینید به طور تاریخی ما وقتی که به مسئله منافع ملی در علوم سیاسی نگاه می کنیم در ابتدا منافع ملی بر اساس مذهب و بر اساس اخلاقیات تعیین می شد و به همین دلیل جنگ هایی که بین کشورها وجود داشت جنگهای مذهبی بود نه جنگهای ملی. یعنی کاتولیک ها می رفتند به جنگ پروتستان مسلمانان می رفتند به جنگ کافران. مردم اون هویت ملی رو نداشتند. بلکه یک هویت مذهبی داشتند به همین دلیل شما می بینید که مسئله منافع ملی معنا و مفهومی پیدا نمی کنه. تا اینکه یک نفر به اسم مارکیاول که اسمش معرف حضور همه دوستان است. ایشون یک کتابی را می نویسند به اسم شاهزاده. در اون کتاب ایشون توضیح می دهند که ما بایستی تلاش بکنیم آنچه را که می خواهیم به دست بیاوریم به هر طریق ممکنه به اون بتونیم دست پیدا بکنیم. بعد از جنگی که در اروپا اتفاق افتاده بود برای اولین بار یک کاردینالی به اسم کاردینال        که مال فرانسه بود و علی رغم اینکه ایشون کاتولیک بود بر علیه روم که مرکز کاتولیک ها بود به نفع فرانسه موضع گرفت و این مبدا منافع ملی شد که دیگه از حالت مذهبی خارج شد و در حیطه جغرافیایی قرار گرفت و بعد از اون می بینیم نگرش مارکیاولی در منافع ملی معنا و مفهوم پیدا کرد. بعد از اون ما شاهد مکتب مرکاتیلیسم هستیم که بیشتر یک نگرش سوداگرایانه هست بر این مبنا که هر کشوری بتواند هر چقدر که می تواند استثمار بکنه کشورهای دیگر را و هر چقدر که می تونه بیشتر از اونها پول بگیره و از این معنا نگاه می کردند به منافع ملی اما امروز در علوم سیاسی آنچه که نگرش غالب هست نگاهی است که اصطلاحا بهش می گویند نگاه رئالیسم یا یک نگرش واقع گرایانه.

اگه اجازه بدید یکی از شنوندگان عزیز روی خط هستند. خطشون را باز می کنیم. سلام عرض می کنم. شب شما بخیر. صدای شما پخش می شود.

خدمت محترم عرض می کنم که در دو جهت اینا صحبت خود را پیش بردند یکی در جهت اینکه در کشورهای اسلامی عقل و دین با دولت یک جا باشد این گناه شمرده می شود از نگاه ایشان و در کشورهای غربی که همیشه سالانه مقدار زیادی دلار در راه پابرجا داشتن دین مصرف می شه و مذهب مصرف میشه به این قسمت چشم پوشی می کنند پس هر نظام سیاسی که با مذهب و دین توهمیت داشته باشه بقای آن بیشتر است پس به این صورت در هر  چقدر مصرف می شه به خاطر تحکیم مذهب و دین. این را تایید می کنم اما در کشورهای اسلامی که این کار می شه تردید می کنند و این قسمت  من می خواستم از شما توضیح بگیرم!

در اون مورد که شما می فرمایید در غرب مذهب نفوذ داره من کاملا با شما موافق هستم اما این از طریق نهادهای اجتماعی هست که اونها این کار را انجام می دهند یعنی این که می آیند می روند و حذب درست می کنند و از این طریق می خواهند بیایند و در مسائلی که مربوط به اجتماع هست اون اجنده های خودشون را جلو ببرند. مثلا فرض بفرمایید کلیسا کاتولیک ها یا پروتستانها خیلی نفوذ دارند و آمریکا و مسائلی که مربوط به سقط جنین هست خیلی توی این زمینه صاحب نفوذ هستند و قوانینی که توی این زمینه هست را همش جلو می برند حتی ما بسیاری اینجا شاکی هستیم برای اینکه در مدارس هم اینها جلوگیری می کنند حتی امروزه که در پاره ای از موارد خلقت را می خواهند بیایند هنوز درس بدهند و مسئله داروین و یک چنین مسائل علمی که کاملا ثابت شده است را می خواهند جلوگیری بکنند. منتهی تفاوتی که در غرب و کشورهای اسلامی وجود دارد این هست که در غرب حکومت حکومت سکولار هست. یعنی اینکه هر کسی بدون در نظر گرفتن اینکه چه مذهبی داره دارای حقوق مساوی است. در جهان اسلام یا در کشورهای اسلامی اگر که نامسلمان باشید اصلا نمی توانید مثلا وارد یک کار دولتی بشوید. شما را از حقوق اجتماعیتون محروم می کنند. علاوه بر اون در کشورهای غربی سکولاریسم به اون رشدی رسیده که مردم بدون در نظر گرفتن اینکه بخواهند مذهب خودشون را در امور سیاسی دخالت بدهند در مورد مسائل اجتماعی تصمیم گیری می کنند. منتهی شما وقتی که نگاه بکنید مثلا توی همون کانادا که شما تشریف دارید، فرض بفرمایید شهردار شما، آیا این شهردار شما چند بار دیدین که کشیش باشه. چند نفر کشیش توی مجلس دارین. یا چند بار شما کشیش را به عنوان رئیس جمهور یا نخست وزیر کانادا داشتین؟

ولی از کلیسا برای حمایت استفاده می کنند.

بله اما کلیسا نمی تواند بیاید و اجازه فعالیت دیگران را بگیرد یعنی اون کلیسا نمی تونه بیاد بگه که آقا چونکه در کتاب آسمان ما اینجوری آورده بقیه حق ندارند بیایند و در امور سیاسی دخالت بکنند.

ولی می تونند تظاهرات بکنند.

بله انتخابات سالم و آزاده. اون کشیش هم می تونه بیاد و کاندید بشه. منتهی وقتی که اون کشیش در مقابل مردم و شما و دیگری قرار می گیره که حرف حساب می زنین و می توانیم مسائل اجتماعی رو حل و فصل بکنیم هیچ کس بهش رای نمی د ه در نتیجه خودش می مونه و حوضش. کسی جلوگیری نمی کنه که مثلا که اگر که یک کشیشی بخواد بیاد توی شهر شما شهردار بشه مثلا بخواد بیاد خودش را کاندید بکنه آیا کسی جلوگیری می کنه از کاندید شدن ایشون.

جناب شهباز خانی یکی از شنوندگان عزیز را روی خط داریم اگه اجازه بدین خطشون را باز بکنم.

سلام عرض می کنم شب شما بخیر. صدای شما پخش می شه بفرمایید.

سلام شبتون بخیر. سلام آقای شهباز خانی. یه مقایسه ای کردین بین دو ملت مختلف و منافع ملی. مثلا در آمریکا مذهب خیلی فعالیت داشت در انتخابات قبلی و نتیجه اش هم که دیدین که چی بود و با چه افتضاحی رفت. ولی دید من این است که یک آمریکایی، اول آمریکاییه وقتی منافع ملی صحبت می کنیم اول آمریکاییه اونوقت دینش هر چی هست. اینه که مقایسه ای که ما می کنیم ملت ما، ما نمی دونیم که اول ایرانی هستیم بعد هر مذهبی داریم. یا اینکه اول مسلمانیم بعد ایرانی هستیم. آیا شما فکر نمی کنین که بین این دو تا کدوم را ترجیح می شه داد و کدوم بهتر کار می کنه. در مورد منافع ملی.

صحیح نیست. ببینید به طور کلی مذهب جزئی از انسانهاست ما نمی توانیم به صورت مصنوعی این را جدا بکنیم. اما مهمتر این هست. انسانها به این نتیجه می رسند که اگر قرار باشد حکومتشان دینی باشه، هیچ کس نه می تواند دین داشته باشد و نه می تواند حکومت داشته باشد. همین چیزی می شه که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده. انسانها خودشون به این نتیجه می رسند که بتوانند به مرحله ای برسند که دینشان را برای خودشون نگه بدارند و بدنبال حل و فصل مسائل اجتماعی شان از طریق عقلانیت باشند. در مورد مطلبی که شما بهش اشاره کردین. جامعه ایران. در بین کشورهای اسلامی که در منطقه هستند، طبق آماری که یونسکو گرفته بود چند سال پیش. ایران سکولارترین جامعه خاورمیانه است. در ایران اگر که انتخابات سالم و آزادی برقرار بشه بدون شک، سکولارها برنده خواهند شد. در آماری که شش سال پیش گرفته شده بود. دو تا آمار گرفته شد. یکی 83 درصد یکش 85 درصد از مردم ایران سکولار هستند. یعنی نمی خواهند حکومت دینی داشته باشند. مفهومش این نیست که دین ندارند فقط نمی خواهند حکومتشان دینی باشد.

تشکر می کنم. یکی از شنوندگان عزیز روی خط هستند. اگر ممکنه به سرعت ایشون را داشته باشیم. سلام عرض می کنم.

من در رابطه صحبت این آقای شهبازخانی توضیح برای این آقا می دهم که متاسفانه در رابطه با مسائل دینی، اطلاعات و معلومات آقای شهبازخانی بسیار کم هست. اینا اصلا قرآن را مطالعه نکردند. متاسفانه با برداشتی ذهنی خود با قرآن با اسلام برخورد می کنند. شما ببینید در نصوص قرآن بیش از ده بار آمده که وظیفه ، قدرت، عمل اختیار انسان است. حتی در رابطه با توضیح انسان بر این اساس می گه که

هرگز          مسلمان باشه. این آقا تفاوت بین اسلام و حکومت ولایت فقیه را متاسفانه تشخیص نمی دهد. ولایت فقیه حکومتی است که بر پایه های اسلام زیربنا شده. من به عنوان یک مسلمان برای شما می گویم حکومت ایران، حکومت اسلامی نیست متاسفانه چون این آقا برداشت بسیار خصمانه از اسلام دارد همین حکومت شیعه ولایت فقیه را بر کل عالم اسلام که من از این آقا تقاضا می کنم یه خورده اسلام بخونه که متاسفانه اهانت به اسلام نکنه توهین به قرآن نکنه. متاسفانه به عنوان یک دانشمندی کاذب معرفی می شه.

جناب شهبازخانی به انتهای برنامه نزدیک شدیم اگر که علاقه مند باشید می تونید در برنامه آینده به این سوال جواب بدید. چی فکر می کنید؟

مطلبی رو که عرض کردم خدمت دوستان عزیز در مورد مسئله زنان و کتک زدن اونها از قرآن مجید بود که من این رو عرض کردم.

جناب شهبازخانی به شما شب بخیر می گم. تشکر از شما و شنوندگان عزیزی که تا انتهای برنامه ما را همراهی کردند. شب بخیر.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s