انقلاب دیروز، موقعیت امروز و چشم انداز فردا


گفت و گو با برنامه دیدگاه ها و اندیشه های رادیو ونکوور. برسی زمینه های سیاسی انقلاب ۵۷، نقش پادشاه و خمینی در انقلاب، خواسته های مردم، تحولات بعد از پیروزی انقلاب، علّت شکست انقلاب، نتایج شخصیت گرائی در جامعه ایران، عملکرد سیاسی اصلاح طلبان در حفظ جمهوری اسلامی، چرا جمهوری اسلامی در حال فروپاشی است؟ نزدیکی جامعه ایران به پیروزی

فایل صوتی

متن مصاحبه

قسمت اول برنامه دیدگاهها رو که بررسی انقلاب سال 57 هست را در خدمت جناب آقای شهبازخانی هستیم و بررسی رویدادهای هفته گذشته. جناب شهبازخانی سلام عرض می کنم.

درود به شما و شنوندگان عزیز.

ممنونم اگر ممکنه برای شنوندگان عزیز ما قدری به بررسی انقلاب 57 و در نهایت بررسی رویدادهای هفته گذشته بفرمایید که در خدمتتون هستیم.

در مورد انقلاب 57 بایستی دید که عواملی که باعث به وجود آمدن این انقلاب شدن چه عوامل اجتماعی و تاریخی بودند؟ و زمینه های سیاسی که باعث ایجاد چنین تحول سیاسی و اجتماعی در ایران شد چه بوده؟ به طور تاریخی ما وقتی که نگاه بکنیم می بینیم که جامعه ایران از انقلاب مشروطه خواهان به وجود آمدن یک نظام سیاسی بوده که در اون قانون حاکم باشه. و برای رسیدن به این انقلاب مشروطه صورت گرفته. کم کم در طی زمان ما شاهد بوجود آمدن نهادهایی بودیم نظیر مجلس، نظیر دادگستری که خواسته هایی بود که مشروطه طلبان مطرح می کردند. اما در نهایت کار به جایی رسید که این نهادها باز زیر یوغ پادشاه به سر می بردند. در ابتدا قرار بود که پادشاه صرفاً به صورت سمبولیک در کشور حضور داشته باشد و امور به نهادهای دولتی سپرده بشه. بعد از مسئله ای که در زمان دکتر محمد مصدق اتفاق افتاد و نخست وزیری ایشان که منتخب مردم بودند با کودتای محمدرضا پهلوی روبرو شد ما می بینیم که مردم ایران دچار یک استبداد سیاسی بسیار شدیدی می شوند. بالا رفتن قیمت نفت باعث بوجود آمدن تسهیلات اقتصادی در جامعه شد و طبقه متوسطی را بوجود آورد که این طبقه متوسط دارای رفاه اقتصادی بود اما هیچ گونه فعالیت سیاسی را نمی توانست انجام بدهد. و استبداد محمدرضا پهلوی باعث بوجود آمدن انقلاب 57 شد. که تمامی احزاب سیاسی را بسته بود. یک دونه حزب فقط نگه داشته بود و هر کس که عضو این حزب نمی خواست باشه می گفت که شما پاسپورتتون را بهتون می دیم از ایران خارج بشوید. سانسور بسیار شدیدی در مطبوعات حضور داشت. سانسور بسیار شدیدی در رادیو تلویزیون داشت. تمامی امور مملکت به دست ایشون رتق و فتق می شد و در نهایت منجر به نارضایتی مردم شد. از آنجایی که احزاب سیاسی وجود نداشت و حضور نیروهای مذهبی به صورت سنتی در جامعه ما تنها مرجع مردم برای تظلم خواهی بود ما شاهد رشد روحانیت شدیم و حضور آیت اله خمینی از یک طرف، نبود احزاب سیاسی از طرف دیگر باعث انقلابی شد که انقلاب 57 بود و شعارها و خواسته هایی که مطرح می شد شعارها و خواسته های آزادی خواهانه بود. یعنی شعار استقلال را می دادند، شعار آزادی را می دادند شعار جمهوریت را می دادند. مسئله اسلامی و حکومت دینی مطرح نبود آقای خمینی در پاریس می گفتند که ما جمهوری می خواهیم که عین جمهوری فرانسه باشه در حکومت آینده تا کمونیست ها هم می توانند فعالیت داشته باشند حزب داشته باشند هیچ مشکلی نیست که بعد از روی کار آمدن آقای خمینی ما شاهد به وجود آمدن نوع دیگری از سلطنت در ایران بودیم این بار سلطنت از خاندان پهلوی منتقل شد به خاندان روحانیون

خوب خیلی خوب بود شما در دوران قبل از انقلاب را بررسی کردید که چگونه این انقلاب صورت گرفت و به کجا رسیدند. آیا می تونید بعد از انقلاب را در موردش قبلی تحلیل بکنید که چگونه این شیفت انجام شد و این زمینه ای که در شرایط فعلی ساخته شده را در موردش توضیح بدین ممنون می شم.

به علت اینکه انقلاب با نفوذ بسیار زیادی که آیت اله خمینی داشت که برگرفته از فرهنگ ایرانی بود که شخص پرستی می کنه شخصیت پرستی می کنه شکل گرفته بود این فرد توانست یک نظام سیاسی را بوجود بیاورد به اسم جمهوری اسلامی که ایشان می گفتند نه یک کلمه کم نه یک کلمه بیش و یک قانون اساسی را تهیه کردند که مثل یک ردایی می موند بر قامت ایشان و جمهوری اسلامی حول آیت اله خمینی شکل گرفت ایشون بعد از اینکه به قدرت رسیدند همان کاری انجام دادند که محمدرضا پهلوی انجام می داد وقتی که در پاریس بودند. می گفتند که من یک طلبه ای بیشتر نیستم می روم در قم و اونجا درس طلبگی می دهم بعد که ایشون آمدند و رفتند در قم نه تنها هیچ  درسی به طلبه ها ندادند بلکه دولت بازرگان که می خواست به اجرای امور مملکتی بپردازد را باعث سقوطش شدن و به اونها می گفتند که شماها لیبرال  هستید شماها به کشورهای خارجی وابسته هستید و باعث شدند که دولت نتواند کار خودش را انجام بدهد و در نهایت اولین انتخابات ریاست جمهوری که انجام گرفت که با روی کار آمدن آقای بنی صدر بود ایشون را هم کنار زدن و با به راه انداختن جنگ ایران و عراق وضعیتی را به وجود آوردن که در آن امکان  سرکوب همه نیروهای سیاسی را فراهم کردند و تمامی نیروهای سیاسی که تا آن زمان از ایشون حمایت می کردند را یکی یکی از بین بردند و در اون پروسه زمانی هم خوانی نگرشهای چپ ایران به خصوص نیروهای کمونیست با آیت اله خمینی، نیروهایی نظیر حزب توده و  امثالهم باعث این شده بود که ایشون بتونند از بخشی از نیروهای سیاسی کمک بگیرند برای اینکه بخشهای دیگری را سرکوب بکنند و در نهایت یکی یکی را سرکوب کردند تا حساب حزب توده و کمونیستها را هم رسیدند و شروع به ایجاد یک فضای رعب و وحشتی کردند که در اون هیچ کس امکان صحبت کردن را نداشت و البته جنگ با عراق هم بود، احساسات ناسیونالیستی مردم بود و اجازه این را ندادند که نهادهای دموکراتیک شکل بگیرند و پایه ای در اون کشور نتونست به وجود بیاد برای ایجاد دموکراسی و به دنبال آن قتل عام زندانیان دهه 60 را می بینیم که در دوران نخست وزیری آقای موسوی بود و آقای کروبی و امثالهم از سران این مملکت بودند و آقای رفسنجانی در تمامی در طی این مدت با آقای خمینی همکاری بسیار نزدیکی را داشتند. یعنی جمهوری اسلامی پروسه ای را طی کرد قبل از اینکه آیت اله خمینی به ایران بازگردند از آنجایی که این حرکت اجتماعی بیشتر حول آقای خمینی بود از این بابت که محمدرضا پهلوی چون مردم را به تنگ آورده بود مردم خواهان سرنگونی نظام پادشاهی بودند. مردم خواهان ایجاد نظام جمهوری بودند. و این یک فضایی را ایجاد کرده بود که متاسفانه فرصت این بوجود نیامده بود که سایر نظامهای سیاسی بتوانند نظرات.

ببخشید ببینید اشاره کردید به یک مسئله بسیار مهمی که مردم می خواستند به جمهوری برسند به دلیل اینکه فکر می کردند در جمهوری است که به آزادی می توانند برسند. می توانند حق بیان داشته باشند. کسی نیست که کنترلشان بکند. ولی در عین حال اشاره کردید به یک مسئله فرهنگی ایرانی که ما شخصیت پرست هستیم این یک خصلت است در ابعاد جامعه ما این طور به نظر می یاد که خودمون شخصیت سازی می کنیم. رشدش می دیم و به پاش می افتیم و بعدش اون شخص قدرت می گیره و برای ما دیکتاتوری می شه و بهای سنگینی باید بدیم برای اینکه بتونیم بیاوریمش پایین.

دقیقا به همین شکل است. اساس لیبرالیسم اساس آزادی بر پایه فردیته. وقتی که شما فرد دیگری را بالاتر از خودتون دانستید. دیگه آن فردیت شما از بین می رود. این نه تنها در زمینه مسئله آیت اله خمینی در زمینه شاه هم به همین شکل بود. حتی طرفدارهای پادشاهی نیز باز همین تفکر را دارند. یعنی وقتی می گویید که آقا شما چرا پادشاهی می خواهید. دلایلی را می آورند که سنتی است یا بر پایه فرد است همین امروزه حزب مشروطه ایران، وقتی که شما به اساس نامشون مراجعه می کنید می بینید که در اون اساس نامه این حزب که می گوید من یک حزب لیبرال هستم با گرایشهای لیبرال هستم مشخصا آمده که خواهان بازگرداندن خاندان پهلوی به ایران هستند. این خیلی فرق می کند با اینکه شما بگویید ما پادشاهی می خواهیم. حالا گذشته از این که پادشاهی اصلا با لیبرالیست هم خوانی ندارد. اما دیگه چرا شما رفتید و باز یک فرد را انتخاب می کنید. این خلاف لیبرالیسم است خلاف آزادی است یا همین آقایونی که الان امروزه آمده اند از جریان جمهوری اسلامی دفاع می کنند به نگرش  توجه نمی کنند که مثلاً فلانی چه نگرشی داره چه حرفی سیاسی را می زند چه عمل سیاسی را انجام می دهد؟ به جای همه اینها متوجه این هستند که این چه شخصی است؟ و چه شخصیتی داره؟ آقای کروبی در هفته گذشته مشخصاً می گویند آقای خامنه ای را قبول دارم، ولایت فقیه را قبول دارم، با نیروهای دیگه جمهوری اسلامی حاضر هستند سازش بکنند، منجمله آقای احمدی نژاد و امنیتی که مردم را دارند می کشند، اگر که احساس بکنند خدای نکرده جمهوری اسلامی در خطر است بعد بنده امروز با یک نفر از دانشجویانی که متعلق هستند به یکی از گرایشهایی که لیبرالیستی ایران هست صحبت می کردم و ایشون هنوز هم که هنوز هست از آقای کروبی حمایت می کند، شما نمی توانید به هیچ انسانی در روی این کره زمین که لیبرال و سکولار هست بگویید که من یک کسی را می شناسم که این فرد عضو یک جریان دانشجویی لیبرال هست و این فرد می گوید که به هر وجهی که ممکن است از آقای کروبی حمایت می کنم، حتی ایشون حاضر بودند مطلبی که خود آقای کروبی گفتند تحریف بکنند برای اینکه به اثبات برساند نه خیر آقای کروبی چیز دیگری را گفتند.

در حالی که خودشون را در حقیقت گول می زنند برای ساختن یک شخصیت. ببینید این را از شما می خواهم سوال بکنم. آیا ما خودمون مقصر نیستیم؟ آیا این را شما می خواهید بگویید؟

بله – بی شک کسی برای ما دموکراسی نمی آورد. کسی برای ما آزادی نمی آورد. ما بایستی به آزادی برسیم، ما بایستی به دموکراسی برسیم، کاری که امروزه خانم صادقی در ونکوور با سازمانی که دارند به اسم

انجام می دهند تضمین کننده دموکراسی و تنظیم کننده آزادی در آینده است.

و چیزی هست که غریب هم نیست من این را خدمتتون عرض بکنم، دیشب عکسی به دست من رسید برای من فرستادند، این عکس مربوط به آمریکا بود و سال 1922 یک افسر پلیس آمریکایی در حال اندازه گیری دامن خانمی در کنار ساحل بود در آن زمان خانمها در کنار ساحل نمی توانستند دامنی پایشان بکنند که 15 سانتیمتر از زانو کوتاه تر باشه در شرایطی که الان کنار ساحل تشریف ببرین اصلا چیز دیگری را می بینید. یک همچین چیزهایی که در آن زمان در سال 1922 جزء قوانین بود الان دیگه وجود ندارد.

این را کی بهش رسید؟ مردم بهش رسیدند. امروزه  جامعه ایران ما به اون رشد رسیده که به دموکراسی برسه. به آزادی برسه. پاره ای از این آقایون نرسیدن. جامعه ایران رسیده. جامعه ایران در عصر انفورماتیک به سر می بره. آنچه را که بخصوص اصلاح طلبها مطرح می کنند. و مسئله داخل و خارج می کنند و این چنین بیان می کنند که ایرانیان خارج از کشور از کره دیگری هستند و ایرانیان داخل کشور از کره ای دیگر. در عصر انفورماتیک معنا و مفهوم نداره این دیوارها فرو ریخته جامعه امروز ایران همون خواسته هایی را دارد که جوامع اروپایی، جوامع کانادایی و امثالهم را دارند. تجربیاتی که جوامع دیگر که به آزادی رسیدند و به دموکراسی رسیدند را مردم ایران امروزه مشاهده می کنند. از طریق تلویزیون خودشون، از طریق وب سایت خودشون از طریق وبلاگ خودشون. توییتر ، فیس بوک و… و این جامعه دیگه شما نمی توانید ببندینش و بگین که اونایی که توی خارج هستند یک طرف هستن، اونایی که توی داخل هستن یک طرف هستند و ما اینها را توی داخل می توانیم بگیریم و سرکوبشان بکنیم. همچین چیزی دیگر در عصر انفورماتیک امکان ناپذیر است و جمهوری اسلامی از آنجایی که یک نظام سیاسی است که سنتی است و متعلق به عصر انفورماتیک نیست داره در درون خودش فرو می پاشه. هر چقدر هم که آقای کروبی بخواهند بروند بیایند با آقای هاشمی رفسنجانی بنشینند و آقای خامنه ای را تایید بکنند و بگویند که بله انقلاب خیلی عالی بود خیلی خوب بود و این مردم همون امام را می خواهند حرف خودشون را دارند برای خودشون تکرار می کنند. مردم یک حرف دیگری می زنند. توی تظاهرات روز قدس مردم شعار می دادند که نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. حالا آقای کروبی توی مصاحبه تایمزشون هنوز از اون صحبتها دارند می نالند می گن که شما این حرفها را زدید برای اینکه شما اجازه بدهید بیایند و بهتون حمله بکنند. ببینید جریان به این شکل هست الانه در داخل ایران که سرکوب هایی که احمدی نژاد انجام می دهد نگرش اصلاح طلب آقای کروبی آقای موسوی به همون اندازه از این سرکوب ها دارند سود می برند. یعنی یک خط قرمز می کشند می گن که آقا این جمهوری اسلامی نباید که بره و اگر که شما یه حرفی بزنید خلاف این جمهوری اسلامی خوب می یان شما را می کشن. یعنی اینکه چراغ سبز را به آنها نشان می دهند. به جای اینکه اعتراض بکنن به این کشتار، اصلاً هیچ عکس العملی از خودشون نشان نمی دهند. و این مشکل ساز شده در جریان جنبش اجتماعی که امروز به وجود آمده. البته من فکر نکنم که مشکل عمده ای باشه. مردم در هر صورت خواسته های خودشون را دنبال خواهند کرد. یعنی مردم به این شکل نخواهند بود که زنان ما که سی سال زیر حکومت استبدادی به سر برده اند و بایستی امروزه حتی پوششون را روحانیون تعیین بکنند. بیان از خواسته های خودشون دست بکشن و بگن که آقای کروبی گفته اند که دولت آقای احمدی نژاد به رسمیت می شناسند. و گفته اند آقای هاشمی رفسنجانی بهترین راه حل را دادند. و آیت اله خامنه ای بایستی رهبر انقلاب باشند. ایشون مشخصا می گویند که من جمهوری اسلامی را قبول دارم، ولایت فقیه را قبول دارم خوب شما دیگه چگونه می توانید ولایت فقیه و جمهوری و اسلامی و قانون اساسی را رویش تأکید بکنی؟ اونم قانون اساسی جمهوری اسلامی و بعد تصور بفرمایید که مردم ایران هم همین حرفی رو که شما می زنید می زنند. پس خودشون یک توهماتی رو دارند، من الان عرض می کنم خدمت جنابعالی، امروز آقای موسوی و آقای کروبی یک ملاقاتی رو داشتند، هر دوی اینها فرمودند اکثر مردم ایران خواهان جمهوری اسلامی هستند حالا شما ببینید که آیا همچین حرفی صحت داره؟ اگر که اکثر مردم ایران خواهان جمهوری اسلامی هستند این آقایون چرا نمی توانند حتی یک انتخابات آزاد شهر و روستا رو در کشور ما برقرار بکنند؟ چرا اجازه نمی دهید که همه نیروهای سیاسی در این جریانات شرکت بکنند؟ یک کدوم از نیروهای سکولار یک کدوم از نیروهای لیبرال یک کدوم از نیروهای چپ یک کدوم از نیروهای ملی اصلا اجازه نوشتن یک کلمه در سایت های این آقایون ندارند. سایت جرس رو دارند سایت نوروز رو دارند، سایت های دیگر را دارند. همین حالا دارند سانسور می کنند تمامی رسانه های گروهی را در دست گرفتند. در کنار اونها رسانه های گروهی دیگری نظیر بی بی سی و غیره و غیره تماما در اختیار این آقایون است و اجازه نمی دهند که مردم نظیر ما یک کلمه حرف بزنیم حتی صحبت ما رو در بحث کامنتهای سایت نوروز و جرس و امثالهم سانسور می کنند. اجازه پخش نمی دهند و بعد می فرمایند که ما خواهان مطبوعات آزاد هستیم. خوب اگر که شما خواهان مطبوعات آزاد هستید لااقل همین حالا همین مطبوعاتی که دست خودتون هست همین را لااقل کامنت هایش را آزاد بکنید. اون بقیه اش پیشکش. این آزادی که شما می خواهید این آزادی سیاسی که می خواهید آیا همگانی است. آیا این رسانه ها بایستی همگان آزاد باشند یا فقط بایستی شما آزاد باشید که اسمش آزادی بشه. این گونه تعاریفی اینها از مسائلی نظیر آزادی می دهند که آقای خمینی می دادند. و این آقایون زیر الم ایشون هنوز دارند سینه می زنند و دست و دلشون می لرزد که مبادا کسی به ایشون بگوید بالای چشمتون ابرو هست و اگر که کسی حرف ایشون رو پاره بکنه یا آتش بزنه اینها غش می کنند نمی توانند نمایندگی بکنند مردمی رو که از مشروطه خواهان ایجاد یک نظام سیاسی بودند که بر پایه قانون باشد نه شخص که از زمان مشروطه مردم ایران خواهان ایجاد یک جامعه ای بودند که درش آزادی وجود داشته باشد. انقلاب ایران برای به دست آوردن آزادی بود. برای به دست آوردن استقلال بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s