جرم شناسی – زنان

گفت و گو با برنامه دیدگاه ها و اندیشه های رادیو ونکوور در زمینه دیدار موسوی و کروبی، گراش آژانس بین المللی انرژی اتمی، حقوق زنان در برابر مردان از دید اسلام، جرمشناسی، پاسخ به پرسشهای شنوندگان

فاایل صوتی:  با سرعت معمولی –  با  سرعت پائین برای ایران

متن مصاحبه

– در هفته گذشته آقای موسوی و آقای کروبی پس از تظاهرات 22 بهمن دیداری داشتند نتیجه این دیدارها را علاقه مند هستیم بشنویم.

– در مورد نتیجه دیدار آقای کروبی و موسوی نتیجه خاصی را نداشته. چون مطلب خاصی را مطرح نکردند. فرمودند که جمهوری اسلامی 22 بهمن را از اونها دزدیده و درخواست خاصی را مطرح نکردند که نتایجی را به دنبال داشته باشد.

– با توجه به اینکه آقایان موسوی و کروبی خواهان حفظ نظامی باشند آیا مخالفت با جمهوری اسلامی باعث تفرقه باعث در جنبش نمی شه؟

– نه وجود آقای کروبی و موسوی در جنبش آزادی خواهانه مردم ایران یک اتفاق بوده. این افراد باعث به وجود آمدن جنبش نشده اند که حالا ما بگوییم که مخالفت با این افراد یا موافقت با این افراد باعث اتحاد یا عدم اتحاد جنبش می شود. جنبش بر سر یک سری خواسته های مشخصی شکل گرفته که از جمله آن آزادی های فردی است و آزادی های اجتماعی است. انتخابات سالم و آزاد هست و بسیاری از مسائل دیگری که در سطح جامعه ایران بر اساس یک حاکمیت دینی و جمهوری اسلامی به وجود آمده شکل گرفته. منتهی آقای کروبی و موسوی چون که خواهان حفظ نظام جمهوری اسلامی هستند در بسیاری از مواقع مواضع سیاسی که می گیرند در تضاد قرار می گیرد با خواسته جنبش و به این دلیل ایراد گرفته می شود به آنها و یکی از خواص این جنبش پلورالیست بودن آن است یعنی نگرش های گوناگون در آن شرکت دارند منجمله آقای موسوی و کروبی که وجود آنها به خاطر مخالفتی که با دولت احمدی نژاد دارند به عنوان بخشی از جنبش سبز محسوب می شوند. اما اصل خواسته ای که در جنبش آزادی خواهانه مردم ایران مطرح می شود این نیست که ما می خواهیم نظام جمهوری اسلامی را حفظ بکنیم بلکه مردم ایران خواهان بوجود آمدن یک نظام سیاسی دموکراتیک آزاد و مطابق با حقوق بشر هستند.

– تشکر می کنم آقای شهبازخانی گزارش اخیر آژانس بین المللی اتمی در زمینه نگرانی این آژانس از بابت تولید کلاهک های اتمی برای موشک های ساخت ایران چه اهمیتی دارد و چه تأثیراتی را در روابط بین المللی جمهوری اسلامی خواهد داشت؟

– از لحاظ روابط بین المللی بر اثر پافشاری جمهوری اسلامی مبنی بر عدم رعایت قوانین بین المللی به خصوص در زمینه قوانین منع سلاح های کشتار جمعی و قوانینی که در IAEA مطرح بود باعث این شده که جامعه جهانی نسبت به رفتار جمهوری اسلامی از خودش عکس العمل نشان بدهد. اما به صورت مشخص و سیاسی اگر که بخواهیم مورد بررسی قرار بدهیم پیوستن شوروی به کشورهای غربی در مورد فشار اقتصادی بر روی جمهوری اسلامی برای تغییر رفتار سیاسی آن یک تحول جدیدی است که ما شاهد آن هستیم و البته عدم مطابقت رفتار جمهوری اسلامی با قوانین بین المللی صرفاً در زمینه مسئله سلاح های کشتار جمعی و تولید بمب اتمی نیست؛ بلکه در بسیاری از موارد دیگر هم چنین رفتاری را از خودش نشان می دهد نظیر نقض حقوق بشر و یا اینکه در داخل خود جمهوری اسلامی، زیر پا گذاشتن تمامی قوانینی که خود این نظام به آنها بایستی پایبندی داشته باشد، باعث شده که جهان خارج متوجه بشود با این نظام استبدادی و قانون شکن بایستی گام های عملی تری را بردارد. پیوستن شوروی به کمپین تحریم های اقتصادی علیه ایران یکی از بارزترین نشانه هایی است که جمهوری اسلامی با بحران شدید خارجی روبرو خواهد شد.

– شنونده ما در مورد کتک زدن زنان در قرآن با شما گفتگو کرده بودند تماس گرفتند و گفتند که شما معنی آیات قرآن را نمی دانید در زمینه ای اظهارنظر می کنید که از ان دانشی ندارید و چون شما ملحد هستید ایشان با ملحد وارد بحث نمی شوند آیا در این زمینه نظری دارید یا نه؟

– چندین نکته را مطرح کردند که همگی بسیار جالب است. از نکته پایانی ایشان آغاز می کنم. متأسف هستم از اینکه ایشان از گفتگو پرهیز می کنند. برای اینکه آنچه که اهمیت دارد وجود آزادی بیان است. امیدوار هستم که ایشان نظراتشون را آزادانه بیان بکنند و مهم نیست که من آیا ملحد هستم یا اینکه نیستم مهمتر این هست که ایشان بتوانند نظراتشون را مطرح بکنند. یعنی از آزادی بیان ایشان کاملا حمایت می کنم و امیدوار هستم که در این مورد که فرمودند با رادیو صحبت نمی کنند تجدیدنظر بکنند برای اینکه ما لیبرالها بر اساس آزادی عمل می کنیم و خواهش می کنم از ایشان که آزادی بیان که اساسی ترین مسئله هست را از خودشون محروم نکنند و به عبارت دیگر خودسانسوری نفرمایند. اما در این زمینه که ایشان فرموده بودند که ما معانی آیات قرآن را نمی دانیم مخالف ایشان هستم. بنده معانی آیات قرآن را می دانم و خواندم برای ایشان که در قرآن همان گونه که آمده الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء. رجال مفهوم جمع هست یعنی مردان قوامون یعنی اینکه تسلط دارند، نگهبانی می کنند. علی، بر؛ نساء جمع هست یعنی زنان. لغت به لغت معنایش این هست. مردان بر زنان برتری دارند. این را نه تنها بنده متوجه می شوم هر کس دیگری هم که زبان عربی را بداند همین را به شما خواهد گفت. اتفاقاً مطلبی که شما بهش اشاره کردید برمی گردد به زمینه زبانشناسی و به خصوص در حیطه سمانتیک یا معناشناسی. نگرشی که امروزه در سمانتیک و زبانشناسی جدید مطرح است بر این مبنا است که شما مراجعه می کنید به افراد و بر مبنای تعابیری که افراد جامعه از واژگان ارائه می کنند، مفاهیم را معنا می کنید یعنی بر خلاف گذشته که معانی را در کتاب می نوشتند و شما می رفتید مثلا می گفتید این لغت معنیش این می شود .چرا معنیش این می شود؛ چون که در فلان لغت نامه نوشته. امروزه زبانشناسان برای اینکه تحقیقات معنایی یا سمانتیکی بکنند به جامعه مراجعه می کنند. یعنی فرض بفرمایید رجال یعنی چی؟ از مردم عادی می پرسند که آقا معنی این چی می شه؟ اونا به شما می گویند که معنی این چی می شه و بر پایه اینکه مردم چه برداشتی از مفاهیم دارند معانی لغات را معنی می کنند. یعنی برعکس هست در نتیجه مطلبی که جنابعالی فرمودید مبنی بر اینکه من نمی دانم که مفهوم قرآن چی است لااقل از لحاظ زبان شناسی و در علم سمانتیک نادرست است. گذشته از این فرض را هم بر این بگیریم که من نمی دانم. ما در همین آیه صحبتی که داشتیم سر این بود که در بخش پایانی آن بعد از اینکه می گوید اگر که زنان گوش به حرف مردان نکنند بایستی آنها را اول بهشون تذکر بدهید، اگر که گوش نکردند آنها را از خوابگاه های خودتون دور بکنید و اگر که گوش نکردند بزنید آنها را کتک بزنید آنها را. اینجا واژه ای که استفاده شده مشخصاً فعل امر هست جمع هست می گوید که اضربوهن یعنی کتک بزنید. از فعل ضرب می آید. ضرب یعنی زدن. کتک زدن. مثلاً کسی که کتک می خورد بهش می گویند مضروب کسی که کتک می زند بهش می گویند ضارب. ضربه اسم فعل این هست. در هر صورت، اضربوهن یعنی کتک بزنید اینها را که جنابعالی فرمودید 25 تا معنی داره. من خیلی خوشحال می شوم که شما خودتون را محروم نکنید از رادیو و بفرمایید 24 تا معنی دیگرش چه چیزهایی است مهمتر این هست که به جز من افراد دیگری هم همین معانی را متوجه می شوند یعنی ترجمه ای که آقای الهی قمشه ای کردند را ارائه کردم حتی در ترجمه قرآن به زبان های دیگر توی فرانسه من می دانم که وقتی که مراجعه می کنید می گوید که frappez-lesیعنی زدن یعنی کتک زدن یا در انگلیسی می گوید هیت دم زن یعنی آنها را بزنید. هیت به معنای زدن و در فارسی هم آن جوری که معنی کردن آقای الهی قمشه ای و بسیاری از افراد دیگر همین معنی لغت را کردند. در نتیجه گفتن این که ما نمی دانیم و شما می دانید نادرست است. از این ها گذشته، ما معتقد هستیم که متون برای درک مسائل هستند، یعنی ما امروزه در عصر ارتباطات و اطلاعات داریم زندگی می کنیم. من می توانم بپذیرم که شما هم می دانید ما هم می دانیم و می توانیم برداشتهای متفاوتی داشته باشیم. اما گفتن این که دانش و آگاهی صرفاً در حیطه و اختیار شما هست و دیگری نمی داند حرف نادرستی است. من از این بابت که شما معتقد نیستید که زنان بایستی کتک بخورند بسیار خوشحال هستم و با شما موافق هستم و می خواهم این نکته را رویش تاکید بکنم برای شنوندگان عزیز و دوست عزیزمان که این مطلب را فرمودند. دو تا مطلب را از همدیگه بایستی جدا بکنیم. یکی مطالبی که در حیطه اندیشه و نگرش هست که مسائل فلسفی است. یکی در حیطه مسائل سیاسی است. یعنی ما از لحاظ اندیشه ای و نگرشی می توانیم با هم دیگر وارد چالش های ایدئولوژیکی بشویم اما از لحاظ سیاسی اگر که شما بپذیرید که دین شما در امور سیاسی و در امور اجتماعی دخالت نکند ما با هم دیگر هیچ اختلافی نداریم. من به شخصه برای اینکه شما بتوانید دینتان را داشته باشید مبارزه می کنم در نتیجه من ملحد نمی توانم باشم. اتفاقاً موافق این هستم که هر کسی هر دینی را می خواهد داشته باشد. آنچه را که ما مخالفش هستیم این هست که اگر که یک مطلبی نادرست هست و ما بیان می کنیم که نادرست هست و دلایل اون را ارائه می کنیم ،دیگر ما یک مغلته نکنیم. یعنی دیگه نیاییم زیرش بزنیم و یا اینکه تلاش نکنیم که دموکراسی را بخواهیم بر اساس اسلام تعریف بکنیم یا حقوق بشر را بر مبنای اسلام تعریف بکنیم. نکته پایانی را می خواهم عرض بکنم خدمت جنابعالی. مطلبی که من رویش تاکید داشتم این بود که همون جمله اول که می فرماید الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء یعنی مردان بر زنان برتری دارند. عرض کردم که بر طبق قوانین حقوق بشر مردان بر زنان برتری ندارند. ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم و هر کدام از ماها دست کم سه چهار تا زبان می دانیم و این چیزی نیست که مثلا ما یک دفعه بگوییم که شما نمی دانیم و ما می دانیم و ما هم که می دانیم معنی اش این می شود. این نوع نگرش در زمان های گذشته بسیار موثر بود. مثلا در زمانی که هیچ کس هیچ چیزی را نمی دانست و فقط دانش و علم در حیطه روحانیون بود و اون زمانها مثلا مردم وقتی که می خواستند چیزی را یاد بگیرند می رفتند به مکتب و اونجا فقط روحانیون دانشمندان بودند. و اونها دانش را در حیطه و اختیار خودشون داشتند. بعد از اینکه دوران روشنگری اتفاق افتاد. یعنی حدود 400- 500 سال قبل دیگه این نگرش به طور کلی عوض شد. و اتفاقا افراد دیگری آمدند و گفتند که مسئله دانش تنها در کتب الهی یا در حیطه الهیون و افراد مذهبی نیست بلکه متعلق به همگان هست و هر کسی می تواند تعبیر خودش را از متون الهی داشته باشد.

– آقای شهبازخانی اواسط هفته ای که گذشت خانمی تماس گرفتند و گفتند که صحبتهای شما را و خودتون را خیلی دوست دارند و هر هفته صحبتهای شما را با اشتیاق دنبال می کنند. از شما می خواستند که این حرفها را نزنید چون مردم ممکنه که تصور بکنند شما اسلام ستیز هستید و بعد از این دیگر به رادیوی شما گوش ندهند. منظورشون رادیوی ماست.

– حرفی که این خانم زدند از حرفی که آقای مسلمان زدند خیلی بدتر است. البته من از لطفی که ایشان به بنده دارند تشکر می کنم اما با مطلبی که ایشان می فرمایند در حقیقت من را به سکوت فرا می خوانند و نقش رادیو را که در حقیقت رسانه هست و وظیفه اش حفظ آزادی بیان است را تقلیل می دهند. صرفاً به این منظور که کشف حقیقت و انتشار آن عملی است یک رسانه گروهی انجام می دهد. یعنی یک رسانه وظیفه اش این نیست که مطلبی را بگوید که ما خوشمان بیاید، بلکه رسانه وظیفه اش این هست مطلبی را بگوید که حقیقت دارد. من سپاسگزاری مجدد می کنم از لطفی که دوست عزیز ما کردند اما اگر که این حرف ها را نزنم کتمان حقیقت کرده ام و وظیفه خودم را انجام نداده ام و جلوی آزادی بیان خودم را گرفته ام. و اثرش بدتر از این هست که حتی اگر من حرف اشتباهی بزنم. یعنی مطلبی که اینجا اهمیت دارد این هست به خصوص برای ما لیبرال ها، آنچه که مقدس و مهم هست آزادی است. هیچ چیزی بالاتر از آزادی نیست. و همان گونه که خانم بهش اشاره کرده اند اصلاً قصدم اسلام ستیزی نیست و خودم هم مخالف اسلام ستیزی هستم. نه اسلام ستیزی، هر دینی را آدم بخواهد باهاش ستیز بکند. منتهی یک سری از مطالب هست که بایستی بیان بشود و ما خیلی خوشحال می شویم و طرف مقابل بیاید و پاسخ بدهد و ما وارد یک گفتگو بشویم و افکار عمومی گوش بدهد و خرد جمعی با مراجعه به عقلانیت خودش تصمیم بگیرد و هیچ قصد ندارم که جلوی آزادی بیان کسی گرفته بشه.

– تشکر می کنم. البته این را خدمتتون عرض بکنم بعضی از شنونده ها علاقه دارند که ما آهنگ های رقص بگذاریم و می گویند ما در ایران ناراحتی داشتیم از آنجا ول کردیم آمدیم کانادا می خواهیم اینجا خوش باشیم خوش بگذرانیم و بنوشیم و بیاشامیم و البته من خیلی از مهمانی ها دیدم که جوک هایی هم گفته می شود راجع به ملیت هایی و همه قه قه می خندند و بعد هم موسیقی و شادی و رقص و… مسائل اجتماعی کلاً فراموش می شود. نظر شما روی این قضیه چی هست؟

– در اون ومورد خاصی که شما فرمودید مسائل نسبت به ملیت ها و یا اقوام دیگر خنده می کنند اون جوک ها را من نمی پسندم و قبول ندارم اما بطور کلی هیچ اشکالی را من نمی بینم. خودم هم شراب می نوشم و قه قه می خندم و می رقصم. همه ما بایستی یک زندگی بالانسی را داشته باشیم. اما مسئله این هست که چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار. ما نمی توانیم چشم خودمان را ببندیم و گوش خودمان را ببندیم و فکر بکنیم که مشکلاتی که در جامعه ایران وجود دارد از بین خواهد رفت. آنچه را که بیان می شود به این علت هست که عضوی از جامعه ما به درد آمده. عضوی از جامعه انسانی به درد آمده. مثل این می ماند که در یک جایی کشور دیگری زلزله می شود و ما همه تلاش می کنیم که به آنجا کمک بکنیم. مهم نیست که کجا می تواند باشد. ببینید الانه وضعیت به شکلی هست که ایران بیشترین تعداد زندانی را در سطح جهان دارد. بیش از هر کشور دیگری ما روزنامه نگار زندانی داریم. می بینید شما وضعیتی که در ایران وجود دارد. ما نمی توانیم لااقل به عنوان افرادی که انسان هستیم گذشته از این که ایرانی می خواهیم باشیم یا نباشیم، نسبت به این مسائل بی تفاوت باشیم.

– تشکر می کنم یکی از شنوندگان عزیز را روی خط دارم سلام عرض می کنم شب شما بخیر صدای شما پخش می شود بفرمایید.

– هر کسی به هر دینی اعتقاد دارد یک اصول اساسی دارد که در اون به نظر من اختلاف نیست. معمولاً اختلاف ها بر سر فروعات است و فروعات می آید جای اصول را می گیرد و تمام اختلافاتی که مردم دنیا با هم دارند برای همین فروعات است. اگر اون اصول را در نظر بگیریم هیچ کس با هیچ کس اختلاف نخواهد داشت و دنیا بهشت می شه. ولی وقتی می ریم روی فروعات و جزئیات ما همه جزئی بین شده ایم. همه ماهایی که به صورتی دین دار هستیم اعتقاد داریم که در هر بشری ذره ای خدا هست و من نمی دانم چرا آن ذره خدا را باید کتک زد. شبتون بخیر.

– شب شما هم بخیر.

– خوب یکی از شنوندگان عزیز را روی خط داریم سلام عرض می کنم صدای شما پخش می شود بفرمایید.

– با سلام مجدد خدمت شما و سوال من به این است که شما آقای مجید شهبازخانی از جنبش نام بردین هر جنبش از خود اساسنامه و برنامه عمل دارد. آیا جنبش سبز اساسنامه و برنامه ای دارد که شما آن را مطالعه کرده باشید یا به نظرخواهی عوام پخش شده باشد یا نشده باشد؟ اگر در این قسمت لطفی بکنید ممنون می شم.

– تشکر می کنم. شب شما بخیر. آقای شهبازخانی در خدمت شما هستیم.

– مطلبی که دوست عزیزمون فرمودند در مورد اختلاف نظر داشتن را من عرض بکنم. فکر می کنم که اختلاف نظر داشتن بسیار طبیعی است و ما بایستی اختلاف نظر را به رسمیت بشناسیم. مهمتر این هست که ما به چه شیوه ای اختلاف نظرها را حل و فصل می کنیم. مسئله این هست که پاره ای از افراد اختلاف نظر را با حذف مخالف حل می کنند و پاره ای از افراد دیگر به عقلانیت مراجعه می کنند. به عقلانیت جمع مراجعه می کنند و از این طریق هست که اختلاف نظر را حل و فصل می کنند. ببینید اگر که من مثلاً در مورد مطلبی با دوستم اختلاف نظر داشته باشیم باید در گام اول بپذیرم که این اختلاف نظر طرف مقابل خودم را به رسمیت بشناسم. در گام بعدی بایستی ببینیم که اختلاف نظر را به چه شیوه ای می توانیم حل بکنیم. آیا مثلاً من بایستی به او بد و بیراه بگویم. آیا من بایستی بر سر او داد بزنم. آیا بایستی او را کتک بزنم. همانگونه که در آیه قرآن آمده؟ یا نمی دانم چکار ما بایستی بکنیم. اصلاً این چیزی که اینجا مطرح می شه آیا جرم هست یا اینکه جرم نیست. این در جرم شناسی معنا و مفهوم پیدا می کند. یک زن وقتی که به شوهرش گوش نکند از لحاظ کرییمییننا لوژی کاری نمی کند که جرم محسوب باشد که شما کتکش بزنید.
در مورد مطلبی که دوست همزبان ما مطرح کردند در مورد جنبش سبز. جنبش های اجتماعی به گونه ای نیست که نظیر یک حزب سیاسی دارای اساسنامه باشه بلکه خواسته های اجتماعی را مطرح می کند. مثلا جنبش اجتماعی اتفاق می افتد در جایی برای رسیدن به استقلال یا برای رسیدن به تساوی حقوق. خواست های اجتماعی را مطرح می کند. در مورد اینکه جنبش سبز چه خواسته ای را دارد مطرح می کند، خواست جنبش سبز از لحاظ سیاسی برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد هست با حضور همه نیروهای سیاسی و از لحاظ پایگاه اجتماعی که دارد یک پایگاه اجتماعی بسیار متنوعی را دارد. از جنبش زنان گرفته تا جنبش کارگران جنبش دانشجویان بسیاری از جنبش های اجتماعی دیگر در این حیطه قرار می گیرند.

– آقای شهبازخانی اگر زنی گوش به حرف شوهرش نداد پس باید با او چه کار کرد؟

– مسئله به این شکل نبایستی طرح بشود که اگر زنی گوش به حرف شوهرش نداد چکار بایستی کرد. سوال می تونه به این شکل هم مطرح بشه که اگر شوهری به حرف زنش گوش نداد چکار باید کرد؟ رابطه زن با شوهر یک رابطه جنسی تنها نیست بلکه یک رابطه انسانی است. یعنی حقوق زن به عنوان یک انسان بایستی مورد بررسی قرار بگیرد. تفاوت های جنسی باعث تفاوت حقوق نمی شود. لااقل همانطور که بنده عرض کردم در کرییمینالوژی ما مسئله جنسیت را نداریم که بخواهیم بگوییم که این کار را چون یک زن انجام داده بایستی این کارش کرد یا اون کارش کرد. این نگاه که جنسیتی است به روابط انسانی. نگاه نادرستی است. زنی که با یک مردی شروع به رابطه می کند پیش از اینکه بخواهد از حقوق خودش بگذرد، دارای یک سری از حقوق انسانی است.

– سوال دیگری دارم و اون هست که کرییمینالوژی چی هست؟

– کرییمینالوژی یعنی جرم شناسی.

– در زمینه مسائلی که مطرح شد شما فرمودید که اگر آقایی همسرش را بزند به خاطر اینکه مثلاً مطابق سلیقه اش نیست و مسائل دیگر در حیطه کرییمینالوژی در چه بعدی قرار دارد؟

– از لحاظ مکاتبی که در کرییمینالوژی وجود دارد یک دسته ای را داشتیم که به اینها می گفتند کلاسیکال یا آن نگرش کلاسیک به کرییمینالوژی. در یک چنین نگرشی اگر که می خواستید کسی جرمی را مرتکب نشه اون را بیشتر مجازات می کردید. در جرم شناسی از اون زمان تا کنون تفاوت های بسیار زیادی به وجود آمده. نگاهی را که من عرض کردم بر مبنای نگرشی است که یوتتیلیتاریستی است یا سودگرایانه است و اساسش یک نگرش هندویئستی است. یعنی می گوید که چون انسان تمایل دارد که از زندگی اش لذت ببره در نتیجه برای اینکه انسان کار بدی را انجام ندهد، بایستی آن را آزار داد. به همین دلیل در نگرش های مذهبی و این جور چیزها شما می بینید که از کتک زدن نام برده می شه. یا مثلاً می گویند طرف را شلاقش می زنند، دستش را قطع می کنند، چشمش را در می آورند، ضربه بهش می زنند. این نگاه یک نگرش خیلی قدیمی است و کلاسیک است که رد شده است. به این دلیل که اگر قرار بود جلوی جرم را بگیرید مثلاً می گفتیم اگر که کسی تند رانندگی کرد دارش بزنید در نتیجه هیچ کسی نباید تند رانندگی بکند. اوایل هم به همین شکل بود یعنی می گفتند که آقا اگر که این را صد ضربه شلاقش بزنی دیگه گرون فروشی نمی کنه. گرون فروش پیدا می شه و می گفتند آقا پانصد ضربه شلاقش بزنید گرانفروش پیدا می شه … نتونستن با افزایش جرم این را تصحیح بکنند. مشکل دیگری که در نگرش کلاسیک کرییمینالوژی وجود دارد این هست که انسان را موجودی خردمند می شناسد. یعنی می گوید من به خاطر اینکه خردمند هستم و می دانم که اگر که کار بد را بکنم، شلاق بخورم و به خاطر اینکه شلاق زجر دارد و من از زجر بدم می آید؛ در نتیجه من کار بد نمی کنم. در حالی که ما می بینیم در جامعه افرادی هستند ممکنه از لحاظ خردی دچار مشکل خردی باشند و خیلی از افراد کاری را انجام می دهند که فکر می کنند این کار بد نیست اما اینها را مجرم بدانند و شلاق بزنند. بعد از این نگرش اوایل قرن 18 شکل گرفته بود در اواخر اون ما شاهد بوجود آمدن نگرش دیگری در کرییمینالوژی هستیم که بهش اصطلاحاً می گویند پازتیو سکول. نگاهشون به این شکل هست به جرم که یک مسئله ای وقتی که می خواهد جرم باشد، خود اون شخص در انجام آن جرم چندان دخالت ندارد. و اساسش بر این پایه بود که یکی از جرم شناسان ایتالیایی مکتب ایتالیایی جرم شناسی را ایجاد کرد لمبارسون بسیار مشهور است در قرن نوزدهم این مسئله را مطرح کرد که بر اساس اینکه پوسته سر انسان به چه شکل است و اینکه چه قیافه ای دارد و چه شکلی دارد می توانیم تشخیص بدهیم که آیا این آدم جرم مرتکب می شه یا اینکه نمی شه و این را منتقل کرد به این مسئله که پاره ای از افراد ذاتاً مجرم هستند. باعث یک تحولی شد در جرم شناسی و به این نتیجه رسیدند که خوب حالا اگر که طرف ذاتا مجرم هست، در نتیجه کتک زدن و غیره و… کمکی نمی کنه به اینکه جرم صورت نگیره و در نهایت مکتب دیگری به اسم مکتب لاسانی هست که یک فرانسوی اون را به وجود آورد و مسائل اجتماعی را مطرح کرد در زمینه جرم شناسی و گفت که انسانها جرمی را مرتکب می شوند به این دلیل که در محیطی قرار می گیرند که مجبور به انجام اون جرم می شوند و به دنبال آن مکاتبی که بخصوص در زمینه جرم شناسی اجتماعی مطرح شد و عوامل اجتماعی را دخیل می دانست بسیار زیاد هستند و مکتبی هست به اسم شیکاگو در همین قرن اخیر ارائه شد و بیشتر یک حالت اکولوژی اجتماعی را مدنظر قرار می دهد. مثلاً شما اگر که تو یک منطقه فقیرنشین باشید احتمال اینکه عمل خلافی را انجام بدهید بیشتر است یا در یک مناطقی که در حال گسترش هستند در شهرهای گوناگون در اونجا شما احتمال اینکه عمل مجرمانه ای را انجام بدهید بیشتر و عوامل دیگری را باز مطرح کردند مبنی بر اینکه چه عواملی باعث ایجاد جرم می شود اینها در مکاتب جرم شناسی مطرح می شود. اما خلاصه بخواهم بگویم و وارد جزئیات نشوم. ما نمی خواهیم انسان را کتک بزنیم. بلکه ما می خواهیم ببینیم عوامل ایجاد کننده آن جرم چی بوده اون عوامل را از بین ببریم و در نهایت ما امروزه به جایی رسیده ایم که برای انسان حُریت قائل هستیم یعنی ما نمی خواهیم این انسان را زجر بدهیم. امروزه به جای تنبیه کردن متنبه می کنند انسانها را. یعنی کسی را به زندان نمی فرستند برای اینکه آنجا زجر بکشه. بلکه برای اینکه این آموزش ببینه، برای اینکه از حالت جرمش خارج بشه، بتوانند مداوا بکنند به جامعه برگردونند و این بتواند حیات خودش را ادامه بدهد. امروزه دیگر کسی را شلاق نمی زنند. برای اینکه ما برای انسان ارزش قائل هستیم. نمی خواهیم انسان را اذیت بکنیم. حتی کسی که جرم مرتکب شده را ما نمی خواهیم آزار بدهیم بلکه می خواهیم درستش بکنیم. متنبه اش بکنیم. از آنچه که عمل بد بوده درس بگیره کار خوب را بهش یاد بدهیم. محیط خوب را برایش فراهم بکنیم و آن را بازگردانیم به آغوش جامعه. به همین دلیل است که امروزه در سیستم زندانها مسائل آموزشی وجود دارد. شما را نمی اندازند تو یک سیاه چال ابدالدهر آنجا بمانید و آنجا بمیرید. بلکه توی زندان هم که می روید به شما نجاری یاد می دهند جوشکاری یاد می دهند که شما بتوانید وقتی که آمدید در جامعه فرد مفیدی باشید.

– آقای شهبازخانی بعضی ها هستند که از زجر دادن و شکنجه دیگران لذت می برند. و این آدمها احتیاج دارند به اینها بهانه داده بشه و به خاطر بهانه ای که بهشون داده می شه حالا از هر طریق به اون خواست خودشون برسند که بتوانند دیگران را شکنجه بدهند تا بدترین شرایط و یک سری آدمها به این اصلاً علاقه مند هستند. یعنی شکنجه دیگران برایشان بسیار لذت بخش است و از این کار لذت می برند.

– بله و اینها در یک نظام های سیاسی که استبدادی است یا ایدئولوژیک هست رشد می کنند و در نظر بگیرید که این افراد قدرت سیاسی هم بگیرند. بسیاری از افرادی که چنین حرکت هایی را از خودشان نشان می دهند بیمار هستند و بایستی کمک بشود تا اینکه از این حالت روانی خارج بشوند. آنچه که اهمیت دارد امروزه در جوامع انسانی این هست که ما برای تنظیم روابط خودمون 2 نوع قانون داریم. یکی قوانینی است که به اینها می گویند اصطلاحاً نچرال لا یا حقوق طبیعی. ما حق نداریم به انسانهای دیگر چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ مالی ضرر وارد بکنیم. دزدی کردن در هر جامعه ای بد هست. آدمکشی در هر جامعه ای زشت است. مذموم هست. این به عنوان جرم شناخته می شود. نوع دیگری از انواع اصطلاحاً بهشون می گویند که جرم های قانونی. یعنی اینکه جامعه بر مبنای روابط و مناسبات خودش یک سری معیارها را تعیین می کندو قانون می نویسد. بر مبنای آن قانونی که ما خودمون نوشته ایم آنها را جرم می داند و این را از طریق انتخاب نمایندگانی که وظیفه قانون گذاری را بر عهده دارند یا آن جامعه خودش قوانین خودش را می نویسد روابط خودش را بر طبق این قوانین تنظیم می کند. که اگر که کسی رعایت نکرد مجرم شناخته می شود.

– آقای شهبازخانی تشکر می کنم از اینکه وقتتون را در اختیار رادیو فارسی زبان ونکوور گذاشتید. برای همگی آرزوی شبی خوش دارم تا هفته آینده برنامه بعد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s