پیام ۸ مارس، نه به پوشش اجباری

بیش از صد سال است که حق انتخاب پوشش در مرکز جنبش زنان ایران قرار داشته و اکنون جمهوری اسلامی، بیش از هر زمانی، در برابر یکی از ابتدائی ترین حقوق انسانی با تمام توان ایستادگی مینماید. طرح حجاب اجباری یکی‌ از نمادهای اصلی حکومت دینی میباشد که اجرای آن برای طرفداران نظام ولایت ففقیه جنبه حیاتی دارد. حکومت ایران کودکان را از دوران ابتدائی آموزشی مجبور به پذیرش مقنعه مینماید تا به آنان بفهماند که مردان بر آنان برتری دارند و در کتب آموززشی، فرهنگی را تبلیغ مینماید که در آن زنان ملک شخصی مردان محسوب میشوند.

جمهوری اسلامی محدودیتی برای خود قائل نیست وعلاوه بر حقوق فردی، حقوق زنان را در سیستم قضایی‌، حقوق خانواده، حقوق مدنی و اجتماعی نیز زیر پا میگذارد. حق قضاوت، حق ارث، حق حضانت فرزندان، حتا حق حضور در جایگاه تماشاچیان مسابقات یا مسافرت و بسیاری دیگر از حقوق زنان، در ایران سلب گردیده.

فرهنگ استبدادی انسان را از حق انتخاب محروم میدارد زیرا معتقد است که انسانها به دلیل کم عقلی بایستی از فرامین پیروی کنند. در تاریخ مبارزات کشورها برای رسیدن به دموکراسی و استقرار حاکمیت خرد جمعی، نظامهای استبدادی دینی بیشترین مقاومت را از خود نشان داده اند و عبور ازاینگونه نظامها بدون صدمات زیاد اجتماعی از قبیل جنگ داخلی میسر نبوده. دستیابی ما به دموکراسی زمانی‌ میتواند با هزینه کمتر صورت پذیرد که فرهنگ نفی عقلانیت زنان راکناربزنیم. به عبارت دیگر ما هنگامی به دموکراسی میرسیم که حق تصمیمگیری را برای همگان به رسمیت شناسیم. به این دلیل است که دفاع از حقوق زنان نه تنها از لحاظ انسانی‌ بر هر انسانی‌ واجب است بلکه از لحاظ سیاسی نیز برای مبارزین راه دموکراسی و لیبرالیسم از اولویت خاصی‌ برخوردار است.

عدم پذیرش مقنعه از جانب اکثر زنان ایرانی و روسریهائی که دهان کجی به پوشش اجباری است، فرهنگ استبداد دینی و توان نظامی آنرا به هیچ انگاشه. سمبل اسارت زنان کارایی خود را از دست داده؛ تا جائی که در آستانه ۲۲ بهمن طرفدران «نظام مقدس جمهوری اسلامی» در جنبش سبز به زنان هشدار دادند که مبادا روسری را از سر بردارند. پوشیدن لباس فرم پیش از آنکه یک پوشش باشد، نمایانگر موقعیت‌ و جایگاه‌ انسانها در جامعه می‌باشد، برای نمونه، یک زندانی بایستی لباس زندان به تن‌ نماید. قبول و یا توجیه حجاب اجباری از جانب اصلاح طلبان که می‌گویند زنان با قبول روسری میتوانند به حقوق دیگرخود دست یابند، به مانند کسی است که لباس زندان را به تن‌ نماید، اما در عین حال از پشت میله‌ های زندان فریاد آزادی سر دهد. او هرگز به آزادی نخواهد رسید مگر اینکه در گام اول از لباس زندانی بدر آید و در عمل نشان دهد که برابری طلب است.

مردان بسیای از جمله من در حمایت از مجید توکلی، روسری بر سر کردیم تا نشان دهیم که تحقیر مبارزین با پوشش اجباری امکان پذیر نیست. حال در آستانه ۸ مارس در مقابل، از همرزمان زن آزادیخواه خود درخواست مینمایم، در حمایت از حق پوشش زنانی که روسری را قبول ندارند، عکس پروفایلشان را در فضاهای مجازی بدون روسری منتشر نمایند. من از حق انتخاب پوشش حمایت میکنم اما اکنون که جمهوری اسلامی از این انتخاب شخصی شما سوء استفاده میکند، جا دارد که این حربه را از دست آنان بگیریم.

ما دوران سرنوشت سازی را میگذرانیم و مبارزین زن جنبش سبز میتوانند با ‌نه گفتن به روسری اجباری، هزینه سقوط رژیم پپوسیده جمهوری اسلامی را کمتر نمایند. خوشبختانه ما میتوانیم در مبارزات غیر خشونت آمیز، ضمن جلوگیری از خونریزی، به آزادی، دموکراسی و حقوق بشر بررسییم .
پیرروز باشید.
مجید شهبازخانی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s