گفت و گو با آقای بنیصدر و مشکل زبان سیاسی مشترک با مذهبیون سیاسی

در دومین نشستی که در جامعه جهانی دموکراسی برای ایران (ویرچوال کامیونیتی) با آقای  بنیصدر داشتیم، نگرش ایشان در مورد سکولاریزم طرح گردید. در این نشست ادبیات مذهبی ایشان  و مذهبیون سیاسی در گفت و  گوهای سیاسی که موجب گردیده ما نتوانیم به یک زبان مشترک سیاسی دست یابیم، مورد برسی و نقد قرار گرفت.

این گفت و گو در ۳ بخش تنظیم و منتشر میگردد.

بخش اول  

بخش دوم
Share

Advertisements

یک دیدگاه برای ”گفت و گو با آقای بنیصدر و مشکل زبان سیاسی مشترک با مذهبیون سیاسی

  1. این خانم سوأل کننده در مدتی که آقای بنی صدر صحبت می کردند، یا حضور نداشتند و یا درست درک نکردند. طرد، ممنوع کردن، دشمنی با دین و مرام، با سکورالیسم که بمعنی تقدس زدایی در اجتماع از باورها و فرهنگ است و با لائیسیته که بمعنی جدایی دین از دولت است، متفاوت است. از ضدیت با دیگری، دین، مرام ، آزادی ساطع نمی شود. مرام آزادی بمعنی تعریف آزادی در خود آزادی بر مبنای اصل راهنمای موازنهٌ عدمی و یافتن اصول راهنما در آزادی و حقوق انسان است. توضیح پایانی آقای شهبازخانی نیز دقیق نیست و درمواردی ناصحیح است؛ اگر می توان مرام آزادی را در دین یا مرامی تعریف کرد و این ظرفیت را دارد که خود را با حقوق انسان تطبیق دهد، بایسته است که به جامعه عرضه شود، کاری که خود آقای بنی صدر با اسلام و منبع آن قرآن انجام داده است و ظرفیت دموکراسی پذیری و حقوق بشری قرآن را نشان داده است. نه تنها باید به منبع قرآنی و الگوهای انسانی اشاره کرد و این کار مفید برای جامعه است، بلکه نگفتن آن و نشناساندن آن به جامعه خطرناک است و انحصار تفصیر و برداشت برای زورپرستان بوجود می آورد. رنسانس و تحول اساسی از دینها و مرامهای قدرت به دین و مرام آزادی صیرورت کردن است. با براق شدن به شیوهٌ خانم سوأل کننده و قایم موشک بازی سکولارمابانه به شیوهٌ آقای شهبازخانی نمی توان به هدف درست که آزادی انسان و وطن است رسید. لائیسیته بمعنی خنثی بودن نهادها است و نه انسانها. انسان خالی از دین و مرام و عقیده نداریم و عمل قبل از اندیشه قابل تصور نیست. تصور عمل و فعالیت در پدیده های طبیعی، از جمله پدیدهٌ انسان، بدون اندیشه، بمعنی پذیرش ذهنیِ فعالیتِ بی حیات و خنثی است، در لحظهٌ خلق و ایجاد، هر پدیده ای پس از اطلاع گیری، تجزیه و تحلیل و یافتن جای مناسب اطلاع، ترکیب و ادغام را انتخاب می کند و جبری درکار نیست. انسان هوشمند، با خود آگاهی به آزادی خود در اندیشه و خلق، مرام خود را می تواند همین آزادی و حقوق ذاتی بیابد و تنها دینها و مرام هائی را که این مرام ذاتی را تأیید می کنند، بپذیرد. تنها راه توافق و اجماع انسانها هم همین راه است و در تضاد و منفعت جوئی و تعریف های مختلف از این منفعت و مفید نمی توان به توافق رسید. احترام به انسانها هم بمعنی بهترین درک از منظور آنها است و جواب به این بهترین درک و منظور، و نه بد فهمیدن و جواب دادن به این بدفهمی.

  2. خیلی با شنیدن این گفتگو متاسف شدم آقای بنی صدر چندین بار توضیح دادند که جدایی دین از دولت بمعنی جدایی دین از دیندار نیست و همچنین جدایی دیندار از سیاست نیست. و اینکه به دیندار بگویید در عرصه سیاست نباید دینی باشد و ادبیات دینی داشته باشد ظلم است و خلاف آزادی انسان. باز دو نفر شدیدآ دگم که یکی اون خانم بی ادب و بعدش مدیر وبلگ میاد همون سخن غلط رو تکرار میکنند. بله ما میتوانیم با قرآن به سکولاریسم چون سکولاریسم بمعنی جدایی دین از دولت است و قرآن عقاید انسانها ایندو به هم ربطی ندارند که در تضاد با هم باشند. بعدش هم استدلال بیموردی می آورند که این چون آسمانی هست نباید مطرح بشود اولآ هر اندیشه اگر مفید باشد باید مطرح باشد حالا باور به اینکه آسمانی هست چیزی ازش کم نمیکند و موجب بی اعتباریش نمیشود.
    من تعجب میکنم آقای بنی صدر با چنین افراد بی اطلاع و غیر منطقی گفتگو کرده است. پیشنهاد میکنم شما اولآ مفهوم سکولاریسم رو درک کنید بعدش هم تاریخ کشورهای سکولار و نقش دینداران و دین رو مطالعه کنید

  3. آقا یا خانم بی نام،
    کسی نگفت که سکولاریسم یعنی دیندار را از دینش جدا نمایند یا کسی نمیگوید که در دین کسی نباید سیاست باشد. شما دوستانی که مایلید به هر قیمت دینتان را در امور سیاسی دخالت بدهید و حاضر نیستید در مسائل سیاسی با زبانی سکولار گفت و گو نمایید، چرا حرف دهان این وا ان میگذارید؟ موضوع بسیار ساده است. اگر کسی سکولار باشد، در گفت و گوی سیاسی از ادبیات سکولار استفاده مینماید. به عبارت دیگر برای ارائه ادله سیاسی به متون مذهبی مراجعه نمیکند.

    بنده کاری ندارم که دین هرکسی چیست، مشکل زمانی پدید میآید که یکی بگوید، در کتاب آسمانی من مسائل سیاسی مطرح شده و چون من پیرو این کتاب آسمانی هستم و کتاب آسمانیم در امور سیاسی دخالت میکند، پس حاضر نیستم در گفت و گوی با بقیه افراد جامعه منجمله کسانی که سکولار هستند، با زبانی مشترک صحت نمایم.

    آقای بنیصدر یا هر کس دیگر اگر سکولار باشند، وقتی در مورد مسائل سیاسی صحبت مینمایند، به متون الهی مراجعه نمینمایند. آقای بنیصدر هرگاه توانستند در مورد مسائل اجتماعی صحبت نمایند و از دین خود یا مردم خرج ننمایند، آنگاه ایشان سکولار میباشند. درغیر اینصورت تفاوتی بین ایشان و بقیه کسانی که خواهان حکومت دینی میباشند، در نهایت نیست. تفاوتش در خوانش آنان از دینشان است. در نهایت آنان یک حکومت دینی از نوع دیگری میخواهند. ما چیزی به اسم حکومت دینی سکولار نداریم. بطور کلی سکولاریسم ارتباطی به دین کسی ندارد وا اهمیت نمیدهد که دینتان چیست، چون روش شناخت در ان برپایه عقلانیت است و نه الاهیات.

    حرف کسانی که میخواهند به سکولاریزم ایراد بگرند این است که چون سکولاریزم اجازه دخالت دین در امور سیاسی را نمیدهد در نتیجه خلاف آزادی است. باید گفت که سکولاریسم خلاف آزادی داشتن دین نیست، بلکه مخالف بکارگیری دین در امور سیاسی است؛ نظیر استفاده از ادبیات دینی در گفت و گوی سیاسی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s