راه های پیش روی جنبش ایران پس از تظاهرات ۲۵ بهمن


دو روز پیش از برگزاری راهپیمایی به مناسبت همبستگی با جنبش مردم مصر و تونس، مطلبی را با عنوان تظاهرات ۲۵ بهمن محکوم به شکست است منتشر نمودم که در ان به تلاش آقای موسوی برای مصادره جنبش آزادیخواهانه مردم ایران به نفع امام راحلشان هشدار داده بودم. دو روز پس از تظاهرات خیابانی، اطلاعیه ایشان بار دیگر نشان داد که راهکار سیاسی ایشان که پیروی از امام راحل و اجرای قانون اساسی میباشد، برای برگزاری انتخاباتی سالم و آزاد، با حضور همه نیروهای سیاسی، قابل اجرا نیست. آقایان موسوی و کروبی در بیانیه مشترک خود تلاش دارند که جنبش آزادیخواهانه مردم ایران را حرکتی در جهت حفظ جمهوری اسلامی جلوه داده و در کالبد نیمه جان حکومت دینی در ایران حیاتی دوباره بدمند. حتا در زمان تدارک تظاهرت طرح شعار سکوت، ترویج شعار الله و اکبر و یا حسین در راهپیمایی که از جانب ستادهای اصلاح طلبان منجمله جبهه مشارکت اسلامی دنبال میشد، تلاشی برای مصادره سیاسی جنبش آزادیخواهانه مردم ایران به نفع تحکیم جمهوری اسلامی بود. این استراتژی حفظ نظام بهر قیمتی، موجب دلسردی بسیاری از مردم، بخصوص جوانان و زنان گردیده.

اصلاح طلبان درون حکومتی طی یک سال و اندی که از جنبش مردم ایران میگذرد، علیرغم شعار ما همه با هم هستیم، نتنها گامی در جهت نزدیکی به نیروهای گوناگون سکولار که اکثریت جامعه ایران را تشکیل میدهند، بر نداشته اند بلکه تلاشی گسترده در راه جدا نمودن صفوف خود از آزادیخواهان سکولار بکار گرفتند. طرفداران حکومت دینی با طرح جدایی ایرانیان داخل و خارج سعی داشتند تا جنبش را در داخل محصور و مهار نمایند. چنین سیاستی موجب گردید تا پشتیبانی از جنبش در افکار عمومی جهان نیز فروکش کند؛ و نتیجه ان شد که ما دیگر شاهد تکرار حضور میلیونی مردم در ایران و حمایت میلیونها ازادیخواه ملل دیگر در پشتیبانی از جنبش سبز نباشیم.

آقای موسوی و هوادارانشان بخوبی میدانند چانچه فضای باز و متنوع سیاسی ایرانیان خارج به داخل هم سرایت نماید، حکومت دینی آنان فرو خواهد ریخت و در یک رقابت انتخاباتی، در اقلیت محض قرار خواهند گرفت؛ زیرا در مقابل رقبای سکولار حرفی برای گفتن و برنامه ای برای حل معضلات اجتماعی نخواهند داشت. تئوریسینهای اصلاح طلب آگاهی دارند که پایه های استبداد دینی را خود دردوران طلائی نخست وزیری امام راحلشان با کشتن هزاران زندانی و تحمیل بحرانهای سیاسی نظیر گروگانگیری در سفارت آمریکا و جنگ با عراق بنیان گذاشتند و پس از سی سال حاکمیت روحانیون، مردم ایران حاضر به بازگشت به ان دوران خوف و وحشت اول انقلاب نیستند. در آن «دوران طلائی» نخست وزیری امام راحل، همه احزاب را بستند، فعالین سیاسی را دسته دسته یا اعدام نمودند و یا فراری دادند، حقوق بشر را نادیده گرفتند و زنان را از حقوق مساوی بی بهره نمودند؛ دورانی که دانشگاه ها را بستند، قلمها را شکستند، اقتصاد را به ورشکستگی کشاندند و با ایجاد بحران، صحنه سیاسی را از هرگونه مخالفی پاک نمودند تا خودشان و روحانیون سیاسی طرفدارشان به قدرت دست یابند

جنبش آزادیخواهانه مردم ایران بسیار پیشرفته تر از ان است که مذهبیون سیاسی بتوانند به راحتی آنرا بنفع جناحی در دورن حکومت مصادره نمایند. نزدیک به یک سال و نیم پیش در تالار مجازی ایران دیدگاه در سخرانی تحت عنوان جنبش جهانی سبز به دوستان عزیز توضیح دادم که چرا جنبش سبز جهانیست و در نوشتاری به مناسبت روز جهانی همبستگی با جنبش ازادیخوهانه ایران، مطلبی را منتشر نمودم که در ان بیان شده بود چگونه جنبش ایران در عصر انفورماتیک باعث تحول در سایر نقاط خواهد شد و امروز با اطمینان بیشتری میتوان گفت که حرکت مردم تونس و مصر ادامه همان راهیست که در ایران آغاز گردیده و تا سرنگونی نظامهای استبدادی و دینی در همه جای جهان گسترش خواهد یافت. اینجاست که برتری و تفاوت دید لیبرالیسم که آزادی را در انسان ذاتی میداند بر مارکسیسم به روشنی جلوه میکند. در هر صورت، اگر هم جبری در تاریخ نهفته باشد، جبر آزادیست و پیروزی از آن انسانهای آزادیخواه است

هرچند اصلاح طلبان درون حکومتی تا کنون هزینه گذار به دموکراسی در ایران را افزایش داده و دستیابی به یک انتخابات سالم وا آزاد را به تعویق انداخته اند، اما خوشبختانه در تونس و مصر، مردم مشکل اصلاح طلبان مذهبی را نداشتند و توانستند خواسته های خود را به روشنی و با صدای بلند مطرح نمایند. در این کشورها قشرهای گوناگون اجتماعی توانستند با پافشاری بر خواسته های خود و از خود گذشتگی، حاکمان مستبد را از صحنه سیاسی خارج نموده و مشغول آماده سازی فضا برای برگزاری انتخاباتی رقابتی، سالم وا آزاد شوند. من اطمینان دارم که هوشیاری فعالین سیاسی ما، بیداری مردم ایران و تجربیات سایر حرکتهای اخیر ازادیخواهانه؛ جنبش ایران را دچار تحولاتی عظیم خواهد نمود

هرچند سیاست پشت کردن به نیروهای سکولار از جانب اصلاح طلبان در نهایت موجب دوری مردم از آنان و تضعیف موقعیت انان در افکار عمومی گردیده و هرچند جناح اصولگرای حکومت تلاش خواهد نمود تا نفوذ و فعالیت آقایان موسوی و کروبی را چه بصورت حصر خانگی یا زندان محدود نماید و هر دو جناح سعی خواهند کرد تا با طرح مسائل جانبی و ایجاد بحرانهای سیاسی، موضوع انتخابات آزاد را به فراموشی بسپارند؛ اما در این جنگ درون گروهی، جناحهای سیاسی جمهوری اسلامی وارد تقابلی فرسایشی خواهند شد و با بالا گرفتن مجادلات به تضعیف سیاسی یکدیگر خواهند پرداخت

در پایان یاد آور میشوم؛ بر ما سکولارها واجب است که به فکر ایجاد آلترناتیو در مقابل جمهوری اسلامی باشیم و نیروی محدودمان را در زد و خوردهای طرفداران حکومت دینی فرسوده ننماییم. گرچه پیگیری خواست انجام انتخاباتی سالم و آزاد از جانب فعالین سیاسی، در میان جار و جنجالها و در فضای پر التهاب پیش رو ممکن است گاه رنگ و اهمیت خود را از دست بدهد، اما این خواسته سیاسی بقدری اساسی است که از جانب مردم فراموش ناشدنیست. ادامه حیات حکومت ولایت فقیهی، اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی و حفظ آرمانهای امام راحل آقای موسوی کارایی خود را درایران امروز به همان اندازه از دست داده که حکومت نظامی و امنیتی احمدینژاد. مردم ایران پس از سی سال، دست آور های تز ولایت فقیه آیت الله خمینی را مشاهده مینمایند. قایق جمهوری اسلامی به صخره عصر انفورماتیک برخورد نموده و دیگر تفاوت نمیکند سکان قایق در حال غرق بدست خامنه ای باشد یا رفسنجانی. ما باید آگاه باشیم که در راه رسیدن به ساحل دموکراسی نیاز به کشتی دیگری و پرداخت هزینه سفر داریم. ما باید تلاش نماییم تا با تصمیمات هوشیارانه، هزینه ها را درست و بجا پرداخت نماییم و از بهدر رفتن نیروهای با ارزش و محدود خود در جنگهای درون جناح های سیاسی جمهوری اسلامی جلوگیری نماییم
در گفتاری دیگر به راهکار های سیاسی که میتوان بدانها اندیشید خواهم پرداخت
پیروز باشید

مجید شهبازخانی

بهمن ۲۸ – ۱۷ فوریه

——————————————————————

:پیوست

متن و فایل صوتی سخنرانی ۱۷ ماه پیش با عنوان جنبش جهانی سبز: بررسی اولین جنبش جهانی‌ در عصر انفورماتیک

متن مقاله تظاهرات ۲۵ بهمن محکوم به شکست است

Advertisements

یک دیدگاه برای ”راه های پیش روی جنبش ایران پس از تظاهرات ۲۵ بهمن

  1. شما به اصطلاح سکولارها 30 سال است نتوانسته اید یه تشکل چند نفری را راه بیندازید آنوقت چطور می خواهید حرکت اعتراضی مردم ایران را مصادره به مطلوب کنید . از کجا می دانید که اکثریت مردم ایران طرفدار سکولارها هستند ؟ با کدام رفراندوم ؟ این گونه تحلیل کردن دوست عزیز همه را به نیت خیر شما مشکوک خواهد کرد .

  2. درست میفرمایید که سکولارها در طی ۳۰ سال گذشته نتوانستند حتا یک تشکل چند نفره در ایران ایجاد نمایند. اما علتش این نیست که مردم ایران چند نفر سکولار ندارد بلکه نشان دهنده وحشت رژیم بخصوص اصلاح طلبهای درون حکومتی از سکولار هاست که بسیاری از سکولارها را به زندان انداختند، اعدام کردند و یا فراری دادند. جمهوری اسلامی که حاکمیتی دینی است، دشمن اصلی خود را سکولارها میدانسته و هنوز هم میداند. رژیم روحانیون سیاسی در ایران تمام توان خود را برای جلوگیری از شکل گیری تشکلات سکولار بکار بسته

    اگر قرار بر انتخابات سالم وازاد باشد، آقای موسوی و احمدینژاد که هردو خواهان حفظ نظام میباشند، درمقابل کاندیداهای سکولار هیچ شانسی ندارند. به همین علت آقای موسوی در اولین اطلاعیه خود به طرفدارانشان در خارج از کشوور میگوید صفوفتان را از کسانی که نظام را قبول ندارند جدا کنید. از ترسش است. اما من به شما اطمینان میدهم اکثر افرادی که امروه در خیابانها فریاد جانم فدای ایران را سر میدهند و مرگ بر دیکتاتور میگویند، حکومت دینی نمیخواهند. بعلاوه، اکثر آنانی که از موسوی طرفداری مینمایند خودشان میگویند که موسوی بهانه است.

    بر طبق آمار یونسکو، اگر در کشورهای خاور میانه مسلمان انتخاباتی برگزار شود، مردم ایران بیش از هر کشور دیگری به یک نظام سکولار رای خواهند داد. مردم ایران تجربه ۳۰ ساله جمهوری اسلامی را در پیش چشم خود میبینند و برای آزادی و دموکراسی مبارزه میکنند، نه یک حکومت دینی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s