Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس 2011

جمهوری اسلامی از اولین روزهای شکل گیری طی ۳۰ سال گذشته همواره تلاش نموده تا با اجباری نمودن روسری و مدل لباس، اولین گام را در به بند کشاندن زنان ایران بردارد تا بتواند سایر آزادیها و حقوق زنان را، یکی پس از دیگری، به راحتی زیر پا نهد. در فقه اسلامی، چون زن دارای عقل نمیباشد، حکومت دینی حق دارد مدل لباس زن را همچون کودک شیرخواره، تعین و به زور بر تنش کند و حکومت به علت همین عدم بلوغ فکری زنان، به خود اجازه میدهد در سایر موارد برای آنان تصمیم و حقوقشان را نادیده بگیرد. برای نمونه، در اسلام، زن چون ناقص العقل است، نمیتواند به مقام قضاوت برسد یا ارزش شهادتش نصف مرد است .

درحکومتهای دینی چون برپایه مذهب بنا نهاده میشوند و چون مذاهب قرنها پیش در جوامع ابتدائی شکل گرفته اند، نگاه به زن انسانی نیست بلکه بسیار ابزاری و تحقیر آمیز است .از این روست که زن بعنوان یک انسان در حقوق اسلامی بطور کلی مطرح نیست بلکه بیشتر وسیله ای برای رفع نیازهای جنسی مرد محسوب میشود. در  فرهنگ دینی، زن حق ندارد زنانگی خود را ابراز نماید و بعلت زن بودن، از لحاظ حقوقی، اسیر مرد محسوب میشود. مثلا زن نمیتواند بدون اجازه حتی از منزل خارج شود یا برای مسافرت، همچون کنیزان، نیاز به موافقت مرد را دارد. درچنین نگرش مرد سالاری، زن به جرم زن بودن، پرده نشین و از تمامی حقوق اولیه فردی و انسانی محروم میشود.

در فرهنگ خمینی زن ملک شخصی مرد است و وظیفه ای بجز برآوردن خواسته ها جنسی صاحب خود را ندارد؛ به همین دلیل لذت جنسی از کودک شیرخواره از دید او اشکالی ندارد. در بسیاری از موارد دیگر نیز از دید فقهای اسلامی مرد دارای حقوق ویژه و زن وسیله ارضای خواسته های جنسی مرد است. در قوانین جمهوری اسلامی، مرد حق دارد به این بهانه که همسرش در دسترش نیست تا تمایلات جنسی او را برآورده نماید و یا موارد واهی دیگر، هر زمان که اراده نمود، چندین زن اختیار نماید و میتواند حقوق زنان دیگرش را چه بصورت دائم یا موقت، زیر پا نهد. در فرهنگ خانواده های سنتی و مذهبی دختران از کودکی آموزش میبینند که ضعیف بودن را بپذیرند وکودکان در سنین پایین به اسم ازدواج، مورد تجاوز جنسی مردان بزرگسال قرار میگیرند و فرهنگ مردسالارانه در روابط اجتماعی آنان حاکم است.

تمامی جناحها ی سیاسی در جمهوری اسلامی به اشکال گوناگون تلاش نموده اند تا فرهنگ دینی و مردسالارانه را با اجباری نمودن پوشش اسلامی برای زنان گسترش دهد و همه کسانی که خواهان حکومت دینی و حفظ جمهوری اسلامی میباشند، همواره در صدد بودند تا حق انتخاب پوشش زنان را به هر شکل ممکنه نادیده بگیرند. اما زنان ایرانی با مقاومت روز افزون در برابر بی عدالتیهای گوناگون، بر حق انتخاب پوشش خود تاکید نمودند. روسری اجباری جمهوری اسلامی، چه مدل گلمنگلی زهرا رهنورد یا مقنعه همسر احمدینژاد، هردو توسری جمهوری اسلامی به زنان بوده و هر زمان که مشکل حق پوشش زنان از جانب آزادیخواهان مطرح گردیده، طرفداران جمهوری اسلامی، زنان را در خیابان آزار داده و در دادگاه تعزیرات به بی بند و باری محکوم نمودند. اصلاح طلبان نیز موضوع را کم اهمیت جلوه داده اند یا در این مورد با سکوتشان همدست جناح های دیگر شدند. حامیان جمهوری اسلامی به خوبی میدانند که اگر نتوانند روسری را به ضرب تو سری بر سر زنان نگاه دارند و هنگامی که زنان این پرچم نکبت را از سرشان بردارند، پایه های حکومت دینی آنان فرو خواهد ریخت. احمدینژاد با چماق و اصلاح طلبان با زبان، تمام تلاش خود را بکار میبرند تا جلوی این خواسته گرفته شود و لباس زندان حکومت دینی بر تن زنان همچنان باقی بماند.

کسانی که در بین مبارزین میگویند پوشش اجباری اسلامی حکومت مشکل اصلی زنان نیست، اولویتهای مبارزه را گم کرده اند و توجه نداردند که برای رسیدن به آزادی بایستی به حقوق فردی اهمیت ویژه داد. بخصوص در موردی نظیر حق پوشش که یکی از ابتدائی ترین حقوق فردی هر انسان است. برداشتن روسری در تظاهرات خیابانی توسط کسانی که پوشش اجباری اسلامی را قبول ندارند، یکی ازروشهای موثر در مبارزه غیر خشونت آمیز است. شعار نه رو سری نه تو سری موجب جدا شدن زنان روسری به سر از جنبش آزادیخواهانه مردم ایران نمیشود، یا زمینه دیکتاتوری رضاخانی را ایجاد نمیکند؛ زیرا زنانی که روسری را تحمل نمیکنند، به ان رشدی از ازادیخواهی رسیده اند که به انتخاب سایر زنان احترام بگذراند. به عبارت دیگر، شعار نه روسری نه توسری توصیه نمیکند که با زور روسری از سر کسی برداشته شود؛ بلکه بر عکس، به زبانی دیگر میگوید هر کس حق دارد نوع پوشش خود را انتخاب نماید و نفی دخالت دولت در حریم شخصی شهروندان است. دفاع از حقوق فردی پایه اصلی هر حکومت آزادیخواه و مبتنی بر حقوق بشر است

 

مجید شهبازخانی، ۸ مارس ۲۰۱۱

 



Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: