گزارش چهار نشست ایرانیان جهت ایجاد همگرایی سیاسی در ایران دیدگاه

 یکشنبه ۲۴ فوریه عده‌‌ای از ایرانیان، با افکار گوناگون و گرایشات سیاسی متفاوت از سراسر جهان درپالتاک درتالاری به نام «ایران دیدگاه» جمع شده و به بحث و گفت وگو در باره ایران و آینده آن پرداختند. این گفت و گوها بیش از ۱۲ ساعت ادامه داشت و در طول این نشست بطور متوسط ۱۰۰ نفر و حداقل ۸۵ نفر در این تالار حضور داشتند.
محور اصلی‌ گفت و گوها بر پایه ایجاد همگرایی بّر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران و حول محور چهار خواسته بود:
۱. اعتقاد داشتن به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر
۲. دموکراسی‌ خواهی‌
۳. سکولاریزم
۴. به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران
همه کسانی که در این گفت و گو اظهار نظر کردند، در مورد لزوم براندازی رژیم جمهوری اسلامی توافق نظر داشتند. در ابتدای گفت و گو، دونفر از شرکت کنندگان معتقد بودند که گرد هم آیی مخالفان و تلاش برای پیدا کردن راهکارهای مشترک مبارزه محسوب نمی شود. تنی چند نیز معتقد بودند که دموکراسی و حقوق بشر امری انتزاعی است و تلاش نمودند تا با ارائه نمونه های تاریخی و دفاع از اقدامات سازمان های امنیتی کشورهای مختلف، نشان دهند که استبداد و سرکوب مخالفین توسط نیروهای امنیتی یک کشور، امری طبیعی و الزامی است، که با مخالفت سایر حاضرین روبرو شدند.
بخشی از این گفت و گوها در زمینه بررسی اصول چهار گانه مطرح شده در بالا بود. هرچند در طول این نشست نظرات گوناگون و گاه متضادی مطرح گردید، اما جو نشست همواره آرام بود، و شرکت کنندگان با ادبیاتی در خور یک گردهم آیی سیاسی مهم با یکدیگر گفت و گو می کردند.
در این نشست، افراد با اشاره به ساختار مذهبی استبدادی جمهوری اسلامی که سبب شده تمامی قدرت سیاسی در دست عده ای معدود متمرکز گردد، به لزوم ازبین بردن فشارهای مضاعفی که این رژیم، براقشار گوناگون جامعه ایران به دلایل جنسی، قومی، و مذهبی وارد کرده وآنان را از ابتدایی ترین حقوق انسانی خود محروم می کند، تاکید کردند. تمامی شرکت کننده گان با تاکید بر حفظ یکپارچه گی ایران، برلزوم حل این مشکلات اصرار ورزیده و خواستار از بین بردن چنین تبعیضاتی شدند.
در مجموع این گفت و گوها اکثر افراد معتقد بودند که بدون داشتن یک سری اصول اولیه که بتوان به آنها تکیه کرد نمی‌‌توان به اتحاد رسید. این گروه با اشاره به عدم موفقیت احزاب مختلف در ایجاد یک همگرایی سیاسی در گذشته، علت آن را غیر دموکراتیک بودن ساختار این احزاب، نبود اعتقاد عملی به دموکراسی از جانب نمایانده گان شرکت کننده از طرف گروه های سیاسی و عدم شفافیت آنها می دانستند.
این دسته از شرکت کننده گان در جلسه اکثرا معتقد بودند که در گذشته تلاش اپوزیسیون بر این بوده تا چهره‌های شناخته شده را دور هم جمع کند. در نتیجه به جای اینکه به یک اتحاد ملی دست پیدا کنیم، تنها تعدادی احزاب ناهمگون و چهره هایی با گذشته تاریک و اشتباهات ایدولوژیک را، جسته و گریخته برای مدت کوتاهی بعنوان نماینده گان مردم دور هم جمع کرده، که بدلیل همین ناهمگونی و ساختار غیر دموکراتیک، بزودی انشعاب کرده و از هم دور شده اند.
عده ای از شرکت کننده گان معتقد بودند که باید میلیونها ایرانی‌ در سراسر جهان را که مایلند برای نجات ایران کاری انجام دهند، اما گروه و یا سازمانی پیدا نمی‌‌کنند که بتواند از پتانسیل‌ و انرژی آنها استفاده کند، متحد کرد. این گروه اعتقاد داشت، با توجه به اینکه ما در عصر ارتباطات و اطلاعات بسر می‌‌بریم، با استفاده از امکانات ارتباطی‌ مانند فیسبوک، توئیتر، پالتاک، اسکایپ، یاهو مسنجر، و… می‌توان افرادی‌ را که مایل به همکاری و تلاش برای نجات ایران هستند را به دور هم جمع کرد، و یک تشکل عظیم بّرعلیه رژیم جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمود.
در پایان قرار شد که ادامه این جلسه در یکشبه آینده ۴ مارچ، ۲۰۱۲ ساعت ۱۱ صبح به وقت لوس انجلس، ۳ بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا و ۸ شب به وقت اروپا در تالار «ایران دیدگاه» در پالتاک دنبال گرفته شود.

روز یکشنبه ۳ مارچ ۲۰۱۲، دومین نشست عده‌‌ای از ایرانیان، با افکار گوناگون و گرایشات سیاسی متفاوت از سراسر جهان درپالتاک، درتالاری به نام «ایران دیدگاه» برگزار شد. این نشست که از ساعت ۱۱ صبح به وقت لوس آنجلس برابر با ۸ شب به وقت اروپا آغاز گردید به مدت ۱۲ ساعت بی وقفه ادامه یافت و درآن بطور متوسط ۹۵ نفر حضور داشتند. 

 همانند جلسه اول این نشست، محور اصلی‌ گفت و گوها بر پایه ایجاد همگرایی بّر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران و حول محور چهار خواسته بود:

۱. اعتقاد داشتن به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر

 ۲. دموکراسی‌ خواهی‌

 ۳. سکولاریزم

۴. به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران

پاره ای از گفت و گو ها حول محور بررسی نقاط اختلاف بین طرفداران نظام پادشاهی و حامیان نظام جمهوری بود. یکی از حامیان جمهوریت بر تشکیل یک جبهه دموکراتیک مشترک در بین نیروهای جمهوری خواه تاکید داشت و مخالف حضور طرفداران نظام پادشاهی در هر گونه همگرایی سیاسی اپوزیسیون بود. از جمله دلایل ایشان این بود که هواداران سلطنت برای بزرگ نمودن خانواده پهلوی به مشارکت با نیروهای جمهوری خواه نیاز دارند. در مقابل یکی از حامیان نظام پادشاهی به لزوم همگرایی این دو نگرش سیاسی برای تشکیل جبهه مشترکی در مقابل جمهوری اسلامی و براندازی حکومت دینی تاکید می نمود.

هواداران همگرایی سیاسی چه از طیف مشروطه خواه و چه از طیف جمهوری خواه، بر این نکته تاکید نمودند که به دنبال ایجاد ساختاری سیاسی برپایه چهار اصل مطرح شده، و گسترش فرهنگ سیاسی بر مبنای آنها هستند.                در عین حال طرفداران همگرایی بر این نکته تاکید داشتند که متاسفانه آنچه سبب جلوگیری از همگرایی بین نیروهای طرفدار جمهوریت و مشروطه می گردد، نه دراختلاف عقیده در نوع نظام سیاسی، بلکه در فرهنگ و ادبیات سیاسی طرفداران نظام پادشاهی نهفته است. این طیف از شرکت کنندگان معتقد بودند که پاره ای از هواداران سلطنت  با بکارگیری ادبیاتی زشت ، دفاع از اعمالی نظیر شکنجه، تحریف تاریخ، درنظر نگرفتن موارد نقض حقوق بشر در رژیم گذشته و یا توجیه استبداد سیاسی حاکم بر جامعه در زمان حکومت خاندان پهلوی، موجب می شوند که نه تنها امکان همگرایی فراهم نشود، بلکه باعث بی اعتمادی و از بین رفتن تضمین مورد نیاز برای ایجاد یک نظام سیاسی دموکراتیک و برپایه حقوق بشر در آینده نیزمیشوند. هواداران همگرایی تاکید داشتند چنانکه ما در گفت و گوهای سیاسی، معیارهای حقوق بشر و دموکراسی را رعایت کنیم، و براین پایه نسبت به گذشته، حال و یا برنامه های آینده گفتوگو نماییم، میتوانیم به یک زبان مشترک سیاسی دست یابیم. آنان معتقد بودند که با برخورداری از فرهنگ حقوق بشر و دموکراسی ، نه تنها می توانیم دربین ایرانیان به یک همگرایی نائل آییم، بلکه می توانیم با همه شهروندانی که در سایر کشورها از این اصول پشتیبانی می نمایند به همگرایی برسیم، و یک جبهه متحد و جهانی درمقابل جمهوری اسلامی ایجاد کنیم.

در این نشست یکی از افراد با حمایت از شرکت آقای خاتمی در انتخابات او را «نلسون ماندلا ی ایران «خطاب  کرده و معتقد بود که «خاتمی با شرکت در انتخابات مجلس، پنجره اصلاحات را در ایران همچنان باز نگه داشته و اصلاح طلبی را زنده نگاه داشته است». وی در پایان هر دور گفت وگوی خود، این شعارها را تکرارمی نمود: «یا حسین، میر حسین، یا مهدی، المهدی، یا زهرا، ره زهرا».  طرفداران این نگرش معتقد بودند که هواداران حقوق بشر و دموکراسی، به این دلیل که خواهان براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند، درجهت منافع اسرائیل قدم برمی دارند و زمینه را برای حمله نظامی به ایران هموار می کنند. در مقابل، طرفداران همگرایی سیاسی معتقد بودند که در جمهوری اسلامی، بعلت عدم امکان حضور نیروهای سکولار در انتخابات، بطور کلی حق انتخاب از مردم سلب گردیده، و آنچه که بنام انتخابات در جمهوری اسلامی ارائه می گردد، تنها جنبه نمایشی دارد. طرفداران همگرایی همچنین معتقد بودند، از آنجایی که امکان حضور ناظران بین المللی و خبرنگاران مستقل در نظارات برروند انتخابات و تهیه گزارش از آن امکان ندارد، هرگونه آمار منتشر شده از جانب حاکمیت فاقد ارزش و اعتبار می باشد.  آنان معتقد بودند که هرگونه مماشات و همکاری با جمهوری اسلامی باعث تضعیف جنبش آزادی خواهانه مردم ایران است. هواداران همگرایی با اشاره به ملاقات مجتبی خامنه ای با آقای موسوی در پشت درهای بسته، و درخواست آقای موسوی برای ملاقات خصوصی با علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون حضور خبرنگاران و رسانه های گروهی را، نشانه دیگری از عدم پایبندی موسوی به شفافیت و صداقت سیاسی درمقابل افکار عمومی دانستند. شرکت کنندگان در این جلسه اتفاق نظر داشتند که افرادی نظیر خاتمی، کروبی، رفسنجانی، موسوی، زهرا رهنورد و … هدف اصلیشان حفظ نظام جمهوری اسلامی است، و این افراد بهر شکل ممکنه تلاش می نمایند تا جنبش آزادی خواهانه مردم ایران را به سکوت و سکون کشانده، تا خواست مردم ایران، برای برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد، با حضور همه نیروهای سیاسی را، به نفع حفظ نظام جمهوری اسلامی منحرف نمایند. هواداران همگرایی تاکید نمودند، اختلاف نظری که بین پاره ای از نیروهای سیاسی درون جمهوری اسلامی وجود دارد، در جهت چگونگی به سکوت کشاندن جنبش آزادی خواهانه مردم ایران و مصادره آن، در جهت حفظ نظام است.

بخش دیگری از این گفت و گوها به نقد عملکرد پاره ای از نیروهای اپوزیسیون در داخل و خارج از کشور اختصاص یافت. در این زمینه به دو نمونه مشخص پرداخته شد. مورد اولی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، مسئله جلوگیری از انتشار فیلم همایش یکی از گروه های سیاسی در نیویورک بود. طرفداران همگرایی سیاسی معتقد بودند که شفافیت و انتشار گزارش نشست ها، نه تنها وظیفه جریانات سیاسی است، بلکه لازمه هرنوع تشکلی است که معتقد به دموکراسی است، زیرا دانستن و گردش آزاد اطلاعات حق همگان است. مورد دومی که مورد نقد و بررسی قرار گرفت، موضوع اختلاس مالی در کمک رسانی به خانواده زندانیان سیاسی، انگ سیاسی، و لاپوشانی توسط یکی از جریانات سیاسی در ایران بود. طرفداران همگرایی معتقد بودند که عملکرد های سیاسی بر مبنای اخلاقیات سیاسی سنجیده میشود و نه بر پایه شخصیت های سیاسی. بعبارت دیگر هیچ جریان و یا شخصیت سیاسی حق ندارد به این دلیل که در اپوزیسیون جمهوری اسلامی قرار دارد، برخلاف اخلاقیات دموکراسی و حقوق بشرعمل نماید و به تخریب شخصیت افراد، فعالان سیاسی و حقوق بشری بپردازد.

در پایان قرار شد که ادامه این جلسه در یکشبه آینده ۱۱ مارچ، ۲۰۱۲ ساعت ۱۱ صبح به وقت لوس انجلس، ۲ بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا، ۷شب به وقت اروپا ،  ۹:۳۰ شب به وقت ایران در تالار «ایران دیدگاه» در  پالتاک دنبال شود.

 


 یکشنبه ۱۱ مارچ ۲۰۱۲، سومین نشست عده‌‌ای از ایرانیان، با افکار گوناگون و گرایشات سیاسی متفاوت از سراسر جهان درپالتاک، درتالاری به نام «ایران دیدگاه» برگزار شد. این نشست که از ساعت ۱۱ صبح به وقت لوس آنجلس برابر با ۸ شب به وقت اروپا آغاز گردید به مدت ۱۵ ساعت بی وقفه ادامه یافت و درآن بطور متوسط ۱۲۵  نفر حضور داشتند.

همانند جلسات قبلی این نشست، محور اصلی‌ گفت و گوها بر پایه ایجاد همگرایی بّر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران و حول محور چهار خواسته بود:

۱. اعتقاد داشتن به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر

۲. دموکراسی‌ خواهی‌

۳. سکولاریزم

۴. به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران

در این نشست یکی از شرکت کنندگان در دفاع از عدم انتشار فیلم همایش «سکولار دمکرات های امریکای شمالی» که در نیویورک برگزار شده بود، معتقد بودند که عدم انتشار فیلم، بنا به دلایل امنیتی صورت گرفته و نقد این گروه توسط پاره ای از افراد، به منظور مطرح کردن خود و تخریب دیگران است. ایشان معتقد بودند، انرژی ما بایستی در جهت اعلام برنامه صرف گردد و از درجا زدن و تکرار خودداری کنیم، و در پایان، بر خلاف خواسته طرفداران همگرایی معتقد بودند که آنان خواهان کنار نهادن همه جریانات سیاسی می باشند و به گفته ایشان هواداران همگرایی می گویند که هرکس که با ما نیست، پس مخالف ما است. پاره ای از طرفداران همگرایی در مورد عدم انتشار فیلم همایش «سکولار دموکراتهای آمریکای شمالی در نیویورک» که امروزه به نام «اتحاد برای پیشبرد سکولار دموکراسی در ایران» خود را معرفی می نمایند، توضیح دادند که اولا پیش از برگزاری نشست، فیلم برداری و انتشار آن، به اطلاع همگان رسیده بود. و ثانیا پاره ای از افراد به این دلیل که به آنها تضمین داده شده بود که  روند برگزاری نشست باز و شفاف خواهد بود، و از نشست بطور کامل فیلمبرداری شده و منتشر خواهد شد در آن شرکت کرده بودند. بعلاوه حضور فیلمبردار در جمع حاضرین، در یک کلاس کوچک ، در زیرزمین دانشگاهی در نیویورک، کاملا آشکار بود، و در طی نشست، هیچکس به حضور فیلمبردار هیچگونه اعتراضی نداشت. بعلاوه برگزارکنندگان این نشست از سایر رسانه های گروهی و خبرنگاران درخواست نموده بودند تا در این نشست حضور یافته واز آن گزارش تهیه کنند. پاره ای از این گزارشات ، اسامی نماینده گان و عکس های گرفته شده از این نشست، در رسانه های مختلف نیزمنتشر شد. عدم انتشار این فیلم تنها محدود به اینترنت و افکار عمومی نشد، بلکه فیلم این نشست، در اختیار افراد شرکت کننده، و یا حتی نماینده گان هیات اجرایی که منتخب شرکت کننده گان این نشست بودند هم قرار نگرفت. و جالبتر اینکه نه تنها فیلم، بلکه حتی صدای آن، در اختیار سرپرست گروه رسانه قرار نگرفت، که باعث شد که گزارشهای نشست سکولار دمکراتهای آمریکای شمالی که از جانب خود این گروه به صورت کتبی منتشر گردید، در تناقض با یکدیگر قرار گیرند. یکی از شرکت کننده گان در این همایش، توضیح داد که بر طبق اصول و قرار قبلی، همزمان با شروع نشست‌، وظایف کمیته برگزاری نیویورک به پایان می رسید و این کمیته بایستی قدرت اجرایی خود را از دست می داد و قدرت باید به شرکت کنندگان در نشست و طبعاً به هیئت رئیسه جلسه منتقل می شد،  اما این جا بجایی قدرت صورت نگرفت. یکی از افراد کمیته برگزاری نشست نیویورک، پنج نفر را بعنوان هیئت رئیسه پیشنهاد کردد. این پیشنهاد توسط یکی دیگراز افرادی که در کمیته برگزاری نشست نیویورک فعال بود، پشتیبانی‌ گردید، و بدون رای گیری از «ویرچوال کامونیتی فوردموکراسی این ایران و یا جامعه جهانی دموکراسی برای ایران» که مخالف روند شکل گیری هیئت رئیسه بود، هیئت برگزاری نشست نیویورک به هیئت رئیسه تغییر نام داد. علاوه بر آن دخالت افرادی که حتی نماینده هم نبودند و یا کنار نهادن پاره ای از نماینده گان شهرها، علیرغم اینکه سکولار و دموکرات بودند و یا رفتارهای غیر دموکراتیک برای جلوگیری ازبیان نظرات گوناگون، کار را به جائی کشاند که این گروه را محدود به تعدادی از رفقای قدیمی جریانات کمونیستی کرد و اعتبار حقوقی تمامی تصمیمات گرفته شده را از بین برد. این حرکت غیر دمکراتیک موجب گردید تا حتی هیئت پنج نفره منتخب نشست، در طی زمان کوتاهی به دو نفر تقلیل یابد. علت اصلی جلوگیری از انتشار فیم این نشست، پنهان کردن فرهنگ و روشهای غیر دموکراتیک استفاده شده در این نشست بود، و نه چیز دیگری. یکی از هواداران همگرایی سیاسی گفت: «من اولین کسی بودم که خواهان انتشار فیلم همایش نیویورک شدم و امروز هم می گویم که انتشاراین فیلم باعث میشود تا ما بتوانیم مشکلات را حل کنیم، اشکالات را مورد بررسی قرار داده و اصلاح نماییم، تا بتوانیم گامهای بعدی ر ابرداشته و به جلو حرکت کنیم. در نتیجه، این ما نیستیم که مانع از پیشرفت و یا باعث درجا زدن می شویم، بلکه برعکس، فرهنگ سیاسی غیر دموکراتیک، عدم شفافیت و نبود پاسخ گویی، و گرایش پاره ای از افراد به لابی گری سبب میشود که آنان همچنان در ساختارهای سیاسی کهنه و درهم تنیده، منزوی باقی بمانند.» ایشان گفتند که : «ما راه خود را ادامه دادیم و همچنان با گفتمانی که سکولار و دموکرات است با همه افکار و جریانات سیاسی در سراسر جهان در جهت ایجاد یک همگرایی جهانی بمنظور کنار نهادن استبداد دینی حکم بر کشور مان گام برمی داریم.»

طرفداران همگرایی معتقد بودند با توجه به اینکه شرکت کنندگان در این همگرایی از تفکرات گوناگون سیاسی هستند و با توجه به خواسته این گروه که گردآمدن حول خواسته های مشترک است، این برداشت که طرفداران همگرایی خواهان حذف همگان می باشند، و یا آنان هرکس را که با آنان نباشد را مخالف خود می دانند، خلاف حقیقت و انصاف است.

یکی از شرکت کننده گان معتقد بودند که احزاب سیاسی دارای سابقه تاریخی در جامعه ایران می باشند و مردم نسبت به آنان آشنایی دارند، در نتیجه بایستی در احزاب کنونی به فعالیت پرداخت. اما یکی دیگر از شرکت کننده گان معتقد بود که دنیا به دلیل جهانی شدن متحول شده و دوره رهبران فرهیخته به سرآمده است. ایشان معتقد بود که  با تحولاتی که درعصرارتباطات صورت گرفته است، و نحوه جابجایی اطلاعات، دیگر فرمول های قدیمی جوابگو نیستند.

دربخشی دیگرازاین گفت و گو، یکی ازهواداران سازمان مجاهدین خلق، با اشاره به مبارزات این سازمان با رژیم جمهوری اسلامی در ۳۰ سال گذشته،  این سازمان را بعنوان دموکرات ترین حزب سیاسی معرفی نمود.  وی در پاسخ به این پرسش که چرا هواداران این سازمان در کمپ اشرف به منابع خبررسانی گوناگون دسترسی ندارند، و فقط مجازند کانال تلویزیونی مجاهدین را، آن هم در ساعات معین و تنها در ناهار خوری تماشا نمایند، پاسخ دادند که این حرف از جانب خبرگزاری های خارجی منجمله بی بی سی گزارش شده که فاقد اعتبارند. در این بین خانمی که خود سالیان درازی از مجاهدین ساکن در اشرف بودند، از وضعیت بد بازداشتگاه های اشرف، و فشارهای گوناگونی را که تحمل نموده بودند، صحبت کردند. ایشان نه تنها بر عدم دسترسی به کانالهای تلویزونی بجز کانال مجاهدین تاکید کردند، بلکه اضافه نمودند که حتی خواندن هرگونه مجله، روزنامه و یا کتابی بجز آنچه که سازمان در اختیار آنان می گذاشت، ممنوع بود، و حتی تخطی ازاین قانون، موجب توبیخ و مجازات سنگین میشد.

در بخش پایانی گفت و گوها یکی از طرفداران فدرالیسم در سخنان خود از واژه ملت های ایران استفاده نمود. یکی از هواداران همگرایی توضیح دادند که هر چند در پاره ای از مواقع می توان در علومی نظیر «اتنیکولوژی ویا قوم شناسی» برای تعریف قوم، از واژه ملت استفاده نمود، اما بکارگیری لغت ملت در علوم سیاسی و بخصوص در حیطه حقوق بین الملل مفهوم خاص خود را دارد. ایشان معتقد بودند که با توجه به حقوق بشر و در یک سیستم دموکراتیک، نه تنها  خواسته هایی که از جانب پاره ای از نیروهای طرفدار فدرال مطرح می شود، برآورده می گردد، بلکه بسیاری از سایر حقوق افراد نیز قابل دسترسی است. یکی از نیروهای طرفدار فدرالیسم معتقد بودند که فدرالیسم یعنی تقسیم قدرت، و چون دموکراسی هم تقسیم قدرت است، پس بدون وجود فدرالیسم، امکان رسیدن به دموکراسی میسر نیست. در پاسخ، یکی از هواداران همگرایی به ایشان گفت: «دموکراسی به مشروعیت قدرت می پردازد، و ارتباطی با شکستن قدرت از لحاظ جغرافیایی ندارد». ایشان توضیح دادند که تقسیم قدرت در علوم سیاسی بیشتر به مفهوم جدایی قوا از یکدیگر است،که در ساختارهای لیبرال دموکراسی به صورت قوای مقننه، مجریه و قضاییه توصیف می گردد. در پایان به نظر ایشان وجود و یا عدم وجود فدرالیسم ارتباطی به وجود و یا عدم وجود دموکراسی در یک سیستم سیاسی ندارد، واز دید علوم سیاسی،آنچه که سبب ایجاد دموکراسی در یک نظام سیاسی می شود، بیشتر در حیطه وجود نهادهای دموکراتیک و انتخابی در ساختار نظام سیاسی است.

 یکشنبه ۱۸ مارچ ۲۰۱۲، سومین نشست عده‌‌ای از ایرانیان، با افکار گوناگون و گرایشات سیاسی متفاوت از سراسر جهان درپالتاک، درتالاری به نام «ایران دیدگاه» برگزار شد. این نشست که از ساعت ۱۱ صبح به وقت لوس آنجلس برابر با ۸ شب به وقت اروپا آغاز گردید به مدت ۱۵ ساعت بی وقفه ادامه یافت و درآن بطور متوسط ۹۰  نفر حضور داشتند.

همانند جلسات قبلی این نشست، محور اصلی‌ گفت و گوها بر پایه ایجاد همگرایی بّر علیه رژیم جمهوری اسلامی ایران و حول محور چهار خواسته بود:

۱. اعتقاد داشتن به اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر

 ۲. دموکراسی‌ خواهی‌

 ۳. سکولاریزم

۴. به رسمیت شناختن تمامیت ارضی ایران

در ابتدای این نشست دو تن از افرادی که به تازگی از گروه «سکولار دموکرات های سبز» جدا شده بودند، در مورد تشکیل یک گروه جدید صحبت کردند و نسبت به تفاوت نظرات خویش  در مورد فدرالیزم با گروه سکولارهای سبز توضیح دادند. پاره ای از هواداران همگرایی  با توجه به اختلافات پیش آمده، این سوال را مطرح نمودند که چرا اعضای سکولار دموکرات های سبزبه بند الف ماده دو در اساسنامه خود اعتراضی ندارند؟ در اساسنامه این گروه آمده است : «اعضاء شورا باید خود را مقيد به مصوبات شورا بدانند و شورا می تواند، مطابق بند الف ماده دوی اساسنامهء شبکه، عضويت کسانی را که با تصميمات شورا در رسانه ها مخالفت می کنند، معلق سازد.»

یکی از شرکت کنندگان در جلسه که به تازگی از موزه ای در انگلستان دیدن کرده بودند، با اشاره به اینکه ماشین چمن زنی در قرن هفدهم در انگلستان اختراع شده و مردم ایران امروزه برای حل مشکلات خود به چاه جمکران مراجعه می نمایند، معتقد بودند که مردم ایران عقب افتاده و خرافاتی می باشند، و تنها عده معدودی از آنها به اینترنت دسترسی دارند، درنتیجه تشکلات اینترنتی برای جامعه ایران مفهومی ندارد. در مقابل طرفداران همگرایی با ارائه نمونه هایی از خرافات رایج در کشورهای پیشرفته و نیز ارائه آماری از پیشرفتهای ارتباطی نظیر ضریب نفوذ تلفن موبایل، ستلایت و اینترنت و نیز با ارائه آمارهایی در زمینه حجم پیام های ارسالی از طریق ایمیل، فیسبوک ، وبلاگ، و نیزبا تاکید به استفاده بهینه ایرانیان از پالتاک، و یا مسنجرهای دیگر بمنظور گفت و گوهای سیاسی، تلاش نمودند تا اثبات نمایند جامعه ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای پیشرفته دیگر، نه تنها پیشرفته ترند، بلکه ایرانیان را بعنوان پرچمدار اولین تحرک اجتماعی عصر انفورماتیک معرفی نمودند که موجب شکل گیری بهارعرب گردید. یکی دیگر از هواداران همگرایی معتقد بودند که تاکید بیش از حد جمهوری اسلامی بر بستن فضای مجازی و ایجاد مانع در گردش آزاد اطلاعات، خود نشانه توان فضاهای مجازی و ابزارهای ارتباطی الکترونیکی در پیشبرد اهداف آزادی خواهانه مردم ایران است.

یکی از شرکت کنندگان معتقد بودند که احزاب سیاسی با ارائه اساسنامه های بسیار عالی و عمل نکردن به اساسنامه خود سبب ایجاد بی اعتمادی شده اند. ایشان معتقد بودند که ایرانیان بایستی برای رسیدن به اهداف خود هزینه های گوناگونان آن، منجمله هزینه مالی آن را از طریق حق عضویت بپردازند. ایشان تاکید کردند که بعلت گسترش دانش بشری و تخصصی شدن آن، امروزه نیاز به رهبران سیاسی و سازمانهای هرمی از بین رفته است، و تشکلات افقی که در آن متخصصین امکان فعالیت می یابند، موثرتر میباشد. یکی از هواداران همگرایی ضمن تائید صحبت های ایشان، اضافه نمودند که عدم رعایت اخلاقیات سیاسی موجب این بی اعتمادی گردیده است. ایشان اخلاقیات سیاسی را، عمل نمودن به آرمانهای مطرح شده تعریف نمودند. بعنوان مثال کسی نمی تواند مدافع حقوق بشرو دموکراسی  باشد، و در عین حال به توجیه شکنجه و یا استبداد در گذشته، حال و یا آینده بپردازد.

در پایان یکی از حاضرین در جلسه معتقد بودند که هواداران همگرایی بایستی به نقد نشستهای گذشته بپردازند و دستاوردهای این نشستها را بررسی  نمایند. ایشان درخواست نمودند تا هواداران همگرایی در جهت ایجاد یک سازماندهی گام بردارند. ایشان با اشاره به اینکه ایرانیان شرکت کننده درفضای مجازی از لحاظ سیاسی به اندازه کافی فعال نمی باشند، درخواست نمودند تا هواداران همگرایی درجهت ایجاد سازماندهی  تلاش نمایند و به انتشار بیانیه در زمینه های گوناگون بپردازند و اعلام آمادگی نمودند تا بیانیه های منتشر شده را امضا نمایند. یکی از هواداران همگرایی تاکید نمودند که تهیه اطلاعیه و یا هر حرکتی بایستی با همفکری، هماهنگی و به گونه ای طبیعی صورت گیرد. این جریان تا کنون بصورت خودجوش و توسط شهروندان عادی شکل گرفته و پیشرفته است، و دخالت همگانی در تصمیماتی نظیر چگونگی سازماندهی و یا  تهیه اطلاعیه های سیاسی لازم است. ایشان معتقد بودند که ما نمی توانیم توقع داشته باشیم که عده ای اطلاعیه صادر نمایند تا ما زیر آن را امضا کنیم. هدف این است که در تنظیم اطلاعیه و یا هر عملی همگان به گونه ای باز، شفاف و دموکراتیک همیاری کنیم.

در پایان این نشست، تالار ایران دیدگاه اعلام نمود که سخنران هفته آینده این تالار آقای بهرام مشیری خواهند بود. و پس از سخنرانی جلسه پرسش و پاسخ خواهد بود. این جلسه یکشبه ۲۵ مارچ ۲۰۱۲، ساعت ۴ بعد از ظهر به وقت لوس انجلس، ۷ بعد از ظهر به وقت شرق آمریکا، ۱۲ شب به وقت اروپا و ۲:۳۰ صبح به وقت ایران در تالار «ایران دیدگاه» برگزار خواهد گردیدد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s